(6 صفحه از صفحه 94
تا 99)
نویسنده :
کریمی نیا، مرتضی
مقاله
سیری
اجمالی در سیرهنگاری پیامبر اسلام(ص)در غرب
دکتر
مرتضی کریمینیا
سیره و
تاریخ زندگانی هریک از پیامبران بزرگ،چنان با روح و آموزههای اساسی
دینشان عجین شده است که شناخت دقیق هر یک از آنها بدون دیگری ناممکن،و یا
دست کم،ناقص است.این نکته علاوه بر ادیان بزرگ ابراهیمی چون یهودیت،مسیحیت
و اسلام،در پارهای از ادیان شرقی چون بودیسم،به نحو ضعیفتری صادق
است.اما آنچه در این مقال مهم است،سیرهنگاری پیامبر اکرم(ص)در فرهنگ
اسلامی و بررسی مشکلات و محدودیتهای آن از چشم غربیان است.
پژوهش در
تاریخ و سیرهء پیامبر اکرم در غرب،مسبوق به پیشینهای بلند از تحقیقات
تاریخی دربارهء زندگی دوپیامبر بزرگ یعنی حضرت موسی(ع)و حضرت
عیسی(ع)است.طی 400 سال گذشته پژوهشهای متنشناختی،تاریخی و انتقادی در دو
دین یهودیت و مسیحیت،تحولات فراوانی را پشت سر گذاشته و متون مقدس این
ادیان،یعنی تورات و انجیل را عرصهء انواع موشکافیهای
علمی،باستانشناختی،ادبی(از منظری سکولار و غیردینی)کرده است.این امر گاه
چنان صورت افراطی به خود گرفته است که برخی محققان در وجود تاریخی پیامبر
چون عیسی(ع)نیز تردید کردهاند. با این همه،یک نکته را میتوان مورد اتفاق
تمام یا اکثریت محققان جدید دانست:تاریخ ادیان بزرگی چون یهودیت و
مسیحیت«تاریخ نجات»( Salvation History )است.از نظر محققان یهودیت و
مسیحیت،تاریخ این ادیان و بهویژه کتاب آسمانی آنها،بیانکنندهء تاریخی
صرف-آنگونه که مورخان سکولار درصدد ثبتش هستند -نیست،بلکه این متون بیشتر
درصدد بیان نقش نجاتبخش خداوند در حوادث تاریخ است.فی المثل در تاریخ
یهود،سرگذشت بنی اسرائیل در تمام مراحل آن،عرصهء حضور خداوند در تاریخ و
نجات این قوم در سختترین شرایط است.همچنین از نظر مسیحیان،تاریخ نجات با
تجسّد خداوند در عیسی مسیح و حوادث مربوط به وی روی داده است.اما این نجات
به قومی خاص و برگزیده منحصر نمیشود،بلکه تمام بشریت را دربر میگیرد.در
این هردو مورد،باور به صدق تاریخی حوادث،تاریخی،نوعی ایمان به صدق
گزارههای دینی آن ادیان را دربردارد.1
بررسیهای
علمی و آکادمیک در باب سیرهء پیامر اکرم(ص) در غرب از اواسط قرن نوزدهم
آغاز شد.پیش از این،البته کتابها و ردّیههایی علیه دین اسلام و شخصیت
پیامبر(ص)در قرون وسطی تهیه و منتشر شده بود.معروفترین آنها مجموعهء
طلیطله یا تولدو2است که حاوی ترجمهء لاتینی ناقصی از قرآن کریم و چند
رساله در حدیث و سیره از جملهء مسائل عبد اللّه بن سلام بود.مجوعهء
طلیطله،به گفتهء خانم دلورنی،به همت و دستور پیتر مقدس یا پییر
محترم3(1102-1156)،راهب دیرکلونی در فرانسه فراهم آمد و او خود نیز چند
متن احتجاجی علیه اسلام در این مجموعه گنجانید.4نمونههایی دیگر از
اینگونه کتابها،آثار یوحنای دمشقی5(قرن هفتم و هشتم)،پطرس
آلفونسی6(متولد حدود 1062)-یهودی اسپانیایی که به مسیحیت گرویده بود-
ویلیام تریپولی7(قرن سیزدهم)،نیکلاس کوزائی8(1401-1464) و نیز مقدمات و
حواشی بیشتر ترجمههای قرآنی در این دوره است که از ابتدا به قصد ابطال و
سخیف کردن دین اسلام نوشته شدهاند و گاه مؤمنان آنها کوشیدهاند برتری
شخصیتی و دینی حضرت عیسی بر پیامبر اکرم(ص)را در آثار خود اثبات کنند.9
اطلاعات
صحیح راجع به سیرهء پیامبر در قدم نخست از منابع اصیل اسلامی اخذ
میشد،اما ناقلانی غیرمسلمان که مدتها در حاکمیت مسلمانان زندگی کرده
بودند،آن را در اروپا منتشر میکردند.اینان هیچگاه نگران دقّت در نقل
مطالب نبودند،بلکه به عکس میکوشیدند تصویری منفی از پیامبر
اسلام(ص)ارائه دهند.همین اطلاعات مغلوط و مجعول به دست دانشجویان و
پژوهشگران
غربی در قرون وسطی رسیده است که هیچگونه تسلطی بر منابع اصیل اسلامی
نداشته و از سوی دیگر غالبا در صدد جدل و ابطال حقانیت دین اسلام بودهاند.
بدینسان
مهمترین نقاط و فرازهای زندگی پیامبر اسلام(ص) را دو دسته در اروپای قرون
وسطی پراکنده ساختند:از یک سو، بیزانسیهایی که از طریق شامات اسلام را
میشناختند و از سوی دیگر،مسیحیان اسپانیا که در تحت حکومت اسلامیزندگی
کرده و به نام«مستعربون»10شناخته میشدند.اما،بیتردید،مهمترین منبع
اطلاعاتی مسیحیان اروپا به زبان اسپانیولی بود.
اگر از
چند مورد استثنایی صرفنظر کنیم،مجموعهء تمام سیرههایی که از زندگی
پیامبر اسلام(ص)در قرون وسطی نوشته شدهاند،همگی دارای غرض و گرایش واحدی
بودند:ایشان میخواستند اثبات کنند که حضرت محمد(ص)بنا به شهادت زندگی و
اعمال و اقواش نمیخواسته است پیامبری راستین باشد؛ بنابراین کتاب وی
مجموعهای از اعمال و تراوشات ذهنی انسانی است و اسلام در خوشبینانهترین
قضاوت،جعل ناقصی از دین مسیحیت است!11
پس از
قرون وسطی آهنگ توجه به دین اسلام،ترجمهء قرآن و سیرهنگاری پیامبر(ص)در
میان غربیان بیشتر شد و-همچنان که اشاره شد-بررسیهای علمی و آکادمیک در
باب سیرهء پیامبر اکرم(ص)در غرب از اواسط قرن نوزدهم آغاز شد.نخستین اثر
جامع و علمی در شرححال و زندگی پیامبر اکرم،کتابی است به آلمانی از
گوستاووایل با عنوان محمد،پیامبر[خدا]:سیر و مذهب او.12نویسندهء این کتاب
علاوه بر استفاده از آیات قرآن کریم،در تدوین سیرهء نبوی به منابع اسلامی
متأخر از قرن ششم هجری رجوع کرده است.دیگر آثار مربوط به این دوره
عبارتاند از:سیره و تعالیم محمد بر مبنای عمدهء منابعی که تاکنون مغفول
مانده است، در سه جلد،نوشتهء آلویس اشپرنگر13در سالهای 1861-1865 م؛گفتاری
در تاریخ اسلامی،نوشتهء راینهارت دوزی14در سال 1879؛و کتاب حیات محمد در
چهار جلد،تألیف ویلیام میور15 در سال 1861 م.تا آن زمان،منابع اولیهء
اسلامی در سیرهنگاری، هنوز در دسترس غربیان نبود،اما در دهههای پایانی
قرن نوزدهم و نیمهء اول قرن بیستم میلادی،برخی نسخ مخطوط از منابع قدیم
سیره و تاریخ اسلامی کشف،و با ویرایش و تصحیح غربیان منتشر
شدند.بنابراین،در طول قرن بیستم،چهار منبع اصلی از میان تواریخ و
سیرهنگاریهای اسلامی در دسترس پژوهشگران غربی قرار گرفت.این منابع
عبارتاند از:مغازی واقدی؛سیرهء ابن هشام؛طبقات ابن سعد؛و تاریخ طبری.16در
طول قرن بیستم، مراجع اصلی غربیان در شناخت سیرهء نبوی،علاوه بر قرآن کریم
و برخی از صحاح ستّه،این چهار کتاب بوده است.
نخستین
محققان غربی در باب سیرهء نبوی،چندی نگران این مسأله نبودند که کهنترین
منابع اسلامی در این حوزه،دست کم دو تا سه قرن پس از رحلت پیامبر
اکرم(ص)تدوین شدهاند؛چرا که تمامی این کتب حاوی روایات و سلسلهء اسانیدی
بود که به اذعان مؤلفان آن کتب،به زمانهای بسیار متقدم میرسید و غالبا
به فردی شاهد ماجرا از صدر اسلام منتهی میشد.سیرهنویسان
غربی،البته،نیکآگاه بودند که در میان این روایات گاه متناقض، آثار و
نشانههای جعل،اغراق،وانواع تعصّبات و غرضورزیهای فرقهای و مذهبی وجود
دارد،لیکن بر این اعتقاد بودند که یک ذهن نقّاد و تیزبین سرانجام میتواند
دریابد که در تکتک حوادث صدر اسلام واقعا چه روی داده است.در سال 1890
م.ایگناتس گلدتسیهر با انتشار جلد دوم کتاب مطالعات اسلامی17نخستین شوک
را بر این دیدگاه خوشبینانه وارد ساخت.18وی در اصل میخواست این نکته را
مطرح و مدلّل کند که اغلب متون حدیثی
اعتقادات،باورها و منظومهء فکری دورههای متأخر از صدر اسلام را بازگویی
میکنند؛چرا که در این فضا و در دورههای متأخر ساخته و تدوین شدهاند؛لذا
این متون را نباید منبع و مرجع تاریخی در تدوین سیرهء پیامر(ص)و تاریخ صدر
اسلام دانست.
هرچند
گلدتسیهر بحث خود را عمدتا به تشکیک در روایات فقهی در صحاح ستّه معطوف
کرده بود،لیکن نتایج کار وی روایات سیره موجود در کهنترین منابع اسلامی
را نیز دربر میگرفت.از همینرو،برخی از مورخان و سیرهنویسان غربی در
اوایل قرن بیستم روش شکاکانهء گلدتسیهر را برگرفته و در پژوهشهای خود
راجع به زندگی پیامبر(ص)به کار بستند.فی المثل لئونه کایتانی، سیرهنگار
مشهور ایتالیایی در کتاب حجیم تاریخ اسلام19خویش و نیز هانری لامنس مستشرق
فرانسوی در مقالهای با عنوان«نحوهء تدوین سیرهء محمد از دورن قرآن و
سنت»،20هردو این رأی را ابراز میکردند که تقریبا تمام منقولات مربوط به
حیات و سیرهء نبی اکرم(ص)مجعول و برساختهء نسلهای بعدی است.از منظر این
مستشرقان،چارچوب شکلی سیره و ترتیب تقویمی آن برآمده از روایات است و
چنانچه این چارچوب و تقویم تاریخی را کنار بگذاریم،اشارات تاریخی به
سیرهء پیامبر که در قرآن آمده است،چندان اطلاعی به مورّخ و سیرهنگار غربی
نمیدهد.این شکاکیت تمام عیار وافراطی را،البته تنها معدودی از محققان
سیره و قرآن و حدیث در غرب پذیرفتند.
از سوی
دیگر،تردیدهای گلدتسیهر در منابع روایی و تاریخی اسلام با واکنشهایی از
جبههء مقابل مواجه شد.نخست خانم نبیه عبود در کتاب مطالعاتی در
پاپیروسهای عربی،جلد اول:متون تاریخی؛جلد دوم:تفاسیر قرآنی و روایات،21و
سپس فؤاد سزگین در کتاب تاریخ نگارشهای عربی،ج اول:علوم قرآنی،حدیث،
تاریخ،فقه،کلام و تصوف تا 430 قمری22دیدگاه گلدتسیهر را مردود ساختند.خانم
عبود بر سنت مداوم اعراب در کتابت شعر، تاریخ و حدیث-حتی از دورهء
جاهلیت-تأکید میکند و فؤاد سزگین باتاریخگذاری برخی متون روایی و تفسیری
پیش از قرن دوم و سوم-همچون نسخ القرآن زهری و تفسیر ابن عباس -قدمت و
وثاقت منابع کهن اسلامی را اثبات میکند.به نظر نبیه عبود،صحابهء پیامبر
عادت به ثبت احادیث پیامبر داشتهاند و از اینرو،احادیث بسیاری به صورت
مکتوب باقیمانده بود. بنابراین هنگام تدوین جوامع حدیثی نخست،وجود همین
سنّت و میراث مکتوب،ضامن اعتبار وثاقت روایات نبوی بوده است.وی البته در
پاسخ به این پرسش که چرا هیچ اثر و نشانهای از این سنت مکتوب برجای
نمانده است،گناه این امر را به گردن خلیفهء دوم،عمر بن خطّاب،میاندازد که
با سختگیری بسیار،دستور به محو تمام متون غیراز قرآن داده بود تا مبادا
مسلمانان نیز چون یهودیان صاحب کتاب و نوشتههایی در عرض کتاب آسمانیشان
شوند.اما،این هردو منتقد گلدتسیهر در وثاقت و سلامت اسانید عمدهء روایات
نبوی تردیدی نداشتند.
در نیمهء
نخست قرن بیستم چندین کتاب در شرححال و سیرهء پیامبر(ص)در غرب منتشر شد که
مؤلفان آنها در مقدمه یا مؤخّرهء کتاب خود به اعتبار مشکوک یا متزلزل
روایات سیره و مغازی اشاره میکردند.باوجود این،چندان بر این نکته اصرار
نمیورزیدند،بلکه کتب خویش را بر مبنای مفاهیم و باورهای کلی برآمده از
همینروایات سیره و مغازی تدوین میکردند.مهمترین کتاب از این دست را رژی
بلاشر،مترجم فرانسوی قرآن کریم و محقق در فقه اللغة و ادبیات عرب در سال
1952 م.تألیف کرده است.کتاب وی مسألهء محمد یا معمّای محمد23نام دارد که
در آن فصل مهم و سودمندی در باب«سیرهنگاری انتقادی»آمده است.
درست در
همین زمان،یعنی در نیمهء قرن بیستم،یوزف شاخت، مستشرق هلندی و از جمله
سرویراستاران دائرة المعارف اسلام (ویرایش دوم،11 جلد،لایدن،انتشارات
بریل،1960-2003)،در کتاب خویش با عنوان مبادی فقه اسلامی24بار دیگر اعتبار
و اصالت حدیث در قرن نخست هجری را مورد خدشه قرار داد.از نظر شاخت،روایاتی
که با سلسلهء سند خود به پیامبر(ص)یا یکی از صحابه میرسند،در واقع محصول
تحولات سیاسی،فقهی و کلامی قرن دوم هجریاند و ارزش تاریخی عصر پیامبر را
ندارند. دغدغهء اصلی شاخت-که بر روش شکاکانهء گلدتسهیر تکیه میکرد-مبادی
فقه اسلامی و بهویژه جایگاه شافعی در تحولات فقه اسلامی بود.اهل سنّت به
شافعی لقب؛ناصر السنّة»دادهاند؛ یعنی کسی که نخستین بار حجیت قول و فعل و
تقریر پیامبر را نظریهپردازی کرده و اسناد و اتصال آن را به پیامبر اهمیت
بخشیده است.شاخت بر این نکته تأکید میکرد که احادیث نبوی -همراه با
قرآن-پایهء اساسی فقه اهل سنت را تشکیل ندادهاند. به اعتقاد وی،این روایات
پس از تأسیس برخی نهادهای فقهی و حقوقی در جامعه اسلامی،ساختهشده و رواج
یافتند و سپس اسنادهایی قهقرایی به آنها متصل شده است.پیش از شافعی،در
میان سایر مذاهب فقهی اهل سنت،مفهوم سنّت رواج داشت،اما ایشان به سهولت به
اموری چون قیاس،استحسان،رأی،عمل اهل مدینه و مانند آن استناد
میکردند.شافعی کسی بود که سنت را صرفا بهمعنای احادیث نبوی به کار برد و
بر این امر استدلال کرد که حتی یک حدیث واحد و منفرد که اسناد متصل به
پیامبر داشته باشد،بیتوجه به جعل اسنادش،مقدم بر رأی و نظر تمامی صحابه و
تابعین و همه حجتهای دیگر است.به نظر شناخت، به همین دلیل پیش از
شافعی،استناد به اقوال و آرای صحابه و
تابعین در
استنباطات فقهی امری رایج بود،اما پس از آن حدیث نبوی-حتی با إسنادی
مجعول-جای رأی صحابه را گرفت.25 نظریهء شناخت واکنشهای فراوانی در میان
اسلامپژوهان غربی و محققان اسلامی داشت.از میان غربیان ویلیام منتگمری وات
در مقدمهء کتاب محمد در مکه26این رأی را مردود شمرد؛اما از این همه
معروفتر محمد مصطفی اعظمی بود که به تفصیل در دو کتاب انگلیسی27خود و نیز
در کتاب دراسات فی تدوین السنة النبویة نظریهء شاخت را مورد انتقاد قرار
داد.
با آنکه
استنتاجات افراطی شاخت-و پیش از او گلدتسیهر -عمدتا از مطالعهء روایات فقهی
به دست آمده بود،اما در شاخت مدعی صحت نظریهء خود در عموم روایات کهن
اسلامی شد و حتی در مقالهء خویش کوشید آن را دربارهء برخی روایات مغازی
اثبات کند.28بااین همه،متخصصان و علاقهمندان به سیره در غرب چندان از
رهیافت و نظریهء شناخت تأثیر نپذیرفتند.تنها سه سال پس از انتشار کتاب
شاخت،جامعترین انگلیسی در باب سیرهء نبوی،تألیف محققی غیرمسلمان به نام
ویلیام منتگمری وات انتشار یافت.29وی نظریهء شاخت را بر روایات سیره و
مغازی قابل تطبیق ندانست و،در عین قبول پارهای جعل و دستکاریها در شکل و
ساختار روایات،اظهار کرد که با ذهنی نقاد سرانجام میتوان دریافت که در
صدر اسلام چه روی داده است.دو اثر فرانسوی و آلمانی پس از وات منتشر شدند
که مؤلفان آنها کمابیش همین دیدگاه اطمینانی را تأیید و ابراز
میکردند.نخست کتاب محمد و قرآن،تألیف رودی پارت،30محقق معروف آلمانی و
مترجم قرآن به زبان آلمانی بود و دیگر کتاب محمد نوشتهء ماکسیم
رودنسون31مستشرق فرانسوی.
در
دهههای هفتاد و هشتاد میلادی،چندین کتاب در باب سیرهء پیامبر و تاریخ
اسلام منتشر شد که مؤلفان آنها دیدگاههای گلدتسیهر و شاخت را بهگونهای
منسجمتر پذیرفته و ارائه میکردند.وجه مشترک همهء ایشان در این بود که در
بازسازی سیرهء پیامبر اکرم و حوادث قرن نخست هجری روایات منقول را
بهعنوان منبع تاریخی قبول نداشتند.از میان ایشان،جان ونزبرو در کتاب محیط
فرقهای32با روش خاص خویش،یعنی تحلیل ادبی حدیث و متون حدیثی،هرگونه
بازسازی تاریخی در باب حوادث صدر اسلام را کنار میگذارد.وی نخستین بار
اصطلاح «تاریخ نجات»33را در توصیف متون و منابع کهن اسلام به کار برد و
معضل منابع را به جدیترین صورت مطرح کرد.به اعتقاد وی،برخلاف تصور
پیشینیان،منابع کهن اسلامی درصدد بیان «آن چه واقعا در صدر اسلام روی
داده»نیستند،بلکه صرفا نشان میدهند که مؤلفان متأخر آنها چه
میاندیشیدهاند.
بنابراین،ما شاید هرگز نتوانیم دریابیم که در واقع چه روی داده است؛همه آن
چه مقدور ما است،این است که بدانیم میان نسلهای متأخر-آنچنانکه
در«تاریخ نجات»ثبت شده-
اتفاق
افتاده است.34از سوی دیگر دو شاگرد ونزبرو،به نامهای پاتریشیا کرونه و
مایکل کوک در کتاب مشترک و افراطیشان، هاجریسم،35کوشیدند بهگونهای
بازسازی بیرونی در تاریخ صدر اسلام دست بزنند.ایشان در این راه افراطی
خود،عمدتا بر منابع غیر اسلامی،چون کتیبهها،سنگنبشتهها و شواهد
سکهشناختی از محیط پیرامونی جهان اسلام تکیه کردند که هرچند ذرهای
اعتبار منابع اسلامی را نداشتند،اما به نظر شواهد و مدارکی بیطرف و خنثی
میآمدند.افراط ایشان چنان اوج گرفت که دیگر وثاقت متن قرآن کریم را،حتی در
بازنمایی تعالیم و مواعظ پیامبر اکرم(ص)،نیز مورد تردید قرار میدادند.با
این حلقه از مستشرقان و سیرهنگاران غربی،آخرین و معتبرترین منبع در ثبت
تاریخ صدر اسلام،یعنی قرآن کریم،نیز از دسترس خارج شد،و در نتیجه، امکان
تدوین سیرهای از پیامبر اکرم عملا منتفی شد.کتاب بعدی مایکل کوک با عنوان
محمد36که آن را خود به تنهایی در 1983 م.منتشر ساخت،به خوبی نشاندهندهء
این درماندگی ذهنی سیرهنگار غربی است.مؤلف در این کتاب خود،به عکس اثر
مشترک قبلیاش با خانم پاتریشیا کرونه،صرفا به تحلیل سیرهء پیامبر بر مبنای
قرآن کریم و منابع متداول میپردازد و به هیچ روی به سنجش و ارزیابی
اعتبار منابع نمیپردازد.مایکل کوک در این کتاب تنها به بازگویی و
بازنمایی محتوای منابع اسلامی میپردازد،اما سرانجام به خواننده میگوید
که منابع و مدارک این سیره نه تنها مشکوک و غیرقابل اعتمادند،بلکه در
بزنگاههای حساسی گمراه کنندهاند و عملا اعتبار تاریخی ندارند!
امروزه
سیرهشناسی پیامبر اکرم درغرب بر سر دوراهی مانده است:از یک سو بدون نقادی
منابع سیره نمیتواند به تدوین تاریخچهای از زندگی پیامبر اکرم(ص)دست
بزند،و از سوی دیگر،چون به نقادی متون و منابع کهن اسلامی میپردازد، از
تدوین سیره و تاریخ زندگانی عاجز میماند.حال آیا محقق غربی راه برونشوی
از این تنگنا پیش روی خود دارد؟هارالد موتسکی،از حدیثپژوهان غربی که اخیرا
مجموعه مقالاتی در باب سیره را ویرایش و چاپ کرده است،37در مقدمهء کتاب خود
اظهار خوشبینی میکند.به اعتقاد وی منشأ این خوشبینی آن است که تردیدهای
گذشتگان در اعتبار وثاقت منابع اسلامی،خود از جهات متعددی خوشهپذیر است.وی
نواقص کار پیشینیان را چنین برمیشمارد:
الف.فقدان
بررسیهای سیستماتیک در باب نقد منابع روایی سیرهء پیامبر.نخستین
تدوینکنندگان سیرهء نبوی در غرب هر آنچه که به نظر خود صلاح
میدانستهاند،از منابع روایی
اسلامی
گزینش کردهاند و مطالعات نقدی در باب سیره و مقایسه و تاریخگذاری این
نقلها و روایات مختلف،پیش شرط اصلی بهرهگیری از آنها بهعنوان مصادر
تاریخی است.
ب.روشهای
ارزیابی و سنجش اعتبار روایات سیره تاکنون مورد کمترین مداقّه قرار
نگرفتهاند.تقریبا هیچگونه ملاکی در مقایسهء متن روایات وجود نداشته است،و
تحلیل اسناد روایات نیز، باوجود اندک پیشرفتهایی که در یکی دو دههء اخیر
داشته است، به ندرت در باب روایات سیره مطرح شده است.
ج.به دلیل
این دو نقیصه،بحث و مناقشه در باب اعتبار منابع در سطحی بسیار انتزاعی،و
نه بر مبنای خود روایات سیره مطرح شده است.تردید و شکاکیت غزبیان نسبت به
اعتبار این منابع،در دامن بحثهای مربوط به روایات فقهی پرورده شده
است.برخی مدعیاند که یافتههای این حوزه را میتوان به روایات سیره نیز
تعمیم داد و وعدهای نیز با این امر مخالفت میکند؛لیکن هیچیک به تفصیل
در جزئیات مسأله و بر مبنای خود منابع سیره تحقیقی نکردهاند.
د.بحث در
رابطهء محتمل میان قرآن به مثابهء منبعی تاریخی و روایات فقه،سیره و تفسیر
آلوده به اظهار نظرهایی کلی شده است که خود بر مبنای مطالعه در نمونههای
خاص و جزئی شکل گرفتهاند؛بنابراین اعتبار این اظهارات خود جای چون و چرا
دارد.
ه
کتابهایی که تاکنون در شرح سیره و تاریخ زندگی پیامبر(ص)تألیف
شدهاند،دامنهء محدودی از منابع را دربرمیگیرد. این منابع(واقدی،ابن
سعد،ابن هشام،و طبری)،تنها و تنها مجموعهء روایات سیره تدوین یافته از قرن
سوم هجریاند.روایات موجود در منابع متأخر هنوز بهگونهای روشمند و
سیستماتیک بررسی،و با روایات کهنتر مقایسه نشدهاند.بر اینها بیفزاییم
شماری از منابع تازه-از نوع کهن یا متأخر-که در دهههای اخیر منتشر شده و
در دسترس محققان قرار گرفتهاند.
این منابع
که شاید تنها نامشان برای محققان غربی آشنا بوده است،مبنای مطالعه و تحقیق
در روایات سیرهء نبوی را به نحو چشمگیری تقویت میکنند و چه بسا بر پارهای
نقاط مبهم در اعتبار منابع سیره پرتویی تازه افکنند.38
پینوشت
(1).برای
نوشتهای فارسی در اینباره نگاه کنید به آلن گالووی،پانن برگ:الهیات
تاریخی،ترجمهء مراد فرهادپور،تهران،صراط،بیتا،بهویژه فصل دوم با
عنوان«وحی به مثابهء تاریخ».
(2).
corpus toletanum
(3).
petrus venerabilis
(4).در
مقالهء«دو ترجمهء لاتینی قرآن از قرون وسطی»با مشخصات کتاب شناختی زیر:
marie
the?re?se d'alverny,"deux traductions latines du coran au moyen a?ge,"in
archives d'histoire doctrinale et lite?raire du moyen a?ge
22-23(1974-48)pp.69-131
این مقاله
همچنین اخیرا در این کتاب به چاپ رسیده است.
la
connaissance de l'lslam dans i'occident me?die?val,ed charles
burnett,aldershot:variorum,1994
(5). john
of damascus
(6).
petrus alfonsiŪpedro do alfonso
(7).
william of tripoli
(8).
nicholas of cosa
(9).در
اینباره نگاه کنید به بخش اول و دوم از فصل نخست کتاب سودمند هارتموت
بوبتسین با عنوان قرآن در عصر اصلاحات:تاریخچهء اولیهء مطالعات عربی و
اسلامی در اروپا در زیر:
: hartmut
bobzin,der koran im zeitalter der reformation studien zur
fru?hgeschichte der arabistik und islamkunde in europa.beirut:deutsche
morgenla?ndische gesellschaftŪstuttgart steiner,1995(beiruter texte und
studien,42)pp.1390-
(10).
mozarabs
(11).در
اینباره نگاه کنید به مقالهء آلبرشت نت( albrecht noth )با عنوان
«الف.تصویر پیامبر در قرون وسطی لاتینی»که بخشی است از مدخل«محمد» [
muhammad ]در دایرة المعارف اسلام،ویرایش دوم،لایدن:انتشارات بریل.در بخش
دیگری از همین مقاله،ترود الرت( trude ehlert )فهرستی بسیار جامع از تمام
مکتوبات رایج در باب سیرهء پیامبر از قرن هشتم تا نوزدهم میلادی در اروپا
را به دست داده و به تفصیل آنها را بررسی کرده است.
(12).
gustav weil,muhammad der prophet,sein leben und seine lehrer,n.p.1843
(13).:
aloys sprenger,das leben und die lehre des mohammed nach bisher
gro?sstentheils unbenutzen 1 quellen bearb,3 vols., berlin:nicolai'sche
verlagsbuchhandlung,18611865-
(14).:
reinhart dozy,essai sur l'histoire de i'islamism,paris leude,1879
(15). sir
william muir,the life of mahomet,4 vols.,london,
18581861-.rev.ed.edinburgh:john grand,1912,1932
(16).سیرهء ابن اسحاق را فردیناند و ستنفلد در فاصلهء سالهای 1858-1860
م.در گوتینگن آلمان به چاپ رسانید و سپس آلفرد گیوم ترجمهای انگلیسی از
آن همراه با اضافاتی منتشر کرد.طبقات ابن سعد نیز در 9 جلد در میانهء
سالهای 1905-1940 م.در لایدن هلند به چاپ رسید.پیشتر از این،تاریخ طبری
را میخائیل یوهان دخویه در 15 جلد در همان جا(1879-1901)منتشر کرده بود؛و
سرانجام مغازی واقدی را مارسدن جونز در سه جلد در لندن(1966)منتشر کرد.
(17)
ignaz golziher,muhammedanische studien,2 vols., .
halle,18881890-.english translation:muslim studies,tr.by c r.barber
s.m.stern.london:george allen and unwin,1967- 1971
(18).به
گفتهء هربرت برگ در کتاب تکوین و تکامل تفسیر در نخستین سدههای
اسلامی،پیش از گلدتسیهر،برخی مستشرقان چون وایل،اشپرنگر،دوزی و مویر در
وثاقت و صحت اسانید روایات سیره تردیدهایی کرده بودند،اما گلدتسیهر نخستین
بار این شکاکیت را صورتبندی و با بهرهگیری از دانش گستردهء خود راجع به
احادیث صحاح ستّه،در اثر خود عرضه کرد.نگاه کنید،به:
: herbert
berg,the develoment of exegesis in early islam the authenticity of
muslim literature from the formative period,
richmond(surrey):curzon,2000,p.9 .
(19).
leone caetani caetani,annali dell'islam,milan,1905 .
(20).
henry lammens,"qoran et tradition,comment fut compose?e la vie de
mahomet",recherches de science religieuse li(1910)pp.2651- .
(21).:
nabia abott,studies in arabic literary papyri,i ؛ historical
texts,chicago:university of chicago press,1957 ii:qur'a?nic commentary
and tradition,chicago:university of chicago press,1967 .
(22).
fuat sezgin,geschicte des arabischen schrifttums,band
i:qur'anwissenschaften,hadith,geshichte,fiqh,dogmatik, mistik bis ca.430
h.leiden:e.j.brill,1967 .
(23).
re?gis blache?re,le proble?me de mahomet,paris,1952 .
(24).
joseph schacht,the origins of the muhammadan
jurisprudence,qxford:clarendon press,1950 .
(25).دربارهء آرای شاخت،علاوه بر کتاب خود او،نگاه کنید به مقدمهء مفصل
عبد المجید ترکی بر کتاب الاحکام فی اصول الاحکام(آمدی)و نیز فصل نخست
کتاب جدید هربرت برگ با این مشخصات:
: herbert
berg,the development of exegesis in early islam the authenticity of
muslim literature from the formatative period,
richmond(surrey):curzon,2000.pp.623- .
(26).
william montgomery watt,muhammad at mecca, oxford:clarendon prss,1953 .
(27).
muhammad mustafa azami,on schacht;s origins of muhammadan
jurisprudences(riyadh:king saud university, 1985)Ūidem,studies in early
hadith literatureŪwith a critical edition of some early texts(1965Ū3
ed.indianapolis:american ( trust publication,1992 .
(28).
joseph schacht,"a revaluation of islamic tradition,"in journal of the
royal asiatic society 49(1949)pp.154-Ūidem, "on mu?sa? b.'uqba's kita?b
al-magha?zi?,"in acta orientalia 21 1953)pp.288300- ).
(29).
william montgomery watt,muhammad at mecca, oxford:clarendon
press,1953Ūidem,muhammad at medina, oxford:clarendon press,1956 .
(30).
rudi paret,mohammed und der koran:geschichte und verku?ndigung des
arabischen propheten,stuttgart:w kohlhammer,1967Ū5 th
ed.stuttgart:w.kohlhammer,1980 .
(31).
maxim rodinson,mahomer,paris,1961 .
(32).
john wansbrough,the sectarian milieu:content and composition of islamic
salvation history,oxford:oxford university press,1978 .
(33).
salvation history .
(34).برای
گزارشی به فارسی،و البته ناقص از دیدگاههای وی نگاه کنید به:اندرو
ریپین،«تحلیل ادبی قرآن،تفسیر و سیره:نگاهی به روششناسی جان ونزبرو»،ترجمة
مرتضی کریمینیا،فصلنامهء پژوهشهای قرآنی،سال ششم،ش 23-24،پاییز و زمستان
1379،190-217.
(35).
patricia crine mihael cook,hagarism:the making of islamic
world,cambridge:cambridge university press,1977 .
(36).
michael cook,muhammad,oxford:oxford university press,1983 .
(37).این
کتاب که در سال 2000 میلادی از سوی انتشارات بریل در لایدن هلند به چاپ
رسیده است،معضل منابع در سیرهنگاری پیامبر نام دارد که مجموعه 10 مقالهء
کوتاه و بلند از محققان غربی در زمینهء سیره و حدیث نبوی،ارائه شده در
پنجاهمین سالگرد تأسیس دپارتمان زبان و فرهنگ خاورمیانه در دانشگاه
نایمخن( nijmegen ) هلند(در اکتبر 1997)است.مشخصات کتابشناختی این اثر چنین
است:
harald
motzki(ed.),the bibliography of muhammad:the issue of the
sources,leiden:e.j.brill,2000 .
(38).:
harald motzki(ed.),the bibliography of muhammad the issue of the
sources,leiden:e.j.brill,2000,pp.xiv-xv .
در تدوین
مقالهء حاضر،علاوه بر مقدمهء این کتاب،از مقدمهء ویراستار،آقای اری ربین
بر کتاب زندگانی محمد بهره بردهام.مشخصات کتابشناختی این اثر چنین است:
: uri
rubiin,(ed.),the life of muhammad,hampshire ashgate publishing
limited,1998 .
پایان مقاله