روشهای تبلیغی پیامبر اکرم (ص)

 


(36 صفحه از صفحه 41 تا 76)

 
نویسنده : حسینی بلخابی، سید غلامحسین
 

(صفحه 41)


در عصر پیشرفت اطلاعات ، که جهان را با این وسعت به صورت دهکده ای درآورده است ، امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکا و همیاری صهیونیسم برنامه ریز و کارکشته ، با بهره گیری از تکنولوژی مدرنی که در اختیار دارند ، می خواهند سلطه خود را بر جهان بگسترانند .

تهاجم فرهنگی وسیع و پر دامنه ی آنان ، علیه اسلام و مسلمین می طلبد که ما ، با استفاده از روش تبلیغی پیامبر گرامی اسلام و سایر معصومین علیهم السلام و به پاسداری از مرزهای ایدئولوژیک خود پرداخته و نیز هویت شیطانی و زیاده خواهی آنها را افشا نماییم .

تعریف تبلیغ در لغت :

رسانیدن ، وصل کردن ، رسانیدن عقاید دینی یا غیر آنها با وسایل ممکنه .[1]

تعریف اصطلاحی تبلیغ :

در مجموع می توان تبلیغات را نوعی تلاش کم و بیش منتظم و جامع برای تحت نفوذ و تاثیر قراردادن عقاید ، نگرشها و یا اعمال دیگران با استعانت از نمادها کلمات ، اشارات ، موسیقی ، فیلم و ... تعریف کرد . [2]

تبلیغ ، رساندن پیام است ، با استفاده از ابزار مناسب و موثر .[3]

پیام رسانی به قلب

انسانها دارای غرایز فطری و طبیعی هستند که نیاز به کنترل دارند . ممکن است غرایز مادی رشد نموده و عرصه را برای غرایز معنوی تنگ نمایند . مثلا برای حب به بقای شخصی ، تداوم حیات دیگران را به خطر بیندازد و یا اینکه شخصیت بر غریزه ی نوع دوستی و یا حقیقت طلبی غلبه پیدا کند و زمینه ظهور غرایز معنوی را سلب نماید .

پیامبران الهی با استفاده از روشهای تبلیغی کارآمد و موثر ، از رشد بی رویه و ناسالم بعضی غرایز جلوگیری می نمایند و در راستای شکوفایی بعضی دیگر می کوشند تا بستری مناسب برای تکامل انسان فراهم نمایند .

 

(صفحه 42)


انسان با مسائل فراوان دیگری نیز مواجه است که غریزی نیستند که افراط و تفریط در آنها برای انسان زیانبار و ایجاد تعادل در آنها منجر به سعادت فرد و اجتماع می گردد . پیامبران آموزگارانی اند که انسانها را با نیازهایشان آشنا نموده و راهکارهای عملی را در این زمینه ارائه داده اند . آنها با منبع وحی در ارتباط بودند و فرامین خداوند را دریافت می کردند . در آغاز ، خود بکار می بستند و عمل می کردند و با دریافت فرمان تبلیغ ، به صورت گام به گام و با توجه به مقتضیات زمان و مکان و تامل و دقت به شرایط اجتماعی ، روانی و اقتصادی دست بکار می شدند .

اگر مبلغ به تبلیغ خودش اعتقاد نداشته باشد و یا به آن عمل نکند ، چگونه می تواند انتظار تحول و اثرگذاری تبلیغ خود را در دیگران داشته باشد ؟!

سخنی که از زبان بیرون شود ، از گوشها فراتر نخواهد رفت . « ان الکلام اذا خرج من اللسان لم یتجاوز من الاذن » پیامبران ، پیام خداوند را از طریق وحی دریافت می کردند و آن را بکار می گرفتند و سپس به تبلیغ آن پیام مبادرت می ورزیدند و قلب ها را به تسخیر خویش در می آورند « ان الکلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب . » هرگاه سخنی از قلب بیان شود ، لاجرم بر دل خواهد نشست .

پیام رسانی

مامور پست ، وقتی که محموله ای را به دست صاحبش می رساند و یا مدیر اداره ای ، بخشنامه وزیر مربوطه را به اطلاع مامورین زیر دست خود می رساند . این نوع پیام رسانی ، رساندن پیام به حس است و گاهی پیام رسان با بهره گیری از استدلال منطقی ، فلسفی و تجربی ، پیامی را به عقل می رساند ، اما پیام رسانی پیغمبران (ص) به دل ها می باشد که فراتر از پیام رسانی به حس و عقل است .

تبلیغ آنها از مرز حس و عقل عبور کرده و به دل راه پیدا می کند و قلب ها را همچون موم تحت فرمان خویش نرم می نماید .

بیست و پنج سال ، پس از شهادت حضرت علی (ع) ، رژیم استبدادی در تعقیب پیروان علی (ع) است ، تا آنان را قلع و قمع کند . میثم تمار از این تهدیدها هیچ هراسی ندارد ، دستگیر می شود و زبانش را به جرم گفتن مدح مولا قطع می نمایند ، اما باز هم از علی (ع) می گوید ، او را به دار می آویزند ولی تا رمق در جان دارد از مدح علی می گوید .

تبلیغ علی (ع) در قلب میثم اثر گذاشته بود و تاثیر تبلیغ هرگز از دل میثم زدوده نگردید .

 

(صفحه 43)


اما تبلیغ سطحی دارای اثر پایدار و عمیق نخواهد بود و دل ها را نمی تواند تسخیر نماید .

ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش

کهنه ابری که بود ز آب تهی کی تواند که کند آب دهی

فرضیه ها و تئوریهای مارکس ، توانست با فرازها و فرودهایی ، حدود هفتاد سال در روسیه و سرزمین های دیگر با بکار گیری سر نیزه ها ، مطرح گردد ولی پایه های لرزان و ضعیف آن ، قادر به تداوم حیات نگردید و سر انجام پرونده اش مختومه شد .

شهید مطهری می فرماید :

{ تبلیغ پیامبران الهی دارای سه بعد بود که عبارتست از عرض ، طول و عمق ، چون پیام و تبلیغ آنها دارای این ابعاد بوده ، دعوتشان پایدار و ماندگار گردیده است . دعوت تبلیغ کننده هایی که این سه بعد و جهت را نداشته ، از گستردگی ، پایداری و ژرفا برخوردار نگردیده اند }. [4]

شعاع تبلیغ پیامبر اسلام از حیث زمانی ، تنها چهارده قرن است اما از حیث گستردگی همه کره ی خاکی را درنوردیده و از مرز یک میلیارد مسلمان فراتر رفته است و از جهت تاثیر ، آنچنان نیرومند است که پیروان اسلام در هر شرایطی برای دفاع از باورهای دینی آماده اند .

روش تبلیغ پیامبر (ص) الگویی ماندگار

آنچه را که پیامبر (ص) بر زبان جاری نموده اند ، و آنچه را که انجام داده اند ، یعنی اقوال و افعال ، رسول اعظم (ص) برای امت اسلامی حجت است و الگو و سر مشق بودن پیامبر اکرم را ، قرآن مجید چنین بیان می کند : « لقد کان فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله والیوم الاخر و ذکر الله کثیرا » [5] مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود ، برای آنان که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند .

پیامبر به مکان تبلیغ توجه خاصی داشت ، چون مکان ، در اثر گذاری تبلیغ می تواند نقش داشته باشد ، در ایام حج ، پیام خدا و دعوت اسلامی خویش را به مردم می رساند.[6] در کنار کعبه در حجر اسماعیل می نشستند و آیات قرآن را تلاوت و تبلیغ می کردند . [7]و همچنین به زمان تبلیغ و انتخاب بهنگام آن ، عنایت داشتند .

مثلا به مدت سه سال ، تبلیغ پیامبر(ص) به صورت پنهانی انجام می گیرد و پس از گذشت آن شرایط زمانی و وارد شدن به زمان و شرایطی دیگر دعوت علنی خویشاوندان به فرمان خداوند

 

(صفحه 44)


« و انذر عشیرتک الاقربین » [8] و دعوت عمومی و علنی به فرمان خداوند « فاصدع بما تومر و اعرض من المشرکین » [9] انجام می گیرد .

در مدت سه سال بعد از بعثت ، دعوت آشکارا صورت نمی گیرد ، زیرا زمینه و شرایط مناسب وجود نداشته است ، اما هنگامی که شرایط فراهم می شود ، به دستور خداوند به تبلیغ علنی می پردازد . وقتی که کفار از تبلیغ رسول خدا (ص) جلوگیری می کردند ، حضرت از ماههای حرام استفاده می کرد و در بازارهای مثل عکاظ ، مجنه و ذی المجاز حاضر می شد ، در بلندی می ایستاد و مردم را به دین اسلام دعوت می کرد .[10] در چنین مواردی ، عنصر مکان و زمان در انجام تبلیغ پیامبر (ص) تاثیر داشته است . که از آن نتیجه می گیریم رسول اعظم برای مسلمانها ، بهترین سر مشق در همه زمینه ها است و در روش تبلیغ ، برای مبلغین الگو است تا از روش های آن حضرت بهره ببرند .

نکاتی را که پیامبر (ص) در تبلیغ رعایت می کردند فراوان است و اگر از عنصر زمان و مکان سخن به میان آمد ، برای شاهد و بیان موضوع است .

هدف از فراهم آوردن مطالب مربوط به روش تبلیغی پیامبر (ص) بیان تاریخ نقلی نیست که برای مثال در سال دوم هجرت ، در مدینه منوره چنین تبلیغی با چنان روشی انجام گرفته است بلکه سخن از الگو بودن پیامبر است .

ضروری است که بین الگو و الگو پذیران ، بین پیامبر و امتش ارتباطی برقرار شود ، تا روش او در میان پیروانش تبلور نماید . عالمانی که وارث انبیا اند و رسالت به دوش اند و از خداوند هراس دارند « انما یخشی الله من عباده العلماء »[11] با به بکار بستن روش های تبلیغی پیامبری ، که با استفاده و بهره گیری از منبع وحی سخن می گفت :« و ما ینطق عن الهوی ، ان هو الا وحی یوحی » [12] و از عصمت برخوردار بود و ...

پس هدف در نوشتاری که فرا روی شما قرار دارد این است که مبلغین دینی و دعوت گران مذهبی ، روشهای تبلیغی پیامبر (ص) را به کار گیرند که کاراترین ، مطمئن ترین و نزدیک ترین راه برای انجام رسالت شان می باشد .

یکی از روش های تحقیق در زمینه روش های تبلیغی پیامبر (ص) می تواند ، قرآن باشد . با استفاده از آیات الهی ، روشهای تبلیغ پیامبر (ص) استخراج می شود . شهید آیت الله مطهری در کتاب « سیری در سیره نبوی » مطالبی تحت عنوان ارزش مسئله تبلیغ و شرایط مبلغ و همچنین روش تبلیغ دارند که در هر دو موضوع ، از طریق آیات به بحث می پردازند .

 

(صفحه 45)


روش دیگر می تواند سخنان خود پیامبر (ص) باشد . محقق با استفاده از کلمات ، متن نامه ها فرمانها ، صلحنامه ها ، با روش های تبلیغی پیامبر (ص) آشنا خواهد شد .

راه دیگری که امکان استفاده از آن وجود دارد ، بهره جستن از بیانات وارثان معصوم آن حضرت (علیهم السلام) و حضرت فاطمه (س) و صحابه برگزیده می باشد .

روشی که در این نوشتار به کار گرفته شده ، روش ترکیبی است که بیشترین نگاه به موضوع را از دریچه تاریخ دارد و همچنین نگاهی به آیات ، سخنان پیامبر(ص) و نهج البلاغه فراخور توان ناچیز خویش داشته ام .

روشهای تبلیغی پیامبر اکرم (ص)

1– تبلیغ قبل از بعثت

1-1 تبلیغ علیه خرافات :

پیامبر چهار سال داشت و هنوز نزد حلیمه سعدیه {مادر رضاعی اش}زندگی می کرد . روزی به حلیمه پیشنهاد فرمود که همراه برادران رضاعی خود به صحرا برود .

حلیمه نقل می کند : فردای آن روز محمد را شستشو دادم و به موهایش روغن زدم ، به چشمانش سرمه کشیدم و برای اینکه دیوهای صحرا به او صدمه نرسانند یک مهره یمنی که در نخ قرار گرفته بود به گردنش آویختم . آن حضرت مهره را از گردن در آورد و به من فرمود : « مهلا یا اماه فان معی من یحفظنی » مادر جان ! آرام باش ! خدای من که همواره با من است ، نگهدار و حافظ من است . [13]

دیده می شود که مبارزه پیامبر (ص) علیه خرافات ، همچنان که بعد از بعثت انجام می گرفت قبل از بعثت هم صورت می گرفته است .

1-2 اظهار نفرت از لات و عزی :

حضرت محمد (ص) دوازده ساله بود که همراه عموی بزرگوارشان ابوطالب عازم شام شد تا این که در منطقه ای به نام بصری رسیدند و در آنجا فرود آمدند . راهبی مسیحی ، به نام « بحیرا » زمانی که پیامبر را دید ، در سیمای حضرت نشانه هایی مشاهده کرد که فریفته پیامبر شد . به ابوطالب گفت : این طفل آینده درخشانی دارد و .. . راهب مسیحی بود و چون کاروان تجاری از مکه رفته بود ، تصور راهب این بود که آنان بت پرست هستند و از همین رو پیامبر را مخاطب قرار داد و

 

(صفحه 46)


گفت : ای پسر ، تو را به لات و عزی سوگند می دهم که آنچه از تو می پرسم ، پاسخ بدهی ! پیامبر فرمود : مرا به لات و عزی سوگند مده که چیزی در نظر من مبغوض تر از این دو نیست . بحیرا گفت : پس تو را به خدا سوگند می دهم ، سئوالات مرا پاسخ ده . حضرت فرمودند : هر چه می خواهی بپرس ... .[14]

1-3 انزجار از لات و عزی :

وقتی که پیامبر (ص) ، اموال تجاری خدیجه (س) را جهت فروش به شام می برد ، خدیجه (س) « میسره » یکی از غلامان مورد وثوق خودش را همراه پیامبر فرستاد ، تا اوضاع را از دور مراقبت کند و گزارشی مفصل برای او تهیه نماید .

زمانی که پیامبر (ص) به مکه بازگشت ، میسره در ضمن گزارش سفر و عملکرد پیامبر(ص) به خدیجه (س) گفت : محمد امین بر سر موضوعی با تاجری اختلاف پیدا نمود ، تاجر به امین گفت : به لات و عزی سوگند بخور ، تا من سخن تو را بپذیرم . امین در پاسخ او چنین گفت : پست ترین و مبغوض ترین موجودات پیش من ، همان لات و عزی است که تو آنها را می پرستی . [15]

از این دو مورد ، یک مطلب استفاده می شود که پیامبر در زمان نوجوانی و جوانی ، یکتا پرست بوده و در راستای نفی بت ها سخن می گفته و مبارزه اش ، علنی بوده است .

1-4 رعایت قوانین جنگی :

رسول اعظم (ص) در سنین جوانی و یا نوجوانی ، در چهارمین جنگ فجار همراه عموهای خود به شرطی شرکت می کند که : آنها از ستم تجاوز ، قطع رحم و بهتان خودداری کنید تا من در کنارشان باشد . آنها می پذیرند و آن حضرت شرکت می ورزد .[16]

1-5 نتیجه عمل پسندیده ، نفوذ در قلب ها است . « ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا . »[17] کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، خداوند رحمان ، محبت آنها را در دلها می افکند .

رسول خدا ، همواره عمل نیک انجام می داد و آراسته به نیکی ها بود . کردار و رفتار شایسته اش ، سبب گردید تا مورد اعتماد مردم قرار بگیرد و به « محمد امین » معروف شود .

حضرت خدیجه (س) ، در امر تجارت ، از پیامبر (ص) تقاضای همکاری نمود و پس از مدتی زمینه ازدواج آنها فراهم گردید . خدیجه (س) خطاب به رسول اکرم (ص) اظهار داشت : چیزی که مرا شیفته تو نموده است ، همان راستگویی ، امانت داری و اخلاق پسندیده توست . [18]

 

(صفحه 47)


1-6 جلب اعتماد و پذیرش حکمیت :

هنگامی که مردم در گفتار و کردار شخصی ، مغایرت ببینند ، هرگز اعتماد به سخن او نخواهند کرد . « اتا مرون الناس بالبر و تنسون انفسکم » .[19] آیا مردم را به نیکوکاری دعوت می کنید ولی از خودتان غافلید .

« لم تقولون ما لا تفعلون »[20] چرا حرفی می زنید که خودتان به آن عمل نمی کنید .

مردی همراه پسرش خدمت پیامبر (ص) مشرف شد ؛ عرض کرد که پسرش بسیار خرما می خورد . از حبیب خدا تقاضا کرد که به پسرش ، توصیه نماید تا زیاد خرما نخورد . پیامبر(ص) فرمود : پسرت را فردا بیاور ! مرد همراه پسرش ، فردا خدمت پیامبر(ص) رسید و رسول خدا به آن پسر توصیه نمودند که زیاد خرما نخورد . مرد پرسید که یا رسول الله ! چرا دیروز این توصیه را نفرمودید ؟ پیامبر(ص) فرمود :که دیروز خودم ، خرما خورده بودم .

تبلیغ کننده ، آنچه را که تبلیغ می کند ، باید خود انجام داده باشد و در صورت عدم انجام آن ، تبلیغش تاثیری نخواهد داشت .

در زبان پارسی همین سیره تبلیغی پیامبر (ص) ، ضرب المثلی شده است که : « رطب خورده ، منع رطب چون کند » . در هنگام نصب « حجر الاسود » سران قریش دچار اختلاف شدند و هر یک از قبایل می خواست افتخار نصب را به قبیله خود اختصاص دهد و از همین رو اختلاف بین قبایل قریش ظهور کرد و همه آماده جنگ شدند .

سرانجام به توافق رسیدند اولین نفری که از باب بنی شیبه وارد مسجد الحرام شود ، او را به حکمیت برگزینند . در انتظار چنین شخصی بودند که چشمشان به سیمای محمد امین افتاد و همگان اظهار داشتند که او بهترین قضاوت را خواهد نمود و نسبت به حکمیت او رضایت دادند .

به دستور پیامبر(ص) ، جامه ای را پهن کردند و پیامبر حجر الاسود را در آن گذاشت و فرمود رئیس هر قوم گوشه ای از آن جامه را بگیرد تا آن که به محل نصب حجر رساندند. آنگاه خود پیامبر حجر الاسود را برگرفت و در محلی که باید قرار داده می شد ، نصب نمودند . با چنین تدبیر و درایتی ، غائله ختم گردید . [21]

نتیجه کلام این که پیامبر گرامی اسلام از دوران کودکی تا چهل سالگی و زمان بر انگیخته شدن و بعثت ، مبلّغ موفقی بوده اند و همگان نسبت به رفتار و گفتار و موضع گیریهای ایشان ، حسن اعتماد داشته و به وی لقب « امین » داده بودند .

حضرت در سال های نزدیک به نبوت از مردم کناره می گرفت و به پرستش خدا می پرداخت . سالی یکماه در کوهی که به نام «حراء» عبادت می کرد ، پس از سپری شدن ماه عبادت ، به مکه

 

(صفحه 48)


می آمد و پیش از آن که به خانه برود هفت بار یا بیشتر کعبه را طواف می کرد ، سپس به خانه خود می رفت . در یکی از همین سالهای گوشه گیری وی در حراء بود که ، به پیغمبری مبعوث گردید . [22]

2- از بعثت تا هجرت :

2-1 تبلیغ پنهانی پیامبر (ص)

مقطعی که دعوت پیامبر به صورت مخفی انجام گرفت ، از بعثت آن حضرت آغاز گردید و به مدت سه سال ادامه یافت. بعضی از مورخین چهار و یا پنج سال نیز گفته اند .[23] باید توجه داشت که دعوت پنهانی نیز در دو مرحله انجام گرفته است :

2-2-1 دعوت از اهل خانه :

وقتی که پیامبر (ص) مبعوث به رسالت شدند، روز دوشنبه بود . پس از فرود از کوه حراء و بازگشت به منزل ، حضرت خدیجه (س) به دعوت همسرش پاسخ مثبت داد و به یگانگی خداوند و رسالت پیامبر گواهی داد . روز سه شنبه ، یک روز پس از بعثت بود که پسر عموی پیامبر (ص) علی ابن ابیطالب (ع) ایمان آورد . در این هنگام علی (ع) تحت سرپرستی پیامبر قرار داشت و جزء خانواده آن حضرت به حساب می آمد .

سومین نفر عضو خانواده پیامبر ، زید بن حارث بود که مسلمان گردید که او فرزند خوانده پیامبر بود . بعضی گفته اند که بعد از علی ابن ابیطالب(ع) و زیدبن حارثه ، ابوذر اسلام آورد و برخی گفته اند که ابوبکر پیش از ابوذر سپس عمر بن عبسه و بعد خالدبن سعید بود . [24] پیامبر روز دوشنبه مبعوث شد و علی روز سه شنبه نماز کرد . [25]

2-1-2 دعوت مخفی از عناصر مورد اعتماد:

افرادی که در این مرحله پس از شناسایی ، دعوت شدند و اسلام را پذیرفتند از این قرارند : ابوبکر ، زبیربن عوام ، عثمان بن عفان ، سعد بن ابی وقاص [26]، ابوذر غفاری ، یاسر ، سمیه ، عمار ، بلال ، جعفر ابن ابیطالب ، خباب بن ارت ، حمزه ، عبد الله مسعود ، ارقم بن ابی ارقم و ... [27]

شرایط زمانی و مکانی ، موجب گردید که دعوت پیغمبر به صورت مخفی انجام گیرد . افرادی که زمینه پذیرش اسلام در آنها وجود داشت ، مورد شناسایی قرار می گرفت و سپس از طریق دوستان مسلمان آنها دعوت می شدند و به محضر پیامبر ، آورده می شدند تا اظهار مسلمانی نموده و به جمع آنان بپیوندند .

 

(صفحه 49)


افرادی که ایمان می آوردند ، تحت آموزش قرار می گرفتند تا به عنوان کادر ورزیده به تبلیغ بپردازند و در آینده بتوانند مسئولیتهای سنگین و خطیر را به خوبی انجام دهند و با مشکلات پنجه نرم کنند، و چون بنیان مرصوص همیشه استوار و محکم و پایدار بمانند .

تعدادی که در طی دعوت مخفی ، مسلمان شدند به چهل نفر رسیدند که بیشتر آنان از طبقات پایین و متوسط جامعه بودند و همواره مورد آزار و اذیت و شکنجه مشرکان قریش قرار می گرفتند .[28] برخی شمار مسلمانان را در این مقطع زمانی قریب پنجاه نفر دانسته اند . [29]

مشرکین کلیه رفت و آمدها را کنترل می کردند و به آزار مسلمین دست می یازیدند . پیامبر(ص) و یارانش به هنگام نماز و پرستش خدا ، از مردم پنهان می شدند و در شکاف کوهها و جاهای دور از رفت و آمد نماز می گزاردند . اندک اندک اسلام در مکه پراکنده شد.[30]

با آنکه مسلمانها که برای رفت و آمد به دره ها پناه می بردند و اصول پنهانکاری و تقیه را مراعات می کردند ، روزی مشرکان ایجاد مزاحمت نموده و سعد بن ابی وقاص مجبور شد با استخوان فک شتر ، مردی از مشرکان را زخمی کردند . پس از این واقعه بود که پیامبر اکرم به یاران خود دستور داد تا در خانه ارقم بن ابی ارقم مخزوی بروند و در آنجا به عبادت مشغول شوند .

سرای ارقم نخستین پایگاه سری مسلمانان گردید . رسول خدا به صورت پنهانی با یاران خویش در سرای ارقم نماز می گزارد . تعداد کسانی را که در سرای ارقم مسلمان شدند از هشت تا بیست و پنج نفر گفته اند .[31] درمدت زمانی که سرای ارقم محل عبادت مسلمان ها بوده اختلاف است ، و آن را از یک ماه تا چهار سال نوشته اند .[32] آنچه مسلم است ، پناه بردن مسلمانان در خانه ارقم قبل از علنی شدن دعوت بوده و بعد از آن، دعوت شکل علنی به خود می گیرد .[33]

محمد ابو زهره نظرش این است که در زمان دعوت پنهانی ، تعداد مسلمانان به هشتاد و سه نفر رسیدند . [34]

در مدت دعوت مخفی ، به فرد سازی پرداخته می شد و افراد به پرستش خدای یگانه دعوت می گردید . این روش تبلیغی پیامبر ، برای سران قریش حساسیت برانگیز نبود و چون روش پیامبر ، تبلیغ گام به گام بود و از مرحله سری بودن به مرحله علنی گام نهاد ، برخورد مشرکان نیز تغییر یافت . آنها موقعیت خدایان و منافع خویش را در خطر دیدند و به ساماندهی و بسیج توان خود اقدام نمودند .

 

(صفحه 50)


2-1-3 تبلیغ آشکار خویشاوندان

سه سال از بعثت پیامبر (ص) و دعوت سری آن حضرت گذشته بود که آیه « و انذر عشیرتک الاقربین »[35] یعنی : خویشاوندان نزدیک خود را از عذاب الهی بترسان . برای دست زدن به یک برنامه انقلابی گسترده نازل شد.

باید از حلقه های کوچکتر و فشرده تر شروع می کرد ، و چه بهتر اینکه پیامبر (ص) دعوت را از بستگانش شروع کند، که هم سوابق پاکی او را بهتر از همه می شناسند و هم پیوند خویشاوندی نزدیک ایجاب می کند که به سخنانش بیش از دیگران گوش فرا دهند ، و از حسادتها و کینه توزیها و انتخاب موضع خصمانه ، دورترند . [36]

پیامبر (ص) خویشاوندان خود را در خانه ابوطالب دعوت کرد . پس از صرف غذا هنگامی که پیامبر (ص) می خواست ماموریت خود را ابلاغ کند ، ابولهب با گفته های خود زمینه را از میان برد ، لذا فردای همان روز دعوت مجدد بعمل آمد و به آن ها غذا داده شد. پیامبر (ص) بعد از صرف غذا فرمود : ای فرزندان عبدالمطلب ! به خدا سوگند هیچ جوانی را در عرب نمی شناسم که برای قومش چیزی بهتر از آنچه من آورده ام آورده باشد ، من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام و خداوند به من گفته که شما مرا در این کار یاری خواهید کرد ، تا برادر وصی و جانشین من باشید ؟

جمعیت همگی سرباز زدند . علی (ع) که از همه کوچکتر بود برخاست و عرض کرد : ای پیامبر خدا ! من در این راه یار و یاور توام ، پیامبر (ص) دست بر گردن علی (ع) نهاد و فرمود : « ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوه » این برادر و وصی و جانشین من در بین شماست ، سخن او را بشنوید و فرمانش را اطاعت کنید . [37]

قندوزی به نقل از علی (ع) نوشته است که چون آیه « وانذر عشیرتک الاقربین » نازل شد پیامبر (ص) فرمود : چه کسی از شما با من بیعت می کند تا برادر و رفیقم در بهشت باشد ؟ من قیام کردم و کس دیگری قیام نکرد ... تا اینکه در مرحله سوم تکرار شد و پیامبر فرمود: « هو اخی و صاحبی فی الجنه » . او برادرم و رفیقم در بهشت است .[38] بیعت علی (ع) در یوم الدار با ایمان آن حضرت در روز بعد از بعثت ، منافاتی ندارد . روایت ذکر شده را قندوزی از امیر المومنین نقل می کند که حاکی از بیعت در یوم الدار است . سخن دیگری از مولا است که حاکی از پذیرش اسلام در آغاز بعثت دارد .

 

(صفحه 51)


قال علی (ع) : « و لم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیر رسول الله (ص) و خدیجه و انا ثالثهما »[39] در آن روزها ، در هیچ خانه ی اسلام راه نیافت ، جز خانه رسول خدا (ص) که خدیجه هم در آن بود و من سومین آنان بودم.

شرایط تبلیغی حضرت موسی و حضرت محمد (ص)

حضرت موسی نیازهای تبلیغی خودش را از خداوند تقاضا می کند تا واجد شرایط گردیده و در تبلیغ بتواند موفقیت بدست آورد .

1-« رب اشرح لی صدری » آغازین خواسته موسی ، فراخی سینه است تا تحملش زیاد شود . تبلیغ رسالت ، و محنت و رنج دارد ، اگر سعه صدر نباشد ، تحمل آن همه رنج ممکن نخواهد بود .

2- « و یسر لی امری » و کارم را برایم آسان گردان . مراد از « امر » همان امر سالت است . [40]

3-« و احلل عقده من لسانی ، یفقهوا قولی » گره از زبانم بگشای ، تا سخنان مرا بفهند .

4-« واجعل لی وزیرا من اهلی هرون اخی » امر رسالت امری است کثیر الاطراف او به تنهایی نمی تواند به همه جوانب آن برسد ، ناگزیر وزیری لازم دارد که در امر رسالت با او شرکت جوید . [41]

هنگامی که موسی به دنبال آتش رفت و مبعوث به رسالت شد تا به مصر برود و تبلیغش را آغاز نماید، احساس می کند که تبلیغ یک مسئولیت بسیار سنگین است و لذا تقاضایی را مطرح می کند . از آیه بیست و پنج سوره طه تا آیه سی و پنج ، این تقاضای موسی (ع) بیان شده است .

موسی نیاز به یک نفر همکار جدی و قابل اطمینان و اعتماد داشت تا پشتش محکم شود . او را در ماموریت تبلیغی اش کمک نماید .

همین نیازمندیها به گونه دیگر برای رسول اکرم حضرت محمد (ص) مطرح می شود، اما در مورد پیامبر اکرم (ص) خداوند به رسولش خبرمی دهد که به نیازهایت توجه کردیم : « الم نشرح لک صدرک » آیا ما به تو شرح صدر ندادیم . « و وضعنا عنک وزرک » این بار سنگین را از دوش تو نهادیم تا آنجا که می رسد به « فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب » پس هنگامی که از کار مهمی فارغ می شوی به مهم دیگری بپرداز ، و به سوی پروردگارت توجه کن . [42]

موسی از خداوند می خواهد که برادرش هارون به عنوان وزیرش منصوب شود تا قسمتی از وظایف را ، انجام دهد . پیامبر اسلام در یوم الدار خطاب به علی (ع) می فرمایند : تو برادر و رفیقم

 

(صفحه 52)


در بهشت هستی . و یا در حدیث منزلت فرموده است که : « انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی »[43] تو همانند هارون برای موسی ، برادر و جانشین من هستی و تنها تفاوت در این است که پیامبری بعد از من نخواهد بود . این روایت را شیعه و سنی بصورت متواتر نقل کرده اند .

پیامبر (ص) در ضمن اینکه خویشاوندان خود را به اسلام دعوت می کند به یکی از روشهای تبلیغی موثر نیز اقدام می نماید و آن روش ، گزینش و معرفی همکار توانمند ، و قابل اعتماد است . یعنی حضور علی (ع) و سهیم شدن او در امر تبلیغ اسلام و حفظ و پاسداری از ارزشهای اسلامی بود حضرت علی (ع) در کنار پیامبر گرامی اسلام تاثیرات مثبتی داشته است . چون امامت ، استمرار و تداوم نبوت است .

در دعوتی که جهت اعلان خطر برای خویشاوندان برگزار شده بود حدود 45 نفر از سران بنی هاشم شرکت داشت .[44] آن طوری که ابو زهره بیان نموده ، پیامبر (ص) سران قریش را دعوت کرد یعنی از قبایل زیر مجموعه قریش .[45]

این نظر مخدوش به نظر می رسد که تنها بنی هاشم دعوت شده بودند . در این دعوت بود که صفیه و فاطمه همسر ابوطالب ایمان آوردند .

تبلیغ آشکار و عمومی

بعد از سه سال تبلیغ نهانی و سری پیامبر (ص) آیه ، « انذار» نازل شد تا خویشاوندان خودش را اعلان خطر نماید و در پی آن آیه « فاصدع بما تومر و اعرض عن المشرکین . »[46]

آنچه را ماموریت داری آشکارا بیان کن ! و از مشرکان روی گردان . نازل گردید تا دعوت همگانی به صورت علنی انجام پذیرد.

پیامبر(ص) روزی در کوه صفا ، با صدای بلندی فریاد برآورد : « یا صباحاه » عرب خبرهای وحشت انگیز را با این کلمه آغاز می کند .

وقتی که تعدادی به حضور پیامبر جمع شدند ، فرمود : ای مردم هرگاه من به شما گزارش دهم که پشت این کوه دشمنان شما موضع گرفته اند و قصد جان و مال شما را دارند آیا مرا تصدیق می کنید ؟ همگی گفتند : ما در طول زندگی از تو دروغی نشنیده ایم.

سپس فرمود : ای گروه قریش خود را از آتش نجات دهید من برای شما در پیشگاه خدا نمی توانم کاری انجام دهم من شما را از عذاب دردناک می ترسانم . سپس افزود : موقعیت من

 

(صفحه 53)


همان موقعیت دیده بانی است که دشمن را از نقطه دوری می بیند و سریع برای نجات قوم خود به سوی آنان شتافته و با شعار مخصوص یا صباحاه آن ها را از پیشامد با خبر می سازد. [47]

هنگامی که آیه « فاصدع بما تومر ... » نازل شد رسول خدا (ص) در حجر اسماعیل ایستاد و فرمود : ای گروه قریش و ای مردم عرب من شما را دعوت می کنم به اینکه شهادت دهید خدایی جز خدای یکتا نیست و این که من فرستاده اویم و من شما را دستور می دهم به اینکه بت ها را دور افکنید و دستور مرا بپذیرید تا به این وسیله بر عرب فرمانروا شوید و مردمان غیر عرب نیز فرمانبردار شما شوند و در بهشت نیز فرمانروایان باشید. [48]

پیامبر (ص) ، تبلیغ علنی خود را با سخنرانی و در جمع مردم با مطالبی که بیان شد انجام دادند اینکه سخنرانی در کوه صفا در مرحله نخست بوده و سخنرانی در حجر اسماعیل در مرحله دوم ، مشخص نیست ، اما آنچه مهم است شروع دعوت علنی پیامبر از مردم مکه می باشد.

پایداری پیامبر(ص) در تبلیغ

وقتی که دعوت پیامبر (ص) علنی نبود و افراد کمی به صورت انفرادی مسلمان می شدند رسول خدا (ص) به توحید ، معاد و نبوت و مسائلی که برای مشرکین بسیار حساسیت برانگیز نبود ، خلاصه می شد . ولی با تغییر شرایط، دعوت پیامبر علنی شد و سران شرک ، موقعیت اقتصادی و سیاسی خودشان را در معرض تهدید و نابودی دیدند . به موازات دعوت پیامبر (ص) و افزایش تعداد مسلمانان ، سران قریش به میزان تبلیغات خود را افزودند و به انواع ترفند های تبلیغی دست زدند و به اذیت و آزار و ضرب و جرح مسلمانان به صورت وسیع پرداختند . مسلمانان هایی که وابستگی قومی به یکی از قبایل مقتدر مکه داشت ، کمتر مورد حملات فیزیکی قرار می گرفتند . ولی برده هایی که تازه مسلمان شده بودند و یا از قبایلی بودند که قبیله شان ساکن مکه نبود و یا ضعیف بودند ، همواره شکنجه می شدند و با خطر جدی مواجه می گردیدند.

رسول اعظم (ص) برای حفظ جان مسلمانانی که در مکه زیر شکنجه جسمی قرار داشته اند و توان حمایت ازآنها وجود نداشت ، دستور هجرت آنان را به حبشه صادر فرمودند. چون پادشاه حبشه شخصی مسیحی و عدالت گستر بود.

سران قریش برای بازگرداندن مهاجران مسلمان ،هیئتی را به همراه تحفه های فراوان نزد پادشاه حبشه فرستادند، که با بیانات زیبا و پر محتوای « جعفر بن ابی طالب » و اثرگذاری آن بر شخص پادشاه این عمل ، کفار مکه با شکست مواجه شد.

 

(صفحه 54)


مشرکین مکه به ابوطالب پیشنهاد کردند که ما یک نفر از خودمان را به تو می سپاریم و تو در عوض آن ، محمد امین را به ما بسپار. یک مرتبه نزد ابوطالب آمدند و گفتند : « برادر زاده ات از خدایان به زشتی یاد می کند و از دین ما عیب جوئی می کند و به ما نسبت سفاهت می دهد و نیاکان ما را گمراه می شمارد ، یا باید از او جلوگیری کنی یا او را به ما واگذاری. » ابوطالب کسی را نزد پیامبر(ص) فرستاد، تا حرف قریش را منتقل نماید و نیز ابوطالب به پیامبر(ص) پیام داد که : « برجان من و خودت رحم کن و چیزی که طاقتش را ندارم بر من تحمیل ننما ».

پیامبر(ص) فرمود :« عمو ! به خدا اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارند که این امر را رها کنم ، رها نخواهم کرد ، تا خدا نصرت دهد یا کشته شوم.»[49]

پس از آنکه حمزه عموی پیامبر(ص) ، مسلمان شد و یاران حضرت فزونی گرفت عقبه بن ربیعه که از سران بود نزد پیامبر(ص) رفت و گفت : « اگر مال می خواهی برایت جمع کنیم تا از ما ثروتمندتر شوی و اگر مقام و ریاست می خواهی به تو می دهیم و اگر سلطنت می خواهی ، برایت فراهم می کنیم .» پیامبر(ص) فرمود : « ای ابا ولید ، سخنت تمام شد ؟» عرض کرد : آری . فرمود : از من بشنو . عقبه گفت : بگو پیامبر(ص) فرمود : « بسم الله الرحمن الرحیم . حم . تنزیل من الرحمان الرحیم . کتاب فصلت آیاته قرآنا عربیا لقوم یعلمون . بشیرا و نذیرا فاعرض اکثرهم فهم لا یسمعون و قالوا قلوبنا فی اَکنه مما تدعونا الیه و فی آذاننا و قر و من بینا و بینک حجاب فاعمل اننا عاملون . »[50] , {به نام خداوند بخشنده مهربان . حم . این است کتابی که از سوی خداوند رحمان و رحیم نازل شده است ! کتابی است که آیاتش هر مطلبی را در جای خود بازگو کرده ، در حالی که فصیح و گویا است . برای جمعیتی که آگاهنده ، قرآنی که بشارت دهنده و بیم دهنده است ، ولی بیشتر آنان رویگردان شدند از این رو چیزی نمی شنوند . گفتند : قلب های ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت می کنی در پوششهایی قرار گرفته و در گوشهای ما سنگینی است ، و میان ما و تو حجابی وجود دارد ، پس تو به دنبال عمل خویش باش ، ما هم برای خود عمل می کنیم.}

عقبه آن چنان تحت تاثیر آیات قرآن قرار گرفت که در بازگشت پیش رفقای خود گفت : او را رها کنید و از این به بعد من با شما نخواهم بود . [51]

یکی از اقدام های مهم مشرکین ، پیمانی بود که به امضاء رساندند و آن را در خانه خدا آویختند . پیمان حاوی مطالبی بود چون ، به فرزندان هاشم و عبد المطلب زن ندهند و نگیرند ، چیزی به آنها نفروشند و نخرند . [52]

 

(صفحه 55)


وقتی که مشرکین از بازگرداندن مهاجرین مسلمان از حبشه مآیوس شدند و دامنه تبلیغات پیامبر ، روز به روز فراختر و گسترده تر می شد ، مشرکین خواستند ،که تا مسلمانان را تحت فشار اقتصادی قرار داده و ارتباط آنها را با مردم قطع کنند تا زمینه تبلیغی پیامبر محدود شود ، اما مقاومت پیامبر و یارانش سبب سست شدن پیمان مشرکین گردید و نیز موریانه به جز نام خدا- عهد نامه را از بین برده بود.

تبلیغ در حبشه :

در سال پنجم بعثت ، در دو نوبت بیش از هشتاد نفر مرد و زن به حبشه مهاجرت نمودند . وقتی که نماینده اعزامی قریش به حبشه ، خواستار بازگرداندن مهاجران گردید . پادشاه ، که شخصی ژرف نگر بود ، تحت تاثیر سخنان نماینده قریش به قرار نگرفت خواست که موضوع را درست ارزیابی نماید . لذا مهاجرین را در مجلس احضار کرد تا حرف ها و استدلال آنها را بشنود . جعفر بن ابی طالب به نمایندگی از جانب مهاجرین در آن محفل سخن گفت که فرازهایی از آن آورده می شود :

ما گروهی بودیم نادان و بت پرست ! از مردار، اجتناب نمی کردیم و پیوسته به گرد کارهای زشت بودیم ، همسایه نزد ما احترام نداشت ، ضعیف و افتاده ، محکوم زورمندان بود ، با خویشاوندان خود به ستیز و جنگ بر می خاستیم ، روزگاری به این منوال بودیم ، تا اینکه یک نفر از میان ما که سابقه درخشانی در پاکی و رستگاری داشت ، برخاست و به فرمان خدا ما را به توحید و یکتا پرستی دعوت نمود و ستایش بتان را نکوهیده شمرد و دستور داد در رد امانت بکوشیم و از ناپاکیها اجتناب ورزیم، با خویشاوندان و همسایگان خوشرفتاری نماییم ، از خونریزی و آمیزشهای نا مشروع ، شهادت دروغ ، خیانت در اموال یتیمان و نسبت دادن زنان به کارهای زشت دور باشیم .

اشک در چشمان شاه حلقه زد و از جعفر خواست تا مقداری از کتاب آسمانی پیامبر خود را بخواند .

جعفر آیاتی چند از سوره مریم را خواند. هنوز آیات سوره به آخر نرسیده بود که صدای گریه شاه و اسقف ها بلند شد و قطرات اشک ، محاسن و کتابهایی را که در برابر آنها باز بود ، تر نمود !

پس از مدتی ، سکوت مجلس را فرا گرفت و زمزمه ها خوابید . شاه به سخن درآمد و گفت : « گفتار پیامبر اینها و آنچه را که عیسی آورده است از یک منبع سرچشمه می گیرند، بروید ، من هرگز اینها را به شما تسلیم نخواهم نمود .»[53]

 

(صفحه 56)


نجاشی پادشاه حبشه ، خواست بیشتر از دیدگاه اسلام آگاهی پیدا کند و لذا هیات مهاجران را طلب کرد و گفت : درباره مسیح عقیده شما چیست ؟

جعفر سخنگوی مهاجران پاسخ داد : عقیده ما درباره حضرت مسیح ، همانست که پیامبر ما خبر داده است . وی بنده و پیامبر خدا بود ، روح و کلمه ای از ناحیه او بود ، که به مریم عطا نمود. [54]

تاثیرات تبلیغ ، جعفر بن ابی طالب در حبشه فراوان بود که یکی از نتایج آن ، اعزام هیات تحقیقی مسیحیان حبشه به مکه بود . حدود بیست نفر به حضور پیامبر اسلام ، مشرف شدند و پاسخهای سوالات خود را از رسول خدا گرفتند . پیامبر (ص) آنها را به دین اسلام دعوت نمود و آیاتی چند از قرآن را برای آنها تلاوت فرمودند .[55]

سفر تبلیغاتی پیامبر (ص) به طایف :

در سال دهم بعثت ، ابوطالب و خدیجه(س) فوت نمودند و پیامبر (ص) دو نفر از یاران قدرتمند خود را از دست داد . و از همین روی آن سال « عام الحزن» نامیده شد . بعد از فوت این دو نفر ، سران قریش با جرات بیشتر ، عرصه ی تبلیغ را به پیغمبر تنگ نمود .

رسول اعظم (ص) تصمیم گرفت تا سفر نماید که این سفر در سال یازده بعثت انجام گرفت . پیامبر(ص) در این سفر ، سه نفر برادر که آن روز سروران قبیله ثقیف بودند یعنی عبد اللیل بن عمرو و مسعود بن عمرو و حبیب بن عمرو برخورد کرد و خود را بر آنها عرضه داشت .[56]

پیامبر (ص) ده روز در طایف ماند و میان تیره های مختلف آنان گشت و آنان را به اسلام فرا می خواند ولی آنان نمی پذیرفتند و به علاوه، احمقان وغلامان خود را تشویق می کردند تا گرد پیامبر(ص) جمع شده و او را با سنگ بزنند . پیامبر(ص) به دیوار باغ عتبه و شیبه پسران ربیعه پناه برد . خون از ساقهای پیامبر(ص) می ریخت و علی (ع) از او دفاع می نمود تا سرش شکست .[57] عتبه و شیبه که از خاندان عبد شمس بودند بدست غلامشان عداس ، انگوری برای ایشان فرستادند . پیامبر(ص) به سوی انگور برد و بسم الله گفت . صحبتهایی که پیامبر با این مرد مسیحی نمود در او تاثیر گذاشت . و او اسلام را پذیرفت . عداس به پای آن حضرت افتاده سر و دست ها و پاهای وی را می بوسید .[58]

تبلیغ سایر قبایل به صورت عمومی

رسول اکرم ( ص ) در آغاز سال یازدهم بعثت سفر تبلیغی به طائف داشتند ، اما در بازگشت به مکه ، روش تبلیغ خود را تغییر دادند . هر چه درگذشته افرادی از قبایل دیگر به اسلام دعوت

 

(صفحه 57)


می شدند - مانند ابوذر غفاری که پس از پذیرش آیین اسلام ، جهت تبلیغ قبیله خود به بین آنها اعزام شد و قومش اسلام را پذیرفتند - ولی بیشتر تبلیغ متوجه قریش بود و دعوت دیگران به صورت جنبی انجام می گرفت . پس از سفر طائف ، دعوت سایر قبایل به صورت گسترده و جدی شروع گردید . در موسم حج که قبایل دیگر به مکه روی می آورند ، دعوت به اسلام می شدند . از قبایلی که در این موسم مورد دعوت قرار گرفتند از قبیله ی کنده ، کلب ، بنو حنیفه ، بنوعامر بن صعصعه و نیز از بنی عبس ، غسان ، بنی محارب و شیبان بن ثعلبه نام برده شده است .

روایتی از جابر بن عبدالله است که گفت : نبی اکرم در موقوف (حج) خود را بر قبایل عرضه می نمود و می گفت: « آیا کسی نیست که قومش را بر من عرضه کند زیرا قریش مرا از این که پیام پروردگار را برسانم منع کردند.» [59]

پیامبر در موسم حج در بازار عکاظ و مجبه و ذی المجاز از فرصت استفاده می کرد و بر اثر حرام بودن جنگ ، در ماههای حرام ، از عدم تعرض بت پرستان مطمئن بود از این رو در نقطه بلندی قرار می گرفت رو به مردم می کرد و می فرمود :« به وجدانیت خدا اعتراف کنید ، تا رستگار شوید ، با نیروی ایمان می توانید زمام قدرت جهان را به دست گیرید ، و تمام مردم را زیر فرمان درآورید و در آخرت در بهشت برین جای گزینید .» [60]

تبلیغ مردم در مراسم حج

گاهی میان یهودیان و عربهای بت پرست شهر مدینه نزاع در می گرفت و یهودیان به اعراب می گفتند: « بزودی پیغمبری از نژاد اسرائیل خواهد آمد و سرپرستی ما را به عهده خواهد گرفت و ما بر شما ریاست خواهیم یافت.»

بدین ترتیب زمینه ظهور پیغمبر در ذهن مردم یثرب آماده بود .[61] و نیز جنگ طولانی بین اوس و خزرج ، آنها را خسته کرده بود و برای رهایی از آن به دنبال فرصت بودند .

افرادی چون سوید بن صامت و انس بن رافع از مردم مدینه ایمان آوردند. ولی آنچه زمینه را برای هجرت هموار نمودن و مسائل بعدی در مدینه مساعد نمود ، ملاقات پیامبر (ص) با چند نفر از قبیله خزرج در موسم حج سال 11بعثت بود . آنها شنیده بودند که پیامبری از بنی اسرائیل ظهور خواهد کرد و لذا خواستند از رقبای خود یعنی قوم یهود پیشی گیرند و آیین اسلام را قبول نموده به مدینه بازگشتند و به تبلیغ همت نمودند .[62] و در همه جای مدینه صحبت از پیامبر و آئین او بود . [63]

در سال 12 بعثت و به هنگام حج 12 نفر از مردم مدینه ، در (عقبه بین منی و مکه به فاصله دو مایل از شهر است ) با پیامبر ملاقات و بیعت نمودند . و نخستین پیمان اسلامی بسته شد . بیعت

 

(صفحه 58)


آنان این بود که به خدا شرک نیاورند ، دزدی نکنند ، زنا نکنند ، فرزندان خود را نکشند ، برکسی تهمت نزنند ، در کارهای خیر که محمد (ص) دستور می دهد از او اطاعت کنند .

پیامبر(ص) مردی را به نام مصعب بن عمیر ، همواره آنان به یثرب فرستاد تا قرآن را به مردم تعلیم دهد و ضمنا می خواست از وضع شهر و مقدار استقبال مردم از اسلام مطلع شود .

در سال 13 بعثت ، دومین پیمان عقبه منعقد گردید . هفتاد و سه نفر بیعت کردند که دو نفرشان زن بود . بیعت آنان این چنین بود که ، به یاری او با دشمنان خدا پیکار کنند و این بیعت را بیت الحرب نامیدند و پس از این بیعت بود که پیامبر به مسلمانان اجازه داد تا به یثرب بروند و آنان به آن شهر رفتند و مردم یثرب بخوبی از ایشان پذیرایی کردند .[64]

در همه این شرایط سخت و دشواری که پیامبر به تبلیغ می پرداخت و از فرصت ها استفاده بهینه می نمود ، همواره مورد تعقیب سران قریش به ویژه ، تعقیب ابو لهب قرار داشت . گاهی پیامبر مشغول سخن بود که ابولهب از پشت سر ظاهر می شد ، و می گفت : مردم سخن او را باور نکنید ، زیرا او با آئین نیاکان شما سر جنگ دارد و سخنان او بی پایه است . مخالفت وی ، تبلیغات حضرت را درباره سران قبایل کم اثر می نمود و با خود می گفتند : اگر آیین وی صحیح و ثمر بخش بود ، هرگز فامیل او با او به جنگ بر نمی خواستند . [65]

هجرت پیامبر به مدینه جهت تبلیغ

هنگامی که سران قریش از موفقیت های پیامبر(ص) در مدینه اطلاع یافتند ، احساس خطر نمودند و در« دار النوده » طرح قتل پیامبر را ریختند و در نتیجه پیامبر(ص) ، مکه را به قصد مدینه ترک گفت . پیامبر (ص) روز دوازدهم ربیع الاول سال چهاردهم بعثت برابر با بیست و چهارم سپتامبر سال 623 میلادی وارد قبا شدند . اما اول، سال را ،از اول محرم گرفتند چون محرم اولین ماه سال قمری بود . [66]رسول گرامی روز جمعه وارد مدینه گردید و نماز جمعه را با اصحاب خود به جا آورد ، و خطبه بلیغی خواند که در اعماق قلوب آنها که تا آن روز با چنین کلمات و مضامین آشنا نبودند اثر بدیعی گذارد . [67]

پیامبر(ص) در مدینه روشهایی را برای تبلیغ اسلام دنبال نمودند، که فرستادن نامه برای سران کشورها و قبایل ، اعزام مبلغ ، مذاکره با نمایندگان اقوام و مذاهب ، تهیه و امضاء معاهدات و ... بود، که به قسمت هایی از این روشهای تبلیغی پیامبر(ص) پرداخته می شود .

 

(صفحه 59)


روشهای تبلیغی پیامبر(ص) در مدینه

1- ساختن مساجد ، مرکز تبلیغ و تصمیم گیری

برای تبلیغ نیاز به مکان مناسب بود . پیامبر برای ساختن مسجد بسیار تلاش نمود که اهمیت دادن آن را می توان در رفتار پیامبر اکرم (ص) هنگام ساختن مسجد قبا و مسجد النبی درک نمود . به مدت هفت ماه ساختن مسجد النبی بر اثر سعی پیغمبر ساخته شد .

تعداد مساجد مدینه به نه عدد می رسید که عبارت بودند از : 1- مسجد بنی عمرو بن مبذول از بنی نجار 2- مسجد بنی ساعده از خزرج 3- مسجد بنی رائج 4- مسجد بنی زریق 8- مسجد بنی اسلم 9- مسجد بنی جهینه در این مساجد نمازهای یومیه خوانده می شد و شخص پیامبر روزهای جمعه ، نماز جمعه را اقامه می کردند و در خطبه های آن ، آنچه لازم بود تبلیغ می فرمودند بسیج نیروی رزمی برای دفاع و جهاد در همین مساجد صورت می گرفت و به جبهات اعزام می گردید ، قضاوتها و رفع دعاوی و مخاصمات در مسجد ، انجام می شد . هیئت هایی که جهت مذاکره و یا مسلمان شدن به حضور پیامبر می رسیدند در مسجد جلسات برگزار می شد و ...

2- اعزام گروه تبلیغی

پیامبر(ص) به تقاضای نمایندگان قبایل « عضل » و « قاره » دسته ای را به فرماندهی مرثد همراه نمایندگان قبایل ، به آن نقاط فرستاد .آنها به آبگاهی به نام « رجیع » رسیدند که توسط نمایندگان قبایل به محاصره در آمدند. اکثر نیروهای اعزامی تصمیم به نبرد گرفتند و همه شهید شدند یک نفر در مسیر به شهادت رسید و دو نفر دیگر در مکه توسط سران قریش اعدام گردیدند . [68]

در ماه صفر سال چهارم ، هنوز خبر شهادت مبلغین در سرزمین « رجیع » به پیامبر (ص) نرسیده بود ،که به تقاضای « ابو براء عامری» چهل نفر به « نجد » اعزام شد . آنها از رجال علمی ، اسلامی و حافظ قرآن و احکام بودند ، به فرماندهی « منذر » رهسپار منطقه « نجد » گردیدند . آنها در منطقه « بئر معونه » شهید شدند و تنها « کعب بن زید » با بدن مجروح خود را مدینه رساند و جریان را اطلاع داد . [69]

در ماه ربیه سال هشتم « کعب بن عمیر غفاری » از طرف پیامبر(ص) ، ماموریت یافت که با 15 نفر، که همگی به سلاح تبلیغ مجهز بودند ، به سرزمین « ذات اطلاح » رفته و مردم آنجا را به یکتاپرستی دعوت کند . سرانجام مردم آن سامان ، هیئت تبلیغی را مورد هجوم خود قرار داده و به شهادت رساندند و تنها یک نفر زخمی که در میان کشتگان افتاده بود ، نیمه شب از جای خود برخاست و راه مدینه را در پیش گرفت ، و جریان را به عرض پیامبر رسانید. [70]

 

(صفحه 60)


همه مبلغین اعزامی با چنین حوادثی مواجه نشدند، برخی از آنها با موفقیت به انجام رسالت تبلیغی خود می پرداختند، و دسته و قبیله ای را معتقد و مومن به اسلام می نمودند.

3- اعزام معاذ بن جبل به یمن

پیامبر(ص) هنگام اعزام معاذ ، نکاتی را به او توصیه می کند که در خور توجه است و روش تبلیغی پیامبر را به خوبی آشکار می کند، پیامبر(ص) به او فرمود : « یسر و لا تعسر و بشر و لا تنفر .. »[71] دو روش تبلیغی در همین جمله بیان شده است ؛

الف : با مردم آسان بگیر وسخت نگیر ،

ب : به مردم مژده بده و به آینده روشن بخوان و نوید بده و برای آنها تنفر و نفرت نسبت به اسلام ایجاد نکن .

طبعا توصیه پیامبر (ص) برگرفته از سخن خدا است که فرموده : « یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا ».[72] ای پیامبر ! ما تو راه گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار کننده ،

علامه طباطبائی می فرماید : مومنین مطیع خدا و رسول را به ثواب خدا و بهشت بشارت ، و کفار را به عذاب خدا و آتش او انذار می دهد . [73] سبب اینکه « تبشیر » مقدم بر « انذار » شده این است که به تبشیر باید بیشتر اهمیت داده شود .

و نیز می فرماید : « یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر ... » [74] خداوند راحتی شما را می خواهد نه زحمت شما را .

سپس پیامبر(ص) به معاذ می فرماید : « و انک ستقدم علی قوم من اهل الکتاب ، یسئلونک ما مفتاح الجنه ، فقل : شهاده ان لا اله الا اله وحده لا شریک له »[75] ای معاذ در یمن با قومی از اهل کتاب مواجه می شوی که از تو می پرسند که کلید بهشت چیست؟ به آنان بگو : اعتراف به یگانگی و بی همتائی خداوند .

در کتاب « تحف العقول» سفارشی است از رسول خدا (ص) به معاذ بن جبل ، فرازهایی از آن را که به بحث ما ارتباط مستقیم دارد ، ذکر می کنیم : « یا معاذ علمهم کتاب الله و احسن ادبهم علی الاخلاق الصالحه ... و علیک با لرفق و العفو فی غیر ترک للحق یقول الجاهل قد ترکت من حق الله ... ثم بث فیهم المعلّمین و اعبد الله الذی الیه ترجع ولا تخف فی الله لومه لائم و اوصیک بتقوی الله و صدق الحدیث و الوفاء بالعهد و اداء الامانه ، و ترک الخیانه ، و لین الکلام . » ای معاذ ! قرآن خدا را بدانها بیاموز ، آنان را به

 

(صفحه 61)


اخلاق خوب پرورش بده ، ... بر تو باد نرمش و گذشت، در غیر مورد ترک حق که نادان بگوید حق خدا را ترک نمودی ... سپس آموزگار در میانشان پراکنده کن ، و آن خدا را بپرست که به وی باز می گردی و در راه خدا از هیچ سرزنش مترس. من به تو سفارش می کنم. به پرهیزگاری از خدا و راستگویی و وفا به پیمان و پرداخت امانت و ترک خیانت و نرم گوئی . [76]

4- اعزام علی (ع) به یمن

چون سئوالی را در مورد حق شوهر به همسر نتوانست درست جواب دهد پیامبر(ص) در سال دهم هجرت تصمیم به اعزام علی (ع) گرفت . علی(ع) در محضر پیامبر(ص) با کمال تواضع گفت : من فرد جوانی هستم که در طول عمر داوری نکرده، و روی کرسی قضاوت ننشسته ام . پیامبری دست بر سینه او نهاد و درباره وی دعا کرد و گقت : بار الها ! قلب علی را هدایت فرما و زبان او را از لغزش مصون بدار . سپس فرمود : علی ! با کسی از در جنگ وارد مشو، و کوشش کن در پرتو نیروی منطق و حسن سلوک ، مردم را به راه راست هدایت نمایی ، در فراز دیگری می فرماید : از مکر و نیرنگ و فریب دادن مردم بپرهیز ، زیرا حیله بدکاران به خود آنان باز می گردد.

پیامبر(ص) نامه حاوی دعوت به آئین توحید را به دست علی داد، تا آن را بر ملت یمن بخواند . علی (ع) وقتی که به مرز یمن رسید و نامه پیامبر(ص) را خواند ، قبیله « حمدان » همگی اسلام آوردند. [77]

قبیله همدان در یک روز مسلمان شدند . علی(ع) موضوع را به پیامبر(ص) اکرم کتباً گزارش داد . پیامبر(ص) پس از خواندن نامه شکر خدا را به جا آورد. [78]

5- فرستادن نامه به پادشاهان و سران قبایل

روش دیگر تبلیغی رسول اکرم (ص) فرستادن نامه و دعوت پادشاهان و سران قبایل به اسلام بود . این روش را زمانی انجام داد که از گسترش دعوت در شبه جزیره اطمینان یافت، آن گاه حضرت فرستادگان خود را به سوی هرقل ، امپراطور روم ، خسرو پادشاه ایران، مقوقس در مصر ، نجاشی در حبشه و کارگزار کسری در زمین یمن فرستاد . پیامبر مهری ساخت که بر آن محمد رسول الله کنده شده بود .

5-1 ارسال نامه به هرقل

« بسم الله الرحمن الرحیم من محمد بن عبد الله الی هرقل ، عظیم الروم ، سلام علی من اتبع الهدی اما بعد فانی ادعوک الی الاسلام ، اَسلم تسلم ، و یوتک الله اجرک مرتین ، فان تولیت فانماعلیک اثم الاریسیین »

 

(صفحه 62)


( به نام خداوند بخشنده مهربان ، از محمد بن عبد الله به هرقل بزرگ روم ، درود بر آن که از هدایت پیروی کند ، اما من تو را به دین اسلام فرا می خوانم ، اسلام بیاور تا بی گزند مانی و خداوند پاداش تو را دو چندان دهد ، و اگر روی بگردانی گناه مردمت بر گردن توست . )

« یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه التقوی سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله . » [79]

ای اهل کتاب به سوی کلمه ای که بین ما و شما مشترک است فراز آیید ، به این که جز الله را نپرستیم و چیزی را با او انباز نگیریم و برخی از ما، برخی دیگر را به جای خداوند صاحب اختیار خویش نگیرد.

دحیه بن خلیفه کلبی از جانب پیامبر(ص) ماموریت یافت تا نامه را به قیصر روم برساند . [80]

به هر پادشاه و فرمانروایی همین گونه نامه نگاشت ، و نامه کسری را به عبدالله بن حذافه سپرد ، نامه نجاشی به عمروبن امیه ضمری ، نامه مقوقس را به حاطب بن ابی بلعته ، نامه پادشاه عمان را به عمروبن عاص سهمی ، و نامه سلیط پادشاه یمامه را به سلیط بن عمرو داد.

پاسخ پادشاهان و فرمانروایان به فرستادگان پیامبر(ص) و نامه ها، گوناگون بود . برخی با نرمش و مهربانی ، و برخی با سخت دلی و خشونت ،که خود پسندی و بزرگی فروشی در آنها آشکار بود . [81]

5-2 ارسال نامه به خسرو

نامه آن حضرت به خسرو پرویز پادشاه ایران که به دست عبدالله حذافه سهمی فرستاده شد چنین است :

{« بسم الله الرحمن الرحیم ، من محمد رسول الله الی کسری عظیم فارس ، سلام علی من اتبع الهدی و آمن بالله و رسوله و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمداً عبده و رسوله الی الناس کافه لینذر من کان حیا و یحق القول علی الکافرین ، فان اسلم تسلم فان ابیت فان علیک اثم المجوس ...»}

(به نام خداوند بخشنده مهربان ، از محمد فرستاده خدا به خسرو، بزرگ ایران ، سلام بر کسی که راهنمایی را پیروی کند و به خدا و رسولش ایمان آورد و گواهی دهد که معبودی جز خدای یگانه و بی نیاز نیست و این که محمد بنده و فرستاده او ، به همه مردم است ، تا هر که را زنده باشد، بیم دهد و گفتار بر کافران واجب آید ، پس اسلام آور، تا سالم بمانی و اگر سر باز زدی همانا گناهان مجوس بر تو است.) [82]

 

(صفحه 63)


5 -3 ارسال نامه به اسقف نجران

پیامبر(ص) به موازات مکاتبه با سران دولت ها و مراکز مذهبی جهان ، نامه ای به اسقف نجران « ابو حارثه » نوشت و طی آن نامه، ساکنان نجران را به آئین اسلام دعوت نمود .

اسقف پس از دریافت نامه ، شورائی از علمای مسیحی و شخصیت های موثر تشکیل داد و سرانجام تصمیم به اعزام هیئتی به مدینه گرفتند ، تا از نزدیک پیامبر را ملاقات نمایند و در پی آن، تصمیم به پذیرش اسلام و یا عدم پذیرش آن بگیرند. هیئت نجران به حضور رسول خدا(ص) رسیدند ، بعد از گفت و شنودها ، پیامبر(ص) به فرمان الهی به آنان پیشنهاد مباهله داد و آنها پذیرفتند و هنگامی که پیامبر(ص) را با علی(ع) و زهرا(س) و حسینین(ع) که برای مباهله حاضر شده بودند ، دیدند از مباهله کردن سرباز زدند و به پرداخت جزیه موافقت نمودند .[83]

6- سفر تبلیغی پیامبر(ص) که منجر به فتح مکه گردید .

در ماه ذی العقده سال ششم هجری به همه مسلمانان اطلاع داده شد تا آماده رفتن به مکه شوند، پیامبر(ص) میخواست که با این اقدام خود در برابر دیده هزاران مشرک ، قدرت مسلمانان را بنمایاند.سران قریش مانع ورود مسلمانان به مکه شدند ولی با مذاکرات و گفتگوهای فراوان به توافق رسیدند که پیامبر و یارانش به مدینه بازگردند ولی در سال های آینده جهت انجام مراسم حج مجازند وارد مکه شوند . این توافق به پیمان « پیمان حدیبیه » معروف گردید. [84]

پیمان حدیبیه، ثمراتی برای مسلمانان در پی داشت که از جمله ، ایجاد امنیت در مرزهای جنوبی مدینه و فراهم شدن زمینه تبلیغ اسلام در نقاط دیگر بود ، دو سال بعد که پیامبر به طور رسمی برای فتح مکه حرکت کرد ، ده هزار نفر همراه پیامبر حرکت نمودند و مکه فتح گردید. [85]

7 - تبلیغ اسلام در بین هیئت ها

در سال هشتم هجری مکه فتح گردید و مقاومت مشرکین در هم شکسته شد . به دنبال این فتح بزرگ ، در سال نهم ، نمایندگان مشرکین از همه نقاط شبه جزیره العرب به مدینه سرازیر شدند

نمایندگان قبایل مختلف به حضور پیامبر(ص) می رسیدند و اظهار می نمودند و لذا این سال را « عام الوفود» نام نهادند.

دقت در آمدن این هیئت ها و مذاکراتی که با پیامبر(ص) انجام دادند و به اسلام گرویدند ، گواهی می دهد که بر اثر تبلیغ و استدلال منطقی پیامبر(ص) ، اسلام گسترش پیدا کرده است . [86]

نزول سوره مبارکه « النصر » به پیامبر(ص) حکایت کننده همین پیروزی بزرگ است که در طول سال نهم ، نمایندگان به حضور رسول اعظم رسیدند.

 

(صفحه 64)


8- جایگاه وسیله در تبلیغ پیامبر

در بین سیاستمداران معمول است که هدف، وسیله را توجیح می کند و می گویند: باید برای رسیدن به هدف مقدس، از وسیله های غیر مشروع بهره گرفت ! اولی در سیاست پیامبر(ص) در گفتار و عمل او هرگز از وسیله غیر مقدس خبری نیست و آنرا به کار نمی گرفتند.

وقتی که پیامبر در مکه با انواع فشار ها و رنجها مواجه بود و نیاز شدید به حمایت کننده داشت ، در موسم حج به سراغ حاجیان می رفت و آنان را به اسلام دعوت می کرد ، بحیره با فراس بن عبدالله بن سلمه، از قبیله بنی عامر بن صعصعه به پیامبر گفت : ما اگر ایمان بیاوریم و حمایتت کنیم تا بر مخالفین پیروز شوی ، آیا پس از تو حکومت از آن ما خواهد بود ؟ پیامبر(ص) فرمود کار رهبری به دست خداست آنرا در هر کس بخواهد قرار دهد.[87]

اگر پیامبر (ص) از وسیله ی غیر مقدس بهره می گرفت، تقاضای او را قبول می کرد و از توان جنگی اش استفاده می کرد و پس از به قدرت رسیدن به نحوی تعهدش را زیر پا می گذاشت و اعتنایی به پیمانش نمی کرد . از جانب دیگر ، پیامبر(ص) حق تعیین جانشین خود را نداشت و این موضوع مربوط به اراده الهی است که پیامبر این موضوع را در یوم الانذار بیان کرده بودند و این منصب مربوط به علی (ع) بود.

هیئتی از قبیله ثقیف به خدمت پیامبر(ص) رسیدند و برای مسلمان شدن خود را شروطی قید نمودند :

1- بتخانه بزرگ طایفه سه سال به همان حال باقی بماند و بت بزرگ قبیله « لات » در این مدت مورد پرستش قرار گیرد، که مورد قبول پیامبر واقع نگردید . گفتند یک ماه باقی بماند، باز هم رد شد.

2- آنان گفتند که از خواندن نماز معاف باشند فرمود : «لا خیر فی الدین لا صلوه فیه » دینی که نماز در اونباشد خیری نیست .

3 – گفتند ما مسلمان می شویم ولی بت ها را ما نمی شکنیم ، شما ماموری را اعزام فرمائید تا بت را بشکند ، پیامبر این تقاضا را پذیرفتند. [88]

ابراهیم فرزند رسول اعظم(ص) ، در سال دهم هجری فوت کرد . در روز درگذشت او آفتاب گرفت . برخی از ساده اندیشان گفتند که،آفتاب برای فوت ابراهیم گرفته است ! پیامبر(ص) ، بر فراز منبر رفت و فرمود : « ان الشمس و القمر آیتان من آیاه الله یجریان بامره ، مطیعان له لا ینکسفان لموت احد و لا لحیاته » یعنی آفتاب و ماه از نشانه های قدرت خدا هستند و آنها طبق سنن طبیعی و قوانینی که خدا

 

(صفحه 65)


بر آنها مقرر داشته است در مسیر خاصی می گردند . هرگز برای مرگ کسی و یا تولد کسی نمی گیرند بلکه وظیفه شما در موقع کسوف این است که نماز بگذارید . [89]

ممکن است بعضی افراد از چنین حوادثی به طور مقطعی به نفع خود استفاده کند و جمع مریدان خود را افزایش دهند، ولی بهره گیری از چنین فرصت ها ماندگار نخواهد بود و حقیقت آشکار خواهد شد . با گذشت زمان و پیشرفت علوم ، علت ، و سبب گرفتن آفتاب معلوم شده است.

رسول اعظم ، از وسایلی نادرست و غیر مشروع استفاده نکردند و پیروان راستین آن حضرت نیز، استفاده نخواهند کرد. هنگامی که به علی(ع) پیشنهاد میکنند که برای استحکام قدرت ؛ معاویه کنار بیاید و سپس برای عزل او اقدام نمایند ! علی(ع) با قاطعیت این سیاست را رد می کند .

9- بهره گیری از وسیله مقدس

پیامبر(ص) ، همان طوری که هدفش مقدس بود و برای تحقق آن می کوشید ، همواره برای رسیدن به هدف مقدس ، از وسیله مقدس استفاده می کرد . و این روش پسندیده را در عمل و گفتار رعایت می فرمودند.

تمام افعال انبیاء مانند اقوامشان ، جنبه تبلیغی دارد و فعل آنان عیناً مانند قولشان برای مردم حجت ، و بیانگر وظایف خدایی است. [90]

پیامبر(ص) که از وسایل مشروع استفاده می کرد ، تبلیغ از روشی است که مسلمانان آن روش را به کار بگیرند.

وقتی که عمرو در جنگ احزاب به دست علی (ع) کشته شد ، صدای تکبیر مسلمانان بلند شد . سپاهیانی که پشت سر عمرو از خندق گذشته بودند ، وحشت زده به طرف خارج از خندق فرار نمودند که در این هنگام « نوفل» با اسب خود در وسط خندق سقوط کرده ، و امیر المومنین علی(ع) وارد خندق گردید و او را کشت .

ابوسفیان تصور کرد که به انتقام حمزه عموی پیامبر(ص) ، بدن نوفل را مثله خواهند نمود . کسی را فرستاد که جسد او را به ده هزار دینار بخرد ، پیامبر(ص) فرمود : نعش او را بدهید و پول مرده در اسلام حرام است . [91]

10- پیامبر و تبلیغ تدریجی

شخصی که به انجام عملی عادت پیدا کرده است ، عادتش به طور آنی و دفعی به وجود نیامده است . و همین طور که اگر بخواهد آن عادت را ترک نماید ، نیاز به زمان دارد ، تا عادت خود را ترک کند . ورزش کاران در بلند کردن وزنه ها ، از وزنه های سبک شروع می کنند ، تا کم کم به

 

(صفحه 66)


وزنه های سنگین برسند ، زیرا بلند کردن هر وزنی بدن را برای بلند کردن وزنی سنگین تر آماده می سازد . [92]

رشد انسان از نظر جسم و روان به صورت تدریجی است . وقتی متخصصین زیست شناسی ، روان شناسی ، جامعه شناسی و تکامل انسان را بررسی می کند ، یکی از اصولی که به آن استناد می کند ، اصل تدریجی بودن رشد بر اساس قانون تعیین شده حق تعالی می دانند . رشد جسمی و رشد روانی را نیز تدریجی می دانند. [93]

تبلیغ پیامبر(ص)، از دعوت به توحید در مکه آغاز می شود و مرحله به مرحله پیش می رود . تبلیغ اصول عقاید، در مکه انجام میگیرد و مسائل حکومتی در مدینه مطرح می شود . تبلیغ احکام نیز همانند سایر مسایل به صورت گام به گام صورت گرفته است.

به طور نمونه می توان از منبع و حرمت تدریجی شراب به عنوان تبلیغ تدریجی نام برد. اولین آیه ای که برای حرمت شراب نازل شد و پیامبر(ص) مامور به تبلیغ آن گردید ، آیه شریفه « یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما » .[94]

( درباره شراب و قمار از تو سوال می کنند ، بگو : در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی ( از نظر مادی) برای مردم در بر دارد ، ولی گناه آنها از نفعشان بیشتر است.)

هنگامی که این آیه نازل شد ، مردم احساس کردند که شراب و قمار حرام است و دانستندکه باید گناه را ترک کنند ، اما خداوند همه راه ها را نبست زیرا فرموده است « و منافع للناس ».

سپس خداوند آیه دیگری را نازل کرد و فرمود : « یا ایها الذین امنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون »[95] ( ای کسانی که ایمان آورده اید ! شراب و قمار و بت ها و ازلام نوعی بخت آزمایی پلید و شیطانی اند ، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید .)

این آیه ، از آیه اول ، غلظت و شدت بیشتری دارد . سپس فرمود : « انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون.»[96] .(شیطان می خواهد به وسیله شراب و قمار ، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند ، و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد ، آیا خودداری خواهید کرد ؟!)

سپس مسئله تحریم را بیان می کند و با توجه به آن چه در نخستین آیه بیان کرده بود ، حرمت گناه را با این آیه آشکار می سازد ، « قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و

 

(صفحه 67)


البغی بغیر الحق ..»[97] . بگو خداوند متعال ، تنها اعمال زشت را ، چه آشکار باشد و چه پنهان ، حرام کرده است ، و گناه ، و ستم به ناحق را . [98]

شخصی به پیامبر (ص) عرض کرد : من نمی توانم نماز های پنجگانه را انجام دهم . ولی می توانم شبانه روزی دو رکعت نماز به جای آورم . پیامبر با او موافقت کرد . او می رود و مدتی به روزی دو رکعت نماز اکتفا می کند . تا اینکه شیرینی نماز را می چشد و نماز های پنجگانه را انجام می دهد. [99]

11- روش گفتاری پیامبر(ص)

پیامبر امی از میان مردم برخاسته بود ، و با مردم زندگی می کرد و هیچ گاه بریده از مردم نبود. او به زبان مردم سخن می گفت و از سخنان درشت پرهیز می کرد.

« و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم ...» [100]

( ما هیچ پیامبری را ، جز به زبان قومش نفرستادیم تا (حقایق ) را برای آنها آشکار سازد. )

پیامبر (ص) گفتاری شمرده و با فاصله داشت ، سخنان او جامع همه معانی بود و هیچ کاستی و فزونی نداشت . کلام او تعیین کننده حق و باطل از یکدیگر بود . بی ادب نبود و هیچ کس را در گفتار خویش خوار و زبون نمی کرد[101] قرآن درباره پیامبر اکرم (ص) می فرماید : « و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ، فان تولیتم فانما علی رسولنا البلاغ المبین »[102] ( اطاعت کنید خدا را ، و اطاعت کنید پیامبر را ، و اگر روی گردان شوید ، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه ای ندارد.)

12- پیامبر (ص) در کلام علی (ع)

مولا امیرالمومنین علی (ع) که در خدمت پیامبر (ص) پرورش یافته بود، بهترین شناخت را نسبت به مربی خود داشت و کلامش رساترین کلام بود . از همین رو به پاره ای از سخنان آن حضرت اشاره می شود:

12-1 « ما ضیا علی نفاذ امرک ؛ حتی اوری قبس القابس و اضاء الطریق للخابط ، و هدیت به القلوب بعد خوضات الفتن و الاثام و اقام بموضحات الاعلام و نیرات الاحکام ... » [103]

( و در اجرای فرمانت تلاش کن، تا این جا که نور حق را آشکار ، و راه را برای جاهلان روشن ساخت، و دل هایی که در فتنه و گناه فرو رفته بودند هدایت شدند . پرچم های حق را بر افراشت و احکام نورانی را بر پا کرد.)

12-2 « فبالغ فی النصیحه ، و مضی علی الطریقه ، و دعا الی الحکمه و الموعظه الحسنه .» [104]

 

(صفحه 68)


(سپس پیامبر (ص) در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را کرد ، و آنان را به دست راهنمایی و از راه حکمت و موعظه نیکو ، مردم را به خدا دعوت فرمود .)

12-3 « دفن الله به الضغائن ، و اطفاء به الثوائر ، الف به اخوانا و فرق به اقرانا ، اعز به الذله و اذل به العزه ، کلامه بیان ، و صمته لسان . » [105]

( خدا به برکت وجود او کینه ها را دفن کرد و آتش دشمنی ها را خاموش کرد . با او میان دلها الفت و مهربانی ایجاد کرد و نزدیکانی را از هم دور ساخت . انسان های خوار و ذلیل و محروم درپرتو او عزت یافتند و عزیزانی خودسر ذلیل شدند و گفتار او روشنگر واقعیت ها بود .)

12-4 « اختاره من شجره الانبیاء و مشکاه الضیاء و ذوابت العلیاء و سرت البطحاء و مصابیح الظلمه و ینابیع الحکمه طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه یضع ذالک حیث الحاجه علیه من قلوب عمی و آذان صم و السنه بکم ، متتبع بدوائه مواضع الغفله و مواطن الخیره .» [106]

( پیامبر (ص) را از درخت تنومند پیامبران ، از سرچشمه نور هدایت ، از جایگاه بلند و بی همانند از سرزمین بطحاء، از چراغ های برافروخته در تاریکی ها ، و از سرچشمه های حکمت برگزید . پیامبر (ص) طیبی است که برای درمان بیماران سیار است.مرهم های شفابخش او آماده و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته . برای شفا قلب های کور و گوش های ناشنوا و زبان های لال ، آماده و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است .)[107]

12-5 « بلّغ عن ربه معذرا و نصح لامته منذرا ، و دعا الی الجنه مبشراً و خوّف من النار محذراً.»[108]

( و برای تبلیغ احکامی که قطع کننده عذرهاست تلاش کرد و امت اسلامی را به هشدار های لازم نصیحت کرد ، و با بشارت ها، مردم را به سوی بهشت فراخواند ، و از آتش جهنم پرهیز داد.

12-6 « ارسله داعیا الی الحق و شاهدا علی الخلق فبلّغ رسالات ربه ... » [109]

( خداوند پیامبر(ص) را فرستاد تا دعوت کننده به حق و گواه اعمال خلق باشد .)

12-7 « و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ارسله و اعلام الهدی دارسه و منا هج الدین طامسه فصدع بالحق و نصح للخلق و هدی الی الرشد و امر بالقصد صلی الله علیه و آله و سلم . » [110]

( و گواهی می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده اوست ، خدا پیامبرش را زمانی فرستاد که نشانه های هدایت از یاد رفته ، و راه های دین ویران شده بود ، او حق را آشکار، و مردم را نصیحت فرمود ، همه را به رستگاری هدایت ، و به میانه روی فرمان داد . « درود خدا بر او و خاندانش باد )

 

(صفحه 69)


پی نوشت ها

[*] فارغ التحصیل دوره کارشناسی

[1]- لغت نامه دهخدا، علی اکبر دهخدا

[2] - سیره تبلیغی پیامبر اکرم (ص) ، اصغر افتخاری ، نشر سازمان تبلیغات اسلامی ، تهران ، چاپ اول :1377. ص 25

[3] - قرآن و تبلیغ ، محسن قرائتی ، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن ، تهران ، نوبت چهارم، بهار 1385 . ص 26.

[4] - سیری درسیره نبوی ، شهید مطهری ، انتشارات صدرا ، تهران ، چاپ سی و ششم : 1385

تبلیغ و مبلغ در آثار شهید مطهری ، به کوشش عبد الرحیم موگهی ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، قم ، چاپ اول: 1377 صفحات 70-67.

[5] - قرآن ، سوره احزاب ، آیه 21.

[6] - قرآن و تبلیغ ، ص37.

[7] - قرآن و تبلیغ ، ص 38 .

[8] - قرآن و تبلیغ ، ص 38 .

[9] - قرآن، سوره حجر ، آیه 94.

[10] - قرآن و تبلیغ ، ص 41.

[11] - قرآن کریم ، سوره فاطر ، آیه 25

 

(صفحه 70)


[12] - قرآن ، والنجم، آیات 4-3

[13] - الگوی برتر ( شیوه مبارزه پیامبر اکرم (ص) با مفاسد اجتماعی)، محمد رضا تویسرکانی ، انتشارات آرام دل ، تهران ، چاپ اول ، ص 130- و سی دی نور2، بحارالانوار ،ج 15، ص392، باب 4، روایت 25

[14] - الگوی برتر ، ص 131،

تحلیلی از تاریخ اسلام، دکتر سید جعفر شهیدی ، نهضت زنان مسلمان ، تهران ، 22 بهمن 1359، جلد اول ، ص 28

[15] - فروغ ابدیت ، ج 1،ص 192

[16] - الگوی برتر ، ص 133

[17] - قرآن ، مریم ، 96

[18] - فروغ ابدیت ، جعفر سبحانی ، بوستان کتاب قم ( انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ) چاپ هفدهم 1380 ، جلد 1 ، ص 190

الگوی برتر ، ص 134

[19] - قرآن، بقره ، آیه 44

[20] - قرآن ، صف ،آیه 2

[21] - الگوی برتر ، ص 135،

تحلیلی از تاریخ اسلام ، ج 1، ص 1-30

[22] - تحلیلی از تاریخ اسلام ، ج 1 ،ص 2-31

 

(صفحه 71)


[23] - پژوهشی در سیره نبوی ، گروه پژوهشکده حوزه و دانشگاه، شرکت چاپ و نشر –بین الملل وابسته به موسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ اول ، زمستان 1382،ص 14

[24] - تاریخ یعقوبی ، احمد بن ابی یعقوب ، ترجمه دکتر محمد ابراهیم آیتی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، تهران ، 1347، ج 1، ص 379،

رحمت عالمیان ( حضرت محمد المصطفی) فضل الله کمپانی ، دار الکتاب الاسلامیه ، تهران ،چاپ اول ، ص 203

[25] - تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ، 1352، ج سوم ، ص 864

[26] - تحلیلی از تاریخ اسلام ، جلد 1

[27] - الگوی برتر ، ص 143

[28] - پژوهشی در سیره نبوی ، ص 14

[29] - الگوی برتر ، ص 142

[30] - تحلیلی از تاریخ اسلام ، ج 1 ، ص 39

[31] - پژوهشی در سیره نبوی ، ص 8-16

[32] - پژوهشی در سیره نبوی ، ص 15

[33] - پژوهشی در سیره نبوی ، ص 21

[34] - خاتم پیامبران ، محمد ابو زهره ، ترجمه حسین صابری ، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی ، مشهد ، چاپ اول : 1373 ، ج 1 ، ص 619

 

(صفحه 72)


[35] - قرآن ، شعرا ، آیه 214

[36] - تفسیر نمونه ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، تیرماه 1361 ، ج 15 ، ص 7-366

[37] - همان ،ص 372

[38] - ینابیع الموده ، شیخ سلیمان قندوزی حنفی ، منشورات موسسه الاعلمی للمطبوعات ، بیروت ، لبنان ، الطبعه الاولی 1418 هـ ، ص 123 باب 31

[39] - نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی ، انتشارات الهادی ، چاپ 23 ، قم ،تابستان 82

[40] - تفسیر المیزان ، علامه طباطبائی ، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی ، دفتر انتشارات اسلامی ، قم ، 1363 ، ج 14 ، ص 202

[41] - همان ، ص 203

[42] - سیری در سیره نبوی ، ص 9-156

[43] - فضائل الخمسه من الصحاح السته ، سید مرتضی حسینی یزدی فیروز آبادی، منشورات فیروز آبادی، قم ، 1382هـ - ش، ج 1، ص 348

[44] - فروغ ابدیت، ج 1، ص 257

[45] - خاتم پیامبران ، ج1، ص 611

[46] - قرآن ، الحجر ، آیه 94

[47] - الگوی برتر، 5-144،

فروغ ابدیت ، ج 1،ص 4-263

[48] - همان، ص 145

 

(صفحه 73)


[49] - تبلیغ و مبلغ در آثار شهید مطهری، ص 325

[50] - قرآن ، فصلت ، 5-1

[51] - تحلیلی از تاریخ اسلام ، ج1، ص41

[52] - فروغ ابدیت ، ج 1، ص 6-315

[53] - همان، ج 1،ص317

[54] - همان ، ج1، 319

[55] - تاریخ یعقوبی، ج1،ص394

[56] - سیره رسول الله (ص) ، دکتر عباس زریاب ، بخش اول، انتشارات سروش تهران، چاپ اول:1370، ج 1،ص180

[57] - همان ، ج1،ص263

[58] - سیره الرسول(ص) ، بخش اول، ص2-181

[59] - فروغ ابدیت ، ج 1،ص400

[60] - تحلیلی ازتاریخ اسلام ، ج1، ص44

[61] - همان ، ج1، ص 45

[62] - فروغ ابدیت، ج1، ص6-405

[63] - تحلیلی از تاریخ اسلام، ج1، ص65

[64] - فروغ ابدیت، ج1، ص 401

[65] - تحلیل از تاریخ اسلام ، ج1،ص47

 

(صفحه 74)


[66] - فروغ ابدیت، ج1، ص450

[67] - الگوی برتر ، ص188

[68] - فروغ ابدیت، ج1، ص4-83

[69] - همان، ج2،ص7-86

[70] - همان، ج2،ص289

[71] - السیره النبویه، ابن هشام ، دار الجیل ، بیروت، ج4،ص175

[72] - قرآن ، احزاب:45

[73] - تفسیر المیزان ، ج16،ص494

[74] - قرآن ، سوره بقره : 185

[75] - السیره النبویه ، ج4،ص175

[76] - تحف العقول عن آل الرسول (ص) ، ابی محمد الحسن بن علی بن الحسین شعبت الحرانیی، ترجمه و تصحیح علی اکبر غفاری، کتاب فروشی اسلامیه، تهران، 1398، ص 7-26

[77] - فروغ ابدیت، ج2، ص5-453،

سیرت المصطفی، ج1،ص370

[78] - الکامل فی التاریخ ، ابن اثیر ، دارالکتب العلمیه،الطبعه الثانیه، 1415 هـ - 1995م ، ج 2 ،ص168

[79] - قرآن ، سروه آل عمران ، آیه 64

 

(صفحه 75)


[80] - تاریخ یعقوبی ، ج 1، ص 443

سیره المصطفی، ج 2،ص2380

[81] - سیره المصطفی، ج2، ص 239

[82] - تاریخ یعقوبی ، ج 2، ص442

[83] - فروغ ابدیت، ج2،ص441

[84] - همان، ج2،ص196-184

[85] - همان، ج2،ص201

[86] - همان، ج 2،ص 8-377

[87] - سیره المصطفی (ص) ، ج1، ص 9-268

[88] - الکامل فی تاریخ، ج2، ص 155، سیری در سیره نبوی، ص 118،

فروغ ابدیت، ج2، ص416

[89] - سیری در سیره نبوی، ص2-121

[90] - تفسیر المیزان، ج16،ص486

[91] - فروغ ابدیت ، ج 2، ص9-138

[92] - گام هایی در راه تبلیغ ، محمد حسین فضل الله ، ترجمه و نگارش احمد بهشتی ، شرکت چاپ و نشر بین الملل وابسته به موسسه امیر کبیر ، تهران ، چاپ اول1384

[93] - روشهای تبلیغ، رضا علی کرمی ، دار الثقیلین، قم، چاپ دوم:1378

[94] - قرآن ، بقره، آیه219

 

(صفحه 76)


[95] - قرآن ، مائده ، آیه 90

[96] - قرآن ، مائده ، آیه 91

[97] - قرآن ، اعراف ، آیه 33

[98] - گام هایی در راه تبلیغ، ص60

[99] - همان ، ص 65

[100] - قرآن ، ابراهیم ، آیه 4

[101] - شمائل النبی (ص) ، ابو بن عیسی ترمزی ، ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی، چاپ اول:1372، تهران

[102] - قرآن ، تغابن ، آیه 12

[103] - نهج البلاغه، خطبه 72، ص 120

[104] - همان ،خطبه 95،ص 178

[105] - همان ،خطبه 96، ص178

[106] - همان ،خطبه108،ص200

[107] - همان ،خطبه108،ص200

[108] - همان ،خطبه109،ص208

[109] - همان ،خطبه116،ص224

[110] - همان ، خطبه 195، ص408

پایان مقاله

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما