رسول نور حضرت محمد (ص) - faq
 
 
 












 
رسول نور حضرت محمد (ص): پرسشهای متداول

رسول نور حضرت محمد (ص) پرسشهای متداول



شاخه: اصلی ->

 پرسش
·  معناي واقعي بدعت چيست؟
·  آيا مي‌توانيم از خداوند و رسول خدا و ائمه و رهبر، علت كاري را بپرسيم؟
·  اصل و اساس توسل چيست؟
·  چرا شيعه خلافت را تنصيصي مي داند؟
·  عصمت به چه معناست؟ و آيا معصومين فقط چهارده نفرند؟
·  توسل به مردگان
·  خلقت اوليه جهان چگونه بوده است ؟(اول ما خلق الله)
·  سؤالاتی از عقائد شيعه
·  مصادیق سیره نبوی در جامعه چیست؟
·  آيادر نماز آيات مي توانيم اذان واقامه بگوييم؟

آیا شما پرسشی دارید که پاسخ آن در اینجا نیست؟ اینجا کلیک کنید تا آنرا به این بخش اضافه کنید.

 پاسخ
  معناي واقعي بدعت چيست؟

سؤال:

معناي واقعي بدعت در رابطه با قرآن و سنت پيامبر(ص) چيست؟

جواب:

بدعت عبارت از تصرف در دين است، يعني چيزهايي را كه نمي‌دانيم از دين است به دين نسبت بدهيم و شديدتر از آن اينكه چيزهايي را كه مي‌دانيم از دين نيست به دين نسبت بدهيم.

بدعت بر دو قسم است:

1- بدعت در عقيده يعني انسان عقيده پيدا ‌كند به چيزي كه جزء دين نيست و يا نمي‌داند جزء دين است يا نه، و آنرا جزء دين بداند.

 2- بدعت در تشريع و قانونگذاري به اين صورت كه قوانين و احكامي را از خارج به احكام واقعي ديني اضافه نمايد.

[ بازگشت به بالا ]

  آيا مي‌توانيم از خداوند و رسول خدا و ائمه و رهبر، علت كاري را بپرسيم؟

سؤال:

آيا مي‌توانيم از خداوند دليل كاري را بپرسيم؟

آيا از رسول خدا و ائمه مي‌توانيم علت كاري را بپرسيم؟

 آيا در اين مورد سابقه تاريخي وجود دارد؟

آيا از رهبر مي‌توانيم توضيح بخواهيم؟

جواب:

اسلام دينى است كه پايه‏هاى آن بر علم و آگاهي و تفكر استوار است و خداوند متعال در قرآن مجيد مى‏فرمايد: فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» (43/نحل و7 / انبياء) يعنى اگر  نمى‏دانيد از آگاهان (اهل ذكر= پيامبر (ص) و ائمه عليهم السلام) بپرسيد.
بنابراين اسلام و قرآن ما را به پرسيدن و آگاهى پيدا كردن تشويق، و مرجع پاسخگويى به سؤالات را نيز به ما معرفى مى‏كند زيرا مستقيما نمى‏توان خدا را مخاطب قرار داد و از او پرسيد و هيچ كس هم نمى‏تواند به سؤالات و ابهامات انسان درست پاسخ بگويد. و تنها (اهل الذكر) يعنى پيامبر(ص) و ائمه(ع)و  همچنين علماء و دانشمندانى كه آگاهى كامل به گفتار پيامبر و ائمه(ع) دارند و با استفاده از اين منبع عظيم به پاسخگويى مى‏پردازند، اين شايستگى را دارند که به نياز ديني ما پاسخ بگويند.
شما اگر در سيره پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين ملاحظه‏اى بفرماييد، در مى‏يابيد كه در موارد بسيار زيادى، افراد هر آنچه را كه بر ايشان مبهم و مجهول بوده،(از دستورات و افعال الهى گرفته تا گفتار و كردار خود آنان) را سؤال نموده و جواب گرفته‏اند و اين جمله اميرالمؤمنين عليه السلام را حتما شنيده‏ايد كه آن حضرت بارها به مردم فرمودند: «سلونى قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونى‏» يعنى قبل از اينكه من
از بين شما بروم از من سؤال كنيد. (نهج البلاغه، صبحى صالح صفحه‏ى 280  خطبه 189)
وقتى كه از پيامبر(ص) و ائمه(ع) مى‏توان هر سؤالى را پرسيد و آنان جواب مى‏دهند، مسلما از رهبر و ولى فقيه نيز مى‏توان سؤال كرد و ايشان نيز به پيروى از ائمه معصومين(ع) جواب مى‏دهند و حتى براى چنين كاري در قانون پيش بينى‏هايى شده است از جمله نظارت و سؤال خبرگان به نيابت از مردم در كارهاى رهبرى .

[ بازگشت به بالا ]

  اصل و اساس توسل چيست؟

سؤال:

اصل و اساس توسل چيست؟ مطمئناً ما نمي‌توانيم از كساني كه قبلاً از دنيا رفته‌اند براي خود كمك بخواهيم، پس چرا شيعه از امامان كمك مي‌خواهند؟ آيا شما مي‌توانيد توضيحي براساس قرآن و احاديث سني بمن بدهيد؟

جواب:

زندگي بشر همواره براساس بهره‌گيري از وسائل و اسباب طبيعي استوار بوده و در كنار آن بهره گيري از وسائل معنوي مورد سفارش قرآن كريم و احاديث نبوي (ص) و ائمه معصومين (ع) قرار گرفته است و بهره‌گيري از وسائل معنوي را توسل مي‌گويند.

قرآن كريم در سورة اعراف آيه 180 توسل و بهره‌گيري از اسماء حسني را مطرح مي‌كند، همچنين توسل به دعاي صالحان كه برترين نوع آن، توسل به ساحت پيامبران و اولياي خاص خداوند است از آية 64 سورة نساء، و آيه 5 سورة منافقون استفاده مي‌شود.

و اما در مورد قسمت دوم سؤال:

طبق عقيدة اسلامي، مرگ به معناي عدم و نيستي نيست بلكه انتقال از عالمي به عالمي ديگر است، و ارواح مقدس پيامبران و امامان در جهان برزخ مي باشند و  از درك و شعور فوق العاده‌ايي برخوردار هستند،

علاوه،  در جائي كه قرآن تصريح مي‌كند شهداي راه حق، حيات و زندگي دارند، بطريق اولي، پيامبران و اولياي خاص الهي كه بسياري از آنان شهيد شده‌اند از حيات برتر و بالاتري برخوردار هستند.

همة ما مسلمانان در پايان نماز به شخص پيامبر گرامي اسلام (ص) سلام مي‌فرستيم كه اگر بنا باشد پيامبر (ص) سلام ما را نشنوند و پاسخي ندهند، قطعاً كار لغوي انجام مي‌دهيم!!

 پيامبر اسلام در جنگ بدر دستور دادند اجساد مشركان را در چاهي ريخته و سپس با همة آنان سخن گفت، يكي از ياران رسول خدا عرض كرد: آيا با مردگان سخن مي‌گوئيد؟ حضرت (ص) فرمود: شما از آنان شنواتر نيستيد! (صحيح بخاري ج 5 باب قتل ابي جهل ـ سيرة ابن هشام ج2 ص 292)

بنابراين در جائيكه مشركان مرده شنواتر از زنده‌ها باشند، وضعيت امامان و انبياء الهي كاملاً روشن است.

 نتيجه اينکه: ارواح مقدس اوليای الهي در اين دنيا صاحب نفوذ و تأثير بوده و جا دارد مؤمنين به اين ارواح مقدس و طيب توسل جويند.



[ بازگشت به بالا ]

  چرا شيعه خلافت را تنصيصي مي داند؟

سوال:

چرا شيعه خلافت را تنصيصي مي داند؟

جواب:

بسم الله الرحمن الرحيم

چون شيعه معتقد است كه امام و جانشين پيامبر بايد معصوم باشد و عصمت داشتن يك فرد را تنها خداوند و معصوم ديگر مي‌تواند تأييد كند و ديگران راهي براي شناخت اين ويژگي ندارند پس بايد او را خدا و پيامبر او كه معصوم است معرفي نمايند. از طرفي شيعه تابع محض رسول اكرم است و زماني كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم شخصي را به جانشيني معين كرد جاي چون و چرا باقي نمي‌ماند.


[ بازگشت به بالا ]

  عصمت به چه معناست؟ و آيا معصومين فقط چهارده نفرند؟

سؤال:

مراد شما  از عصمت  چيست ؟ آيا معصومين فقط چهارده نفر اهل بيت هستند؟ 

 پس پيامبران   ديگر  معصوم  نيستند  ؟ و حتي حضرت عباس  وزينب  (العياذ بالله ) مرتكب  گناه  مي شوند  ؟

جواب:

الف:عصمت يعنى اينكه انسان به مرتبه اي از معرفت نائل شود كه حقيقت و باطن گناه را مشاهده كند و چون انسان در اين حالت با ملكوت هستى و جنبه‏هاى باطنى عالم در ارتباط هست، هرگز دچار اشتباه و خطا نمى‏شود.پس مصونيت از گناه و اشتباه لازمه عصمت مى‏باشد.

ب: گروهى از انسانها ممكن است به مقام عصمت از گناه نائل شوند؛ اما عصمت از خطا و اشتباه مختص به انبياء و ائمه عليهم السلام و بعضى از بندگان خاص خداوند است.

ج:اشخاصى كه از اولياء خداوند هستند مانند حضرت عباس(ع)كه به فرموده امام صادق(ع)؛ انبياء در روز قيامت به مقام او غبطه مى‏خورند و حضرت زينب(س)، معصوم از گناه هستند اما عصمت از اشتباه در مورد آنان صادق نيست. اگر چه اينگونه افراد با توجه به مقام معنوى و روحانيشان؛ به ندرت ممكن است دچار اشتباه شوند، اما نمى‏توان امكان اشتباه را در مورد آنان بكلى منتفى دانست.

د:تمام انبياء الهى از آدم(ع)تا خاتم(ص)با حفظ مراتب و درجات متفاوتى كه دارند؛ معصوم هستند، اما در مكتب حياتبخش اسلام و از زمان پيامبر اكرم(ص) به بعد؛ تنها چهارده تن معصوم هستند و وقتى چهارده معصوم مى‏گوئيم، مقصود ما اين معنا هست؛ نه انحصار تمام معصومين اعصار و امصار و نسلهاى تاريخ.

ه:اين معناى عصمت منافات با ترك اولى ندارد توضيح اينكه انبياء و اوليا خداوند چون داراى مقام شامخى هستند؛ ممكن است بعضى از اعمال، از آنان صادر شود كه گناه اصطلاحى و فقهى محسوب نمى‏شود، اما نسبت به مقام آنان گناه حساب مى‏شود يعنى «سيئات المقربين حسنات الابرار»

اگر در قرآن كريم يا در ادعيه و روايات؛ گناهى به پيامبران و ائمه(ع) نسبت داده شده است، مقصود اين گناه هست نه گناه فقهى و معصيتى كه در خور شأن انسانهاى ديگر است. بلكه آن گناه اولا: نسبى است و با حفظ تناسب مقام آن بزرگواران معصيت محسوب مى‏شود نه مطلق و ثانيا: گناه فقهى نيست و اگر ديگران مرتكب آن بشوند؛ اى بسا براى آنان حسنه و درجه محسوب شود، مثلا آنان در وقت تكلم و مصاحبت با ديگران ممكن است؛ آن حضورى كه در خلوت در پيشگاه حضرت حق دارند، نداشته باشند و همين را براى خود گناه و معصيت تلقى كنند، گرچه  هيچ شاهبازى به مقام حضور آنان در گاهِ تكلم و مصاحبت با ديگران؛ هم همدم نمى‏شود و اگر كسى به آن مقام نائل شود زهى سعادت يافته است اما در عين حال براى آنان معصيت است(دقت فرمائيد)

[ بازگشت به بالا ]

  توسل به مردگان

سؤال:
آیا گفته وهابیون که مردگان سخن ما را نمی شنوند صحیح است؟
جواب:
وهابيت مي‌گويند: توسل به پيامبر و اولياء خداوند، اگر زنده باشند، اشكال ندارد. ولي اگر از دنيا رفته باشند، شرك است. چون در سوره فاطر آيه 22 قرآن فرموده است:
وَ ما يَسْتَوِي اْلأَحْياءُ وَ لاَ اْلأَمْواتُ إِنَّ اللّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ
و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند! خداوند پيام خود را به گوش هر كس بخواهد مى‏رساند، و تو نمى‏توانى سخن خود را به گوش آنان كه در گور خفته‏اند برسانى!
وقتي مردگان هيچ اثري ندارند و نمي‌شنوند و پيامبر هم نمي‌تواند به آنان چيزي بشنواند تقاضا و توسل به آنان شرك و حرام است.
در نقد اين معنا و عقيده، مطالبي را بيان مي‌كنيم:
الف – اولاً آيه شريفه قرآن در مقام مقايسه بين مؤمنين و كفار است و آنان را به زندگان و مردگان ظاهري اين دنيا تشبيه مي‌كند كه همانطور كه به حسب ظاهر مردگان حرف ما را نمي‌شنوند و ما نمي‌توانيم با آنان گفتگو كنيم و گفتگوي ما آنان را بر نمي‌انگيزاند، حرف هدایت خداوندی در گوش کفار که مردگان واقعی هستند فرو نمی رود و تو هم که پیامبر خدا هستی نمی توانی آنان را هدايت كني و اين يك تمثيل است و در مقام بيان اين مطلب نيست كه مردگان مي‌شنوند يا نمي‌شنوند.
ب-گيرم كه معناي اين آيه همان باشد كه وهابيون درك كرده اند؛ آنان بايد اين عمل را لغو بشمارند نه اينكه شرك. چون قبول كرده‌اند كه توسل به اولياء در زمان حيات اشكال ندارد و شركت نيست. اما در زمان مرگ اولياء بايد توسل نجست چون اثر ندارد و لغو است؛ نه شرك![1]
ج- اتفاقاً رواياتي در صحيح مسلم و بخاري، و آثار اهل سنت وجود دارد كه اين برداشت انحرافي از قرآن كريم را رد مي‌كند از جمله:
1- پيامبراكرم(ص) در جنگ بدر وقتي كه اجساد مشركين را در چاهي انداخت بالاي آن چاه ايستاد و به آنان خطاب كرد. آنچه پروردگار ما به ما وعده داد عمل كرد و حق بود آيا به حق دريافتيد آنچه پروردگارتان به شما وعده داده بود؟ يكي از صحابه عرض كرد يا رسول‌الله با مردگان حرف مي‌زني؟؟
پيامبر فرمود: شما از آنان شنواتر نيستيد.[2]
2-پيامبر اكرم(ص) بارها به قبرستان  بقيع مي‌رفت و مكرر مي فرمود: سلام بر اهل ديار از مردان مؤمن و زنان  مؤمن و به روايتي ديگر مي‌فرمود: سلام بر شما اي گروه مؤمنين[3]
3- هم در بخاري آمده است كه وقتي كه پيامبر اكرم رحلت فرمود ابوبكر داخل حجره ي عايشه شد سپس بسوي جنازه ي پيامبر اكرم رفت و پرده از روي پيامبر كنار زد و او را بوسيد و در حالي كه گريه مي كرد عرض كرد پدر و مادرم به فدايت اي پيامبر خدا خداوند دو مرگ را بر تو جمع نكرد اما مرگ اولي كه برتو نوشته شده بود بدرستي كه آن را يافتي[4]
4-هنگامي كه حضرت امير(ع) جنازه پيامبراكرم(ص) را تجهيز كرد، عرض كرد:
بامرگ تو چيزي قطع شد كه با مرگ ديگران قطع نشد و آن نبوت وخبرآوري از آسمان بود، پدر و مادرم به فدايت، ما را در نزد پروردگارت يادكن و ما را در خاطر خود داشته باش.[5]
5-همه مسلمانان دست كم در پايان نمازهاي پنجگانه خود خطاب به پيامبر اكرم(ص) عرض مي‌كنند: السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته. يعني سلام بر تو اي پيامبر خدا و رحمت و بركاتش بر تو باد.
6-در مكتب فقهي، حنابله و شافعي‌ها بحث تلقين ميت مستحب است و مالکيه آن را مكروه دانسته و حنيفه حكم خاصي نداده‌اند. در كتبي فقهي به اين روايات استناد كرده‌اند كه پيامبر(ص) فرمود: آنانی که در شرف مرگ هستند(محتضر) را به لااله‌الاالله تلقين كنيد و.... و همينطور مستحب است كه بعد از دفن و تسويه خاك بر قبر، تلقين كنند و به او بگويند يا فلان بن فلان (اگر او را مي شناسند) و اگر نمي‌شناسند، آن را به مادرشان حواء عليها السلام نسبت داده و بعد از آن بگويند:
ذكرالعهد الذي خرجت عليه من الدنيا، شهادة أن لااله الله و أن محمداً رسول‌الله و ان الجنة حق، و أن النار حق، وان البعث حق، و أن الساعة آتية، لاريب فيها. و أن‌الله يبعث من في القبور و أنك رضيت بالله ربا و بالاسلام دينا و بمحمد صلي‌الله عليه وآله نبيا و بالقرآن اماماً....[6]
راستي اگر كسي كه مرده است نمي‌فهمد بايد آنچه كه بيان كرديم لغو و بيهوده باشد . در اين باب مطلب فراوان است به همين مقدار بسنده مي‌كنيم.

پی نوشتها:
[1] العقيدة الاسلامية آيت الله سبحاني ص 282
[2] صحيح بخاري ج5 باب قتل ابي جهل و سيره نبويه ابن هشام ج 2 ص 292 و....
[3] صحيح مسلم ج2 باب ما يقال عند دخول القبور
[4] صحيح البخاري ج 2 كتاب الجنائز ص 12 و سيره ي نبوي ابن هشام ج 4 صفحه ي305 –306
[5] نهج البلاغه – خطبة 235
[6] كتاب الفقه مع المذهب الاربعه عبدالرحمن بن محمد عوص الجزيري – ج1 ص 437 و 438 مباحث الجنائز ما يقعل بااستحضر
 

[ بازگشت به بالا ]

  خلقت اوليه جهان چگونه بوده است ؟(اول ما خلق الله)

سؤال:
طبق اعتقاد شيعه، جهان از نور پيامبر(ص)  خلق شده است. اما برخي ديگر از شيعيان به اين اعتقاد ندارند، چگونه مي‌توان اين نكته را براي آنها آشكار كرد؟ آيا شما مي‌توانيد اين نكته را براي من با توجه به احاديث، آيات قرآن و ادله، توضيح دهيد ؟
 جواب :
در مورد  خلقت اوليه جهان از نور پيامبر(ص) روايات  زيادي  داريم:
استاد علامه طباطبائي در الميزان حديثي را از بحار الانوار مرحوم مجلسي به اين صورت نقل مي‌كند: جابر بن عبدالله گفته است:  بر رسولخدا (ص) عرضه داشتم اولين چيزيكه خدا خلق كرد چه بود؟ فرمود: اي جابر نور پيغمبرت بود كه خدا اول آنرا آفريد و سپس از او هر چيز ديگري را خلق كرد.
حديث طولاني است و مي‌توانيد براي اطلاع بيشتر به آدرس فوق مراجعه كنيد.
آنگاه علامه در توضيح آن مي‌گويد: اخبار در اين معاني بسيار زياد است و مبادا گمان كني اين احاديث كه از معادن علم و منابع حكمت بما رسيده از جعليات صوفيه و اوهام خرافه پرستان است، براي اينكه براي علم خلقت؛ اسراري است، و لذا دانشمندان در رشته‌هاي مختلف علوم تمام تلاش خود را جهت كشف اسرار طبيعت مبذول مي‌دارند و به هر چه علم پيدا مي‌كنند دوباره مجهولات زيادي برايشان نمايان مي‌شود، و حال آنكه، همه اينها مربوط به عالم طبيعت است كه كوچكترين و پايين ترين عوالم است تا چه رسد به عوالم ماوراء طبيعت كه عوالم وسيع و نوراني است[1].
اما از نظر عقلي بايد گفت که: در عرفان اسلامي تبيين خوبي از اين مسئله ارائه شده است.
 عرفا در بحث معرفي انسان كامل و موحد حقيقي از او به (كون جامع) تعبير مي‌آورند.
يعني موجودي كه بتواند تجلي و مظهر همه كمالات حضرت حق بوده باشد و آينه تمام نماي اسماء و صفات الهي باشد. اين چنين موجودي چون جنبه ملكوتي او در حد كمال است، مي‌تواند بلاواسطه از حضرت حق كسب فيض كند و صادر نخستين و اول ما خلق الله باشد و از طرفي چون داراي جنبه ملكي و طبيعي است ، می تواند واسطه فيض به تمام موجودات امكاني ‌باشد.
براي اطلاع بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه كنيد:
1- تحرير التمهيد رساله جوادي آملي – از صفحه 543 تا 568
2-  يازده رساله فارسي علامه حسن زاده آملي رساله نهج الولايه ص 164 تا ص 171 و نيز رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم.
 
 پی نوشت:

[1] جلد 1، تفسير الميزان، ص 185فارسي و ص 121عربي، ‏
 

[ بازگشت به بالا ]

  سؤالاتی از عقائد شيعه

سؤال:
من يک دختر سني هستم در مورد يافته هايم در مورد اسلام مخصوصا در مورد شيعه خيلي مطالعه نکرده ام، اما مي دانم که به چه اصولي اعتقاد دارند و اما در مورد تقيه و متعه ممکن است توضيح دهيد؟
جواب:
1- مكتب شيعه چيزي جز پيروي از سنت پيامبر اكرم(ص) و قرآن كريم نيست پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) به روايت قطعي شيعه و سني فرمود كه:
(من دو عنصر گرانبها بين شما به وديعت مي گذارم كه اين دو عنصر يكي كتاب خداوند است و يكي اهل بيت و عترت من هستند و اين دو از هم جدا نمي شوند تا در حوض بر من وارد شوند.و اگر به اين دو تمسك جوييد هرگز گمراه نخواهيد شد).
و باز بر اساس نقل شيعه و اهل سنت پيامبر(ص) فرمود:( اهل بيت من مانند كشتي نوح هستند كه هر كس بر آن کشتی سوار شود نجات مي­يابد و كسي كه آن را ترك كند غرق خواهد شد. و روايات فراوان ديگر كه اين حقيقت را تأييد مي كنند، حديث غدير خم معروفتر از آن است كه به آن بپردازيم، حديث ثقلين كه بخشي از مضمون آن نقل شد و حديث سفينه كه بيان شد همه از احاديثي هستند كه در كتب اصلي اهل سنت نقل شده­اند.
قرآن كريم صريحا مي فرمايد:( اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا، همانا خداوند اراده كرده است كه تنها اهل بيت را از رجس و پليدي پاك و تطهير گرداند)[1] و اين اهل بيت پيامبر(ص) كاملا مشخص هستند كه علي ،فاطمه ،حسن و حسين و هر كس كه اينان معرفي كنند مي باشند.
اين مطالب تنها اجمال و سربسته اي از كليت مذهب تشيع است كه مي گويد به جاي پيروي از ابوحنيفه، مالك، شافعي و احمد بن حنبل از اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) حسن و حسين و فرزندان پيامبر صلي الله عليه و آله و اولاد آنان تا امام عصر(عج) تبعيت كنيد اين مكتب مي گويد امام صادق (عليه السلام) وضو را از پدرش و او هم از پدرش و او هم از امام علي (عليه السلام) و او هم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آموخته است اما ابوحنيفه وضو گرفتن را از چه كسي آموخته است؟ و البته تمام اين احكام اين گونه هستند.
2- متأسفانه جنجال دروغين و ناجوانمردانه عليه احكام اسلامي و از جمله صيغه و متعه مجال دقت و نگاه واقعي را به اين احكام، از همه گرفته است متعه يعني اين كه يك زن و مرد با اختيار و انتخاب خودشان و با شرايط شرعي بتوانند مدتي موقت باهم زندگي زناشويي داشته باشند كه در سورة نساء آيه 23 به اين نوع نكاح اشاره شده است و هر وقت هم وقت اين نكاح تمام شد از هم جدا مي­شوند يا مجددا اين عقد را تجديد مي­كنند (بسته به انتخاب و اختيار آن دو مي باشد) ضرورت اين حكم امروزه بر كساني كه به هر تقدير نمي­توانند ازدواج دائم داشته باشند بر همگان روشن است عمده دليل اهل سنت اين است كه چون خليفه دوم از اين عمل نهي كرده است پس حرام است در حالي كه ما نظر خليفه دوم را براي خود حجت الهي نمي دانيم بلكه سخن خدا و پيامبر حجت مي باشد.
3- شما براي آگاهي بيشتر از مكتب تشيع و تسنن مي توانيد به كتابهاي جناب دكتر تيجاني مانند (آنگاه كه هدايت شدم ) يا (از آگاهان بپرسيد) و ديگر كتب ايشان و همچنین اگر مي­توانيد به كتاب المراجعات جناب علامه سيد عبد الحسين شرف الدين مراجعه فرماييد.
 

پی نوشت:
[1] سوره احزاب آيه 33
 

[ بازگشت به بالا ]

  مصادیق سیره نبوی در جامعه چیست؟

جواب:
از آنجایی که پاسخ شما دارای ابعاد مختلفی در مصادیق سیره نبوی می باشد در پاسخ به سؤال شما، شاخه سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله با بیش از 200 مطلب شامل مقالات، برگزیده کتاب، پرسش پاسخ و ... از نمودار دانشنامه رسول اعظم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در نظر گرفته شده که با اجرای لینک بالا به آن دسترسی پیدا خواهید کرد.
امید است مفید واقع شود.

موفق باشید.

[ بازگشت به بالا ]

  آيادر نماز آيات مي توانيم اذان واقامه بگوييم؟

جواب:

چیزهایی که در نماز یومیه واجب و مستحب است، در نماز آیات هم واجب و مستحب می باشد، ولی در نماز آیات مستحب است به جای اذان و اقامه سه مرتبه به قصد امید ثواب بگویند: "الصلاة".[1]


 

[1] رساله حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، مسئله 1510

[ بازگشت به بالا ]





بنر امروز


تبلیغات


پایگاه های ما

 

حوزه
امام علی (ع)
راهنمای پایگاه های اسلامی
راهنمای پایگاه های نبی اعظم (ص)
راهنمای پایگاه های امام مهدی (ع)
فاضلین نراقی
شبکه اطلاع رسانی نور
نشریه ره آورد نور
ولایت
اندیشوران
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
طوبی گرافیک
نورشاپ (فروشگاه اینترنتی مرکز)


خبرخوان رسول نور

فيد اخبار سايت رسول نور را به خبرخوان خود اضافه کنيد

ارتباط با مدير سايت

کاربر گرامي! لطفا جهت ارتباط با مدير سايت و ارسال پيشنهادات و انتقادات، نامه‌هاي خود را به نشاني پست الکترونيکي Info@Rasoolnoor.com ارسال نماييد.




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما