رسول نور حضرت محمد (ص) - قرآن را با همه شئون بپذيريد و آن‌را تفسير، عمل و منتشر كنيد
 
 
 












 
 قرآن را با همه شئون بپذيريد و آن‌را تفسير، عمل و منتشر كنيد

آرشيو اخبار رسول نور3 آيت‌الله‌العظمی جوادی آملی در سخنانی، به حجاج بيت‌الله‌‌الحرام اين‌گونه توصيه كرد: به همه زائران، حاجيان، معتمران و معتكفان و داعيان حرمين شريفين عرض می‌كنم، «أوصيكم و نفسی بتقوی‌الله» و اين‌كه اين حرم امن را كه مَطاف ماست، قبله ماست تقديس كنيد، قرآن را با همه شئون بپذيريد، تفسير، عمل و منتشر كنيد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، آيت‌الله‌العظمی جوادی آملی پيرامون برگزاری حج ابراهيمی امسال، بياناتی داشته است كه مشروح اين بيانات در ادامه ارائه می‌شود:
بسم الله الرحمن الرحيم و الحمد لله رب العالمين و صلی الله علی جميع الانبياء و المرسلين و الأئمه الهداة المهديين سيما خاتم الأنبياء و خاتم الأوصياء(ص) بهم نتولی و من اعدائهم نتبرَّءُ الی الله.»
فرصت مناسبی است ايام ذی‌حجه و اَشهر حج كه مناسك حج به بارگاه الهی تقديم می‌شود و زائران حرمين از مشرق و مغرب جهان، كنار كعبه كه قبله مسلمان‌ها و مطاف آن‌هاست دور هم جمع می‌شوند تا توحيد و معارف الهی را از نزديك تجربه كنند و مناسك و مراسم دينی را از نزديك امتثال كنند.
نكته مهمی كه همه ما بايد به آ‌ن توجه كنيم مخصوصا مبلغان اسلامی، ائمه محترم جمعه و جماعات حرمين و مبلغان دينی آن است كه توحيد، اصل است و همه امور دينی به اين توحيد برمی‌گردد. چون توحيد اصل است، در آغاز احرام كه تلبيه مطرح است اين كلمه توحيد مكرر در تلبيه آمده: «لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك إنّ الحَمد و النعمة (و الـمُلك لك) لبيك لا شريك لك».
اين تلبيه كه توحيدِ مكرّر است، از جان و زبان همه مسلمان‌ها برمی‌خيزد و دستور اسلامی هم اين است كه در هر فراز و فرودی تا رسيدن به حرم، تلبيه تكرار شود و اين همانند تكرار «لا إله الاّ الله» است كه رسول گرامی (عليه و علی آله آلاف التحیّه و الثناء) طبق نقل مرحوم صدوق در توحيد فرمود نه من نه هيچ پيامبری قبل از من كلمه‌ای همتای «لا إله الاّ الله» نياورديم (التوحيد (شيخ صدوق)، ص18) زيرا خدای سبحان همتا ندارد: «لا شريك لك» ( وسائل الشيعه، ج12، ص376) توحيد هم بی‌همتاست: «لا شريك للتوحيد كما لا شريك للواحد»؛ اين آغاز و انجام مناسك همه مسلمين است.
مطلب دوم آن است كه ذات اقدس الهی، نظام هستی را آفريد و می‌پروراند؛ يعنی هم خالق كل است هم رب كل و هر موجودی را اثری بخشيد كه مردم نيازشان را در اثر آن موجود ذی اثر برطرف كنند. اگر تشنه‌اند به آب رو بياورند و اگر گرسنه‌اند به نان توجه كنند و اگر نيازمند آشيانه و مسكن‌اند به بيت و دار و خانه مراجعه كنند و اگر نيازمند به علم‌اند به معلم و استاد مراجعه كنند و مانند آن، اين آثار را ذات اقدس الهی به افراد يا اشياء عطا كرده است.
مطلب سوم آن است كه اشياء؛ يعنی ماسوای خدا و همچنين اشخاص در اصلِ هستی و در بقای هستی و در اوصاف هستی و كمالات هستی، فقر محض‌اند و فقير الی الله‌اند: «أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ» (سورة فاطر، آيه 15). اين نكته را كه از پيروی اهل بيت(ع) آموخته‌ايم بيش از گذشته توجه كنيم كه انسان فقير است اما نه اين‌كه ذاتی دارد كه دارای صفت فقر است، بلكه او فقر ممثَل است.
همان طوری كه صفت غنا ذاتیِ خداست نه اين‌كه ذات خدا جدای از وصف غنا باشد، فقير بودنِ انسان هم ذاتی اوست نه اين‌كه انسان ذاتی دارد و در كنار ذات، دارای فقر است كه بشود «ذاتٌ ثَبَتَ له الفقر»؛ همان طوری كه خداوند «ذاتٌ ثبت له الغنی» نيست بلكه آنجا مشتق و مبدأ يكی است غنا و غَنی يكی است، در انسان هم به شرح ايضاً، مشتق و مبدأ يكی است فقر و فقير يكی است.
اگر انسان ذاتی ‌داشت، جدای از فقر و فقر برای ذات، وصفی بود نظير زوجيت اربعه، لازم آن اين بود كه انسان در حريم ذات محتاج نباشد، در حالی كه انسان عين حاجت و نياز است و در حريم ذات به خدای سبحان وابسته است؛ يعنی ذاتی جز ربط و فقر ندارد كه وصف او عين ذات اوست. صفت اگر عين ذات باشد اين كمال نيست، تا صفت چه باشد و موصوف كه باشد.
اگر صفت، صفت كمال باشد اين عينيت باعث كمال است مثل اين كه خداوند عين علم است، عين قدرت است عين غِناست و اگر صفت، صفت نقص باشد، اين اتحاد، مكمل نقص است مؤيد نقص است باعث تحقّقِ عميق نقص در درون‌مايه ذات اوست، مثل اين‌كه می‌گوييم: «الإنسان فقيرٌ». پس فقر عين ذات انسان است و «ذاتٌ ثَبَتَ له الفقر» نيست و اين فقر تنها مربوط به انسان نيست، جهان فقير خداست.
مطلب بعدی آن است كه فقير به معنای ندار نيست، آن كس كه مال ندارد به او می‌گويند «فاقد» نه فقير و اگر به كسی گفتند فقير به اين معناست كه ستون فقرات او شكسته است و قدرت قيام ندارد و چون مال و اقتصاد، مايه قوام و ايستادگی يك ملت است، اگر فرد يا ملتی مال نداشت [و] از اقتصاد سالم برخوردار نبود، قدرت ايستادگی ندارد، گويا ستون فقرات اين امت شكسته است، از اين جهت به اين فرد يا آن امت می‌گويند فقير.
هيچ كسی غير از خدا قدرت قيام ندارد، تنها او حیِ قيوم است و تنها قائم به قسط اوست (سوره آل‌عمران، آيه 18) بلكه تنها قائم، اوست و ديگران افتاده‌اند و اگر كسی می‌نشيند يا برمی‌خيزد نه تنها قدرت قيام ندارد، قدرت نشستن هم ندارد قدرت استلقاء (به پشت واخوابيدن) و اضطجاع (بر پهلو خفتن) هم ندارد. اين‌كه در نماز هنگام برخاستن از سجده به قيام می‌گوييم: «بحول الله تعالی و قوّته أقوم و أقعد» يعنی با قدرت خدا من برمی‌خيزم و با حول و قوی الهی می‌نشينم؛ يعنی نشستن هم به قوت اوست چه اين‌كه اضطجاع و به پهلو آرميدن و استلقاء هم به قدرت اوست.
اگر حول الهی و قوه الهی نباشد، انسان نه تنها قدرت قيام ندارد بلكه قدرت قعود، قدرت اضطجاع، قدرت استلقاء و قدرت انبِطاح هم ندارد؛ هيچ حالی مقدور او نيست مگر به قوه الهی و حول الهی و اين استغراق در توحيد است و نماز ما كه ستون دين ماست (وسائل الشيعه، ج4، ص27)، جای آموزش اين معارف بلند است. تاكنون ثابت شد كه اشياء عالَم و اشخاص عالم با اين‌كه آثار فراوانی را از خدا دريافت كرده‌اند، هيچكدام غنی نيستند و هيچكدام بی‌نياز از خدا نيستند.
مطلب بعدی آن است كه ما برای رفع نيازهای فراوان‌مان، به آفتاب و ماه و ساير ستاره‌ها مراجعه می‌كنيم، نور می‌گيريم حرارت می‌گيريم درمان می‌گيريم، گياهان‌مان را با آن پرورش می‌دهيم، نباتات و معادن را با آن پرورش می‌دهيم، محيط زيست را با آن سالم نگه می‌داريم و صدها بلكه هزارها بركات فراوانی كه بشر از شمس و قمر می‌گيرد و اين مراجعه به ماه و آفتاب به اين معنا نيست كه ما (معاذ الله) آفتاب‌پرستيم يا ماه‌پرستيم.
ما می‌گوييم خدای سبحان روزی آفتاب را آفريد، روزی هم بر اساس «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» (سوره تكوير، آيه 1) آن را از پا در می‌آورد، ماه را آفريد، ستاره‌ها را آفريد آب را هم اين‌چنين خلق كرد؛ آب هر اثری كه دارد به اذن خداست گاهی اين اثر را به او می‌دهد گاهی از آن می‌گيرد. آتش هر اثری كه دارد از خداست گاهی به آن می‌دهد گاهی از آن می‌گيرد. در جريان آتش فرمود: «یَا نَارُ كُونِی بَرْداً وَسَلاَماً عَلَی إِبْرَاهِيمَ» (سوره انبياء، آيه 69) اين سوخت و سوز را از شعله آتش گرفت.
درباره آب كه جريان، خاصيت اصلی آن است به آب دريا فرمود با عصای موسی بايست: «فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً» (سوره طه، آيه 77) اين مضمون در قرآن كريم آمده است كه عصا را به دريا بزن آب‌های رفته همچنان می‌رود و آب‌های نيامده همچنان می‌ماند، يك سد آبی درست می‌كند و شما در وسط دريا از مَعبَر خشك می‌گذريد.
اين رفتن را از آب می‌گيرد آن سوختن و سوزاندن را از آتش می‌گيرد. زمين كه بستر آرامش و سكونت برای همه ماست گاهی به زمين می‌گويد دهن باز كن و قارون را بَلع كن: «فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ» (سوره قصص، آيه 81). صخره صمّاء را می‌گويد دهن باز كن چشم باز كن [تا] از دهان و چشمت آب بجوشد. به موسای كليم فرمود: «اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ» (سوره بقره، آيه 60) كه اگر اين عصا را به سنگ بزنی اين صخره صماء چشم و دهن باز می‌كند [و] چشمه‌های جوشان عطا می‌كند.
بنابراين از موجودات سپهری گرفته تا موجودات زمينی همه فقيرند [و] در عطا و دهش از يك سو [و] در اِمساك و بستن از سوی ديگر مأموران الهی‌اند. ما اگر به آفتاب و قمر مراجعه می‌كنيم از آن‌ها نور می‌گيريم آن‌ها را وسيله قرار می‌دهيم، هرگز به اين معنا نيست كه برای آن‌ها سمتی جز بردگی و بندگی در پيشگاه ذات اقدس الهی قائل هستيم.
در جريان توسل به اوليای الهی همين بس كه اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع) به مراتب از شمس و قمر بالاترند. انسان كامل كجا، ماه كجا! انسان كامل كجا، آفتاب كجا! آن شمس حقيقی، آن قمر حقيقی، مخلوقات الهی هستند و نورهای فراوانی دارند. حرارت‌های فراوانی دارند، تأثيرات فراوانی دارند، اگر پيروان اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع) به دوده طاها و يس مراجعه می‌كنند قبور آن‌ها را احترام می‌گذارند به آن‌ها متوسل می‌شوند، در حد توسل به شمس و قمر است كه بهره‌هايی را خدا به اين‌ها داد و ديگران را دستور داد از شمس و قمر كمك بگيرند وگرنه استقلال ازآنِ خداست و لاغير.
ائمه معصومين(ع) دستور توحيد دادند و دستور تلبيه دادند. دستور دادند اين لبيك را مكرر بگوييد، دستور دادند در هر آنی در آغاز و انجام كارتان، صدر و ساقه برنامه‌تان توحيد باشد و لاغير. اگر اين‌چنين است ساير دوستان و زائران حرمين شريفين كاری نكنند كه اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع) متأذّی بشوند، متأثّر و رنجيده شوند. اين يك نكته كه همه ما بايد رعايت كنيم.
نكته ديگری كه ائمه محترم جمعه و جماعات حرمين بايد عنايت كنند، اين است كه ذات اقدس الهی كعبه را با خليل شروع كرد و با حبيب ختم كرد و ادامه آن را با مودت انجام داده است. فرمود: «وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً» (سوره نساء، آيه 125). خداوند ابراهيم را خليل خود قرار داد و ابراهيم(ع) مأمور شد كعبه‌ای بنا كند كه مطاف مسلمين باشد و قبله مسلمين باشد و اين با خلت و دوستی شروع شده است. نكته ديگر آن‌كه سلسله نبوت به وجود مبارك حبيب خدا، رسول گرامی اسلام(ص) ختم شده است كه اين كعبه، مطاف مسلمين و قبله مسلمين است به دست حبيب خدا تكميل شده است.
مطلب سوم آن است كه حبيب خدا ما را هم محبوب خدا كرد و در مدار محبت ما را پروراند؛ زيرا خداوند در اين آيه كريمه فرمود: «قُلْ إِن كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ» (سوره آل‌عمران، آيه 31) شما پيرو حبيب خدا باشيد تا از محب بودن به محبوب بودن بار يابيد و اجر رسالت را هم مودت اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم الصلاة و عليهم السلام) قرار داد و فرمود: «قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّة فِی الْقُرْبَی» و اين مودّتِ دوده طاها و ياسين(سلام الله عليهم اجمعين) را بهترين حَسنه دانست؛ زيرا در كنار اين جمله كه فرمود: «لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّه فِی الْقُرْبَی» فرمود: «وَمَن یَقْتَرِفْ حَسَنَه نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً» (سوره شوری، آيه 23) مصداق والا و كامل حسنه، ولايت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است؛ بنابراين عناصر محوریِ كعبه كه مَطاف مسلمين و قبله مسلمين است از خُلّت شروع شده، به محبّت رسيده [و] تا مودت ادامه پيدا كرده است؛ در فرازهايی كه جای خُلّت است جای محبّت است جای مودّت است مجالی برای كينه و عداوت و دشمنی نيست؛ مسلمانها يدِ واحدند بر غير مسلمان‌ها.(بحارالأنوار، ج28، ص104)
مطلب ديگر كه مربوط به برائت از مشركين است، اين را خطبای محترم حرمين عنايت كنند و در خطبه‌ها مواظب باشند كه اين حسنه الهی و بركت الهی كه از امام راحل(ره) به يادگار مانده است را كم نگيرند، با اين به مبارزه برنخيزند و اين را محكوم نكنند؛ زيرا برائت از مشركان به اين معناست كه مسلمان‌های عالَم اگر قدرتی داشتند از حريم خود در همان حوزه اسلامی دفاع می‌كنند [و] نيازی نيست كه در جايی ديگر تبری خود را اعلام كنند؛ چون در همان كشور خود كافر را سر جای خود می‌نشانند.
اما وقتی كه شما مخصوصا خطبای محترم حرمين شريفين ملاحظه می‌فرماييد خاورميانه تقريبا در آتش می‌سوزد و آتش‌بيار معركه هم غير مسلمان‌ها هستند. گاهی فلسطين و غزه و لبنان و سوريه می‌سوزد گاهی افغانستان و پاكستان شعله‌ور می‌شود گاهی عراق هر روز مشتعل می‌شود، زمانی هم يمن و مانند آن و ساليان متمادی هم ايران اسلامی كه مهد ولايت اهل‌بيت(ع) عصمت و طهارت است [و] مهد پيروی قرآن و عترت(ع) است، در آتش می‌سوخت، اين خاورميانه با اين وسعت آتش‌سوزی، آيا به دست مسلمان‌ها اين كار انجام می‌گيرد يا به دست غير مسلمان‌ها؟!
اگر احيانا به دست مسلمان‌ها انجام می‌گيرد، پشت پرده، دست ناپاك مشركين است و اگر ملت ستمديده افغانستان و پاكستان از يك سو، غزه و فلسطين و سوريه و لبنان از سوی ديگر [و] ايران و عراق از سوی ديگر بخواهند از مشركين تبری كنند، غير از مراسم حج، غير از مناسك حج، غير از مواقف حج، غير از وقوف در عرفات، غير از يوم الحج الأكبر، غير از جايی كه سوره «برائت» درباره آن‌ها نازل شده است و آ‌نجا خوانده شده است، جای ديگری هست؟!
مبادا كسی بگويد كه برائت از مشركين جزء مناسك حج نيست! اين مسلمان‌های داغ‌ديده، كجا فرياد برآوردند؟! اين خانواده‌های مظلوم، اين جانبازان، اين خانواده‌های شهدا، اين اسيرداده‌ها، كجا فرياد برآورند كه «إنّا مِنكم بُُرَآؤا»؟!. مگر حج، حج ابراهيمی نيست، مگر اين كعبه با معماری و مهندسی ابراهيم خليل ساخته نشد، مگر مؤمنان با هم اهل خلت و محبت و مودت نيستند. مگر اين‌ها نبايد وجود مبارك خليل خدا را اسوه قرار بدهند. مگر خليل خدا نفرمود: «إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ» (سوره ممتحنه، آيه 4) ما، من، همه از شما مشركان بریء هستيم و بيزاريم مگر ما نبايد تبری كنيم؟!
بهترين راه تبری همان است كه در يوم الحج الأكبر و مانند آن انسان از مشركان اظهار تبری كند. مستحضريد كه سياست ما، عين ديانت ماست. يك چيز بيگانه از دين نيست و از خارج از اسلام نيامده، [بلكه] از متن قرآن برخاسته است و در يوم حج اكبر اين وظيفه همه است كه از مشركان تبری بجويند؛ اگر دست ما نرسيد كه مسلمان‌ها را ياری كنيم، لااقل با اين فرياد به كمك روانی آ‌ن‌ها بشتابيم و برخی از مشكلات آن‌ها را حل كنيم وگرنه همين مشركين، روزی حرمين را مورد تهاجم قرار می‌دهند. اين‌ها جهنمی هستند كه «لا تُبْقِی وَلا تَذَرُ». (سوره مدثر، آيه 28)
بنابراين هم معنای توحيد را بزرگان و مؤمنان و مسلمان‌های حجاز بايد توجه كنند كه پيروان اهل‌بيت(ع) از مستغرقين در توحيدند و از كاملان در توحيدند و منزه از هرگونه شرك و مبرای از هر تهمت‌اند و هم جريان برائت را تقديس كنند، برای اين‌كه اگر كسی صدای «يا للمسلمين» مسلمان‌ها را بشنود و آن‌ها را ياری نكند، حتماً گرفتار سخط الهی خواهد شد.* من مجدداً به همه زائران، حاجيان، معتمران و معتكفان و داعيان حرمين شريفين عرض می‌كنم، «أوصيكم و نفسی بتقوی الله» و اين‌كه اين حرم امن را كه مطاف ماست، قبله ماست تقديس كنيد، قرآن را با همه شئون بپذيريد، تفسير كنيد، عمل كنيد و منتشر كنيد!* غفر الله لنا و لكم و جعلنا و إیّاكم مِن المستغفرين و مِن المرحومين و مِن الذين يقول الله سبحانه و تعالیٰ فيهم اولئك أصحاب الجَنَّه أجمعين. «و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»



 

پیوندهای مرتبط

· مطالب بیشتر در مورد آرشيو اخبار رسول نور3
· سایر مطالب نوشته شده توسط rasool


پربازدیدترین مطلب در زمینه آرشيو اخبار رسول نور3:
هدف از اهانت به حضرت محمد(ص) ایجاد فتنه و شبهه در دین اسلام است


امتیاز دهی به مطلب

امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها


 چاپ این مطلب چاپ این مطلب






چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما