مؤلفه های سیاست اخلاقی از دیدگاه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام - Maghaleh
 
 
 












 
مؤلفه های سیاست اخلاقی از دیدگاه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام

 


آدرس مقاله: مجله پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع) » تابستان و پاییز1382 - شماره18 و 19

 

نویسنده : طباطبایی، سیدمحمدرضا

 

(20 صفحه  از صفحه 115 تا 134)
 

چکیده :
کلمات کلیدی :


(صفحه 115)

 

دکتر سید محمد رضا احمدی طباطبائی *

 

چکیده: یکی از مقوله‎های مهم در زندگی و روابط اجتماعی آدمیزادگان، چگونگی تنظیم رفتارهای مبتنی بر تحکیم در حوزه قدرت سیاسی و اصول و ضوابط حاکم بر این روابط به ویژه در حوزه آمریت است. دین اسلام به عنوان آخرین آیین الهی و پیامبر اسلام به عنوان رسول خاتم در تنظیم روابط اجتماعی و خصوصی، جایگاه رفیعی را برای اخلاق قائل شده و حضرت امیرالمومنین علی(ع) نیز با اندماج دو مقوله مهم از حیات اجتماعی یعنی اخلاق و سیاست، تصویر روشنی از ضرورت به کارگیری روشهای مبتنی بر اخلاق در حوزه آمریت در قدرت سیاسی ارائه نموده‎اند در این مقاله این نوع نگرش به قدرت سیاسی تعبیر به سیاست اخلاقی شده است و سعی شده است مهمترین مؤلفه‎ها و شاخص‎های این نگرش از دیدگاه حضرت امیرالمومنین علی(ع) مورد مداقه اجمالی قرار گیرد.

واژه‎های کلیدی: قدرت سیاسی ـ اخلاق ـ سیاست اخلاقی- حضرت علی(ع)

_______________________________

* استادیار دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)


(صفحه 116)

 

مقدمه

 

یکی از معماهای پیچیده در جهان سیاست، رابطه اخلاق و سیاست در صحنه عمل سیاسی است. جایگاه اخلاق در نظام اجتماعی و رابطه اخلاق نظری و سیاست عملی در تاریخ فلسفه سیاسی در جهان دارای قدمت وافری است.

از طرف دیگر آنچه تاریخ بشر در عمل شاهد و گواه آن بوده است بی‎اعتنایی و یا کمرنگ شدن اصول اخلاقی در صحنه عمل سیاسی به ویژه هنگام بروز جنگ‎ها و کشمکش‎هاست. به گونه‎ای که صفحات تاریخ اجتماعی و سیاسی آدمیزادگان مشحون از سیاست‎های غیراخلاقی است. یکی از دغدغه‎های مهم اندیشه‎پردازان سیاست در عصر مدرن تبیین رابطه و حدود نفوذ اصول اخلاقی در صحنه عمل سیاسی و اقناع حکمرانان به رعایت اصول مزبور در تصمیم‎گیری‎های سیاسی است. البته مباحث مربوط به مبانی یا فلسفه اخلاق در مکاتب مختلف غرب و شرق و از جمله در میان متفکران اسلامی متنوع و محل چالش است که پرداختن به آنها مجالی جداگانه می‎طلبد. آنچه در این نوشته بدان پرداخته می‎شود مباحث مربوطه به حوزه فلسفه اخلاق نیست بلکه مهم‎ترین مؤلفه‎های حسن و قبح عقلی که دین بر آن صحه نهاده و در میان پیروان ادیان و مکاتب مختلف مورد وفاق است مانند ناخوشایند بودن ستم، کذب، مکر و فریب، خیانت در امانت، نقض تعهد و پیمان و خوشایند بودن عدل، راستگویی و صداقت، پایبندی به تعهدات و امثال آن در حوزه عمل سیاسی با استناد به سیره حضرت امیرالمومنین علی(ع) مورد بررسی اجمالی قرار خواهد گرفت. هدف عمده در این بررسی اجمالی یافتن مدلی تفسیری (interpretive model) از رفتار و عملکرد جهت‎دار حضرت امیرالمومنین علی (ع) در حوزه قدرت و رفتار سیاسی است. مدلی که یکی از وجوه تبیین در علوم اجتماعی و سیاسی است.

 

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

 

در یک نگرش کلی و کلان می‎توان گفت از رابطه اخلاق و سیاست در مرحله و حوزه عمل سیاسی دو نوع برداشت وجود دارد:


(صفحه 117)

 

برداشت اول ملاحظه رابطه اخلاق و سیاست برپایه «ترجیح اخلاق سیاسی» است. در این برداشت، اصالت و ترجیح با حفظ قدرت سیاسی است هر چند به بهای زیر پا نهادن اصول اخلاقی و بی‎اعتنایی به اصول مزبور باشد. در این نگرش اخلاق در صحنه عمل کمرنگ و گاه حذف می‎شود و آنچه قدرت و سیاست اقتضا می‎کند اختیار می‎شود.

برداشت دوم ناظر به رابطه اخلاق و سیاست براساس ترجیح و تقدم «سیاست اخلاقی» است. در این برداشت و نگرش، حفظ اصول اخلاقی و انسانی و پایبندی به آن اصول هر چند با صیانت ظاهری از قدرت سیاسی در تعارض باشد مقدم شمرده می‎شود.

عرصه سیاست در طول تاریخ بشر با عنصر و عامل مصلحت و مصلح‎اندیشی آشنایی دیرینه‎ای داشته است. هر چند مصلحت‎اندیشی عمدتاً با تمسک به عقل یا شرع توصیه شده است اما جوهره مصلحت‎اندیش‎های مختار، حفظ و صیانت از قدرت سیاسی بوده است. مدافعان تعدی از اصول اخلاقی در مقام رفتار سیاسی بیشتر حکمرانان و پادشاهان بوده‎اند و در مقام تبیین و تفسیر نظری کمتر مجوز تعدی از اصول اخلاقی در حوزه قدرت سیاسی به صراحت عنوان شده است. در تاریخ تفکر سیاسی در مغرب زمین یکی از صاحب‎نظران برجسته که خود در حوزه قدرت و سیاست صاحب تجربه بوده و به صراحت مدافع تعدی از اصول اخلاقی از سوی شهریار به خصوص در مواردی که در تعارض با حفظ قدرت سیاسی باشد ماکیاولی متفکر سیاسی مشهور ایتالیایی است. ماکیاولی (1527-1469) مدافع نگرش اول و ترجیح اخلاق سیاسی بر سیاست اخلاقی است وی در این مورد می‎گوید:

«همه می‎دانند چه نیکوست که شهریار درستکار و درست پیمان باشد و در زندگی راست روش و بی‎نیرنگ. با این همه تجربه‎های دوران زندگانی ما را چنین آموخته است که شهریارانی که کارهای بزرگ و گران از دستشان برآمده آنانی بوده‎اند که راست‎کرداری را به چیزی نشمرده‎اند و با نیرنگ آدمیان را به بازی گرفته‎اند و سرانجام بر آنانی که راستی پیشه کرده (و ایمان به قواعد اخلاقی را بنیاد کارشان ساخته‎اند) پیروز شده‎اند.» (ماکیاولی، 1375، ص 111)


(صفحه 118)

 

البته روی سخن ماکیاولی با شهریاران است نه توده‎ مردم، لذا وی پایبندی به اخلاق و رهنمودهای اخلاقی دین را برای توده مردم تجویز می‎کند و در کتاب دیگرش به نام «گفتارها» به این مسأله اشاره می‎نماید، (ماکیاولی، 1377، صص 78-72)، ولی از آنجا که از دیدگاه ماکیاولی اصالت با حفظ قدرت و حکومت است به نتیجه پیش گفته رهنمون شده است. از منظر ماکیاولی زندگی سیاسی جلوه‎ای دیگر از پیکار اجتناب‎ناپذیر بشر در راه بقا است و در این پیکار فرجام کار رهبرانی که پایبند ملاحظات اخلاقی باشند شکست و عقب‎نشینی است. براساس همین نگرش، او شهریاران را توصیه می‎کند که از خصال حیوانات در حکمرانی استفاده کنند. از شیر و روباه به عنوان سمبل شجاعت و نیرنگ یاد می‎کند و از شهریار می‎خواهد که چون شجاع بودن در حکمرانی به تنهایی کفایت نمی‎کند، به نیرنگ و فریب که شیوه روباه و روباه صفتان است متوسل شود و در این زمینه می‎گوید:

«…پس، از آن جا که شهریار را گریزی نیست که شیوه درندگان را نیک بکار بندد، می‎باید هم شیوه روباه را بکار بندد و هم شیوه شیر را، زیرا شیر از دامها نتواند گریخت و روباه از چنگال گرگان. از این رو روباه می‎باید بود و دام‎ها را شناخت و شیر می‎باید بود و گرگ‎ها را رماند. (ماکیاولی، 1375، ص 111)

ماکیاولی داشتن و مراعات خصال پسندیده ( و پایبندی به اصول اخلاقی) را خطرناک و تظاهر به داشتن آنها را سودمند می‎داند (Machiavelli، 1953، pp.2-3) زیرا مردم در مجموع بر پایه آنچه از دور می‎بینند داوری می‎کنند نه آنچه از نزدیک لمس می‎کنند! او می‎گوید همه از دور می‎توانند ببینند اما کمتر کسی از نزدیک می‎تواند لمس کند(Machiavell،1953، p.93).

همچنانکه گفته شد ماکیاولی با اصالت دادن به قدرت سیاسی در واقع اخلاق را از سیاست تفکیک می‎کند و شهریار را مجاز می‎داند که در مواردی که حفظ قدرت سیاسی با پیشبرد اهداف تزاحم و تعارض یابد به راحتی اصول اخلاقی را کنار بزند. این نگرش غیر اخلاقی به سیاست از سوی ماکیاولی باعث شد که شهرت وی حتی در مغرب زمین به شدت به ننگ و بدنامی آلوده شود. هر چند که مرور زمان و دفاع ماکیاولی از ملیت و


(صفحه 119)

 

قومیت ایتالیا باعث تجدید نظر در داوری مردم و نظریه پردازان نسبت به وی شد. (عنایت، 1364، ص 143)

نگرش و رویکرد دیگر به سیاست بر پایه اندماج و آمیختگی اخلاق و سیاست و استوار نمودن قدرت سیاسی بر پایه‎های استوار اخلاق و انسانیت است. نگرش دوم در اسلام و منابع اصیل و معتبر آن یعنی قرآن و سنت مورد تأکید و جهت‎گیری قرار گرفته و حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مظهر اجرای چنین سیاستی در جهان اسلام پس از پیامبر(ص) محسوب می‎شوند.

پیامبر اکرم(ص) هم به عنوان شارع و هم به عنوان مجری احکام دینی فرمودند:

«من برای تکمیل مکارم اخلاقی و اعتلای اخلاق نیک مبعوث شدم» [1] (مجلسی، 1404 ق، ص 405). این کلام مهم پیامبر (ص) نشان دهنده اهمیت اخلاق در دین اسلام و تعمیم آن در کلیه شئون زندگی فردی و اجتماعی از جمله سیاست است. به تعبیر مصطلح در حوزه فلسفه علم، پارادایم حاکم بر کلیه احکام و شئون رفتاری در اسلام در ملاحظه اخلاق و مکارم اخلاقی قابل ردیابی است .

قرآن مجید به عنوان مهمترین و اصیل‎ترین منبع اسلامی که تجلی کلام الهی است در آیات متعددی عالمان غیر عامل (بی‎اعتنا به اصول اخلاقی در عمل) و آمران به معروف در گفتار و عاملان به منکر در کردار را که نشانه فاصله گرفتن از اخلاق و نفاق و دوچهرگی است مورد انتقاد شدید قرار می‎دهد. در سوره صف می‎فرماید:

«ای کسانیکه ایمان آورده‎اید چرا می‎گویید آنچه را که خود انجام نمی‎دهید. موجب خشم و غضب و (گناه) بزرگی است نزد خداوند که بگویید آنچه را خود انجام نمی‎دهید.) .»[2](سوره صف، آیه 2)

در سوره بقره هم خداوند می‎فرماید: [3]«آیا مردم را به نیکی دعوت و امر می‎کنید و خود را فراموش می‎کنید؟ در حالی که (کتاب آسمانی) را تلاوت می‎کنید آیا تعقل و تدبر نمی‎کنید؟ »(سوره بقره، آیه 43)


(صفحه 120)

 

همچنین قرآن مجید به صراحت فرمان می‎دهد که «ای کسانی که ایمان آورده‎اید در راه خدا استوار بوده و شما گواه راستی و درستی و عدالت (بر ملل جهان) باشید و مبادا دشمنی با قومی شما را وادار کند که عدالت پیشه نکنید. عدالت و دادگری پیشه کنید ( در همه حال) که به تقوا نزدیک‎تر است.»[4] (سوره مائده، آیه 7)

در روایات متعدد و صحیح السند نیز در مجازات و فرجام نامطلوب افرادی که رفتار آنان خلاف گفتار و در عمل پایبند به اصول اخلاقی و انسانی نباشند عنوان شده است بخش مهمی از روایات ماثوره ناظر به حوزه سیاست و رفتار سیاسی است. روایات متعددی وجود دارد مبنی بر اینکه اگر انسانی از عدالت و اخلاق در گفتار تمجید نماید و خود در مقام عمل خلاف آن رفتار نماید در روز رستاخیز بیشترین حسرت و تأسف از آن وی خواهد بود. مرحوم کلینی در کتاب شریف «اصول کافی» در بابی تحت عنوان «من وصف عدلاً و عَمِلَ بِغَیره ( کسی که عدالتی را بستاید و بر خلاف آن عمل کند). روایات اندیشه برانگیزی را از معصومین علیهم السلام تقریر کرده‎اند. (کلینی، بی‎تا، ص 408) ممکن است اینگونه تصور شود که پایبندی به موازین اخلاقی در حوزه روابط فیمابین افراد در اجتماع مطلوب شمرده شده است و این مطلوبیت در سیاست و قدرت سیاسی به دلیل مصالحی که از آن یاد می‎شود فاقد اعتبار و یا شناور است. در پاسخ باید متذکر شد که سیره پیامبر اسلام و حضرت امیرالمومنین علی (ع) بعنوان دو الگوی کامل که تجلی سیاست دینی در رفتار آنان هویدا است، احتمال فوق را رد می‎کند.

امیر المؤمنین امام علی (ع) در قول و فعل در دوران حکومت خویش و بلکه در طول زندگانی خویش اخلاق و سیاست را به هم آمیخته و مکارم و محاسن اخلاقی را در تمام زوایای زندگی سیاسی خویش به عنوان یک الگوی دینی و مطلوب اسلامی به نمایش گذاشتند.

در این بخش به اختصار به ذکر مهمترین مولفه‎های سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) می‎پردازیم. مؤلفه‎هایی که به واقع متمایز کننده سیاست دینی و اخلاقی از سیاست غیردینی و غیراخلاقی است و حکمرانان دیگر نظیر معاویه در دوران حکومت از


(صفحه 121)

 

این روشهای غیراخلاقی در سیاست برای پیشبرد اهداف بهره می‎بردند و امیرالمؤمنین علی (ع) بر اساس تعالیم دینی از بکار بردن آن روشها پرهیز و ابا داشتند.

مهمترین مؤلفه‎های سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) از این قرار است:

 

1-لزوم پرهیز از پیمان شکنی، فریبکاری و خیانتکاری در سیاست

 

یکی از مواقف مهم و گاه سرنوشت‎ساز در حوزه قدرت سیاسی و تصمیم‎گیری نقض پیمان و استفاده از فریب و نیرنگ جهت نیل به مقصود است. در گفتار و کردار حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مشاهده می‎شود که ایشان استفاده از این روش‎های غیراخلاقی را برای نیل به هدف مشروع نیز به کار نمی‎بردند و استفاده از این روش‎ها را مجاز ندانسته و مستوجب عذاب آخرت می‎شمردند. در این راستا روایات صریحی وجود دارد که در نهج‎البلاغه و مصادر معتبر شیعه ذکر شده است روایاتی که در ادامه می‎آید صریح و مربوط به حوزه قدرت سیاسی است.

امیرالمؤمنین (ع) در کوفه در ضمن ایراد خطبه فرمودند: «ای مردم اگر نبود بد بودن و ناپسند بودن پیمان‎شکنی و خیانت هر آینه من زیرکترین مردم می‎بودم، ولی پیمان‎شکنان گنهکارند و گنهکاران نافرمان. بدرستی که پیمانشکن و گنهکار (که پروایی در به کارگیری هر روشی برای نیل به هدف ندارد) و خیانتکار در آتش خواهند بود. [5](الحر العاملی، ص 52 و الطباطبایی البروجردی، بی‎تا، ص 558)

در نهج‎البلاغه نیز ذکر شده که گروهی به امیرالمؤمنین علی بن ابی‎طالب علیه‎السلام در مقام اعتراض می‎گویند که ظاهراً معاویه از شما باهوش‎تر و باکیاست‎تر در سیاست و حکمرانی و پیشبرد اهداف سیاسی است و امام در پاسخ این گروه می‎فرمایند:

«به خدا سوگند معاویه از من زیرکتر نیست. او پیمان شکنی و گنهکاری (مکر و حیله) می‎کند . اگر پیمان شکنی ناپسند و نامطلوب نبود من زیرکترین مردم می‎بودم! ولی پیمان شکنان گنهکارند و گناه کاران اهل فجور و نافرمانی. هر پیمان شکنی را روز قیامت پرچمی است که بدان شناخته می‎شود. مرحوم صدوق ( ره) از اذان روایت می‎کند همین مسأله را با اندکی تغییر، و می‎گوید امام فرمودند که من از پیامبر اکرم (ص)


(صفحه 122)

 

شنیدم که مکار و خدعه‎گر و خیانتکار در آتشند و اگر چنین نبود من مکارترین فرد عرب بودم.»[6] (فیض الاسلام، 1378، ص 648)

بنابراین مشاهده می‎شود که به کارگیری روش‎های غیراخلاقی برای رسیدن به هدف هر چند مشروع باشد در شریعت اسلام جایز نیست و رسول خدا (ص) وامیرالمؤمنین علی (ع) در دوران حکومت به این امر مهم ملتزم و به شدت پایبند بودند. امام صادق (ع) نیز از قول پیامبر (ص) نقل نمودند که آن حضرت فرمود:

«هر پیمان‎شکن مکاری روز قیامت با پیشوایش وارد محشر می‎شود در حالی که دهان او کج شده است و سرانجام وارد جهنم می‎گردد.»[7] (الحر العاملی، ص 52)

در همین راستا در مصادر تاریخ ذکر شده وقتی ابوبصیر و ابوجندل نزد پیامبر اکرم (ص) در مدینه آمدند، پیامبر براساس تعهدی که به موجب قرارداد صلح حدیبیه با قریش پذیرفته بودند آنان را به مکه و کفار قریش عودت دادند.

بر همین اساس امیرالمؤمنین (ع) در فرمان حکومتی و سیاسی خود به مالک اشتر می‎فرمایند:

«ای مالک اگر میان خود و دشمنت پیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد و پیمان خویش وفادار باش و امانی را که داده‎ای نیک رعایت نمای. در برابر پیمانی که بسته‎ای و امانی که داده‎ای خود را سپر ساز، زیرا هیچ یک از واجبات الهی که مردم با وجود اختلاف در آراء و عقاید در آن همداستان و همرأی هستند بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست. حتی مشرکان هم وفای به عهد و پیمان را در میان خود لازم می‎شمردند، زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمان‎شکنی را دریافته بودند. پس در آنچه بر عهده گرفته‎ای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن و دشمنت را به پیمان فریب مده! زیرا تنها انسان‎های نادان و شقی در برابر خداوند دلیری و گستاخی می‎کنند. خداوند عهد و پیمان خود را به سبب رحمت و محبتی که بر بندگان خود دارد، امان قرار داده و آن را حریمی ساخته که مردم در سایه استوار آن زندگی کنند و به جوار آن پناه آورند. پس نه خیانت را جایی برای خودنمایی است و نه فریب و حیله‎گری را.» (آیتی، 1376، ص 343)


(صفحه 123)

 

لازم به ذکر است که روایات مهم دیگری نیز در این باره از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) و امیرالمؤمنین (ع) در منابع روایی و متون دینی ذکر شده است که جهت پرهیز از اطاله تقریر به ذکر موارد فوق اکتفا می‎شود.

 

2-لزوم پرهیز از کذب و وعده کذب

 

مؤلفه مهم دیگر در سیاست اخلاقی رسول گرامی اسلام و امیرالمؤمنین (ع) ضرورت پرهیز از کذب و وعده‎های کاذب است. تمسک به دروغگویی و کذب و استفاده ابزاری از وعده‎های کاذب جهت پیشبرد اهداف و مقاصد حکومت، از ابزارهای متداول در حوزه عمل سیاسی و حکمرانی بوده است. تاریخ مشحون از به کارگیری این ابزار از سوی قدرت‎های حاکم جهت نیل به مقصود است. حضرت امیرالمؤمنین علی اذعان می‎دارند که هیچ گاه از چنین روشی استفاده نکرده و حتی هیچ سرّی را جز اسرار جنگ که آن هم به مصلحت خود آنان بوده است از آنان پنهان نکرده‎اند.

ایشان در فرمان حکومتی خویش به مالک اشتر می‎فرمایند:

«ای مالک بپرهیز از اینکه وعده دهی و خلاف آن عمل کنی (وعده کاذب دهی) زیرا خلف وعده سبب برانگیختن خشم خدا و مردم می‎شود. خدای تعالی می‎فرماید: «خداوند سخت به خشم می‎اید که چیزی بگویید و بجای نیاورید.» [8](آیتی، ص 335) رفتار حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در این خصوص قبل و بعد از در اختیار گرفتن زمامداری مسلمانان یکسان نبوده است. صداقت در گفتار و رفتار، واقع‎گرایی و پرهیز از وعده‎های بعیدالتحقق و نابجا همواره در سیره امیرالمؤمنین علی (ع) قابل ملاحظه و مشاهده است.

 

3-مهربانی با مردم و تجسس نکردن در زندگی خصوصی آنان

 

مؤلفه سوم از سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) را در امر حکومت و کشورداری می‎توان در برخورد عطوفت‎آمیز با تمام مردم اعم از مسلمان و غیرمسلمان و تجسس نکردن در زندگی خصوصی آنان دانست. تساهل و مدارا با مردم و وارد نشدن به حوزه زندگی خصوصی و مستور داشتن معایب و لغزش‎های آنان و افشا نکردن معایب انسان‎ها از شاخص‎های بارز سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) است. در مورد رفتار


(صفحه 124)

 

محبت‎آمیز و تؤام با تلطف نسبت به تمام مردم و پیروان ادیان مختلف حضرت امیرالمؤمنین علی خطاب به کارگزار حکومتی خویش می‎گوید:

«ای مالک قلب خود را از محبت به مردم و لطف و رحمت نسبت به آنان لبریز کن و همچون حیوان درنده‎ای مباش که خوردنشان را غنیمت شماری، زیرا آنان دوگروهند، یا برادران دینی تو هستند و یا همانند تو در آفرینش» (یا مسلمانند یا انسان‎های همانند تو و غیرمسلمان ـ با هر دو گروه مهربان باش)[9] (آیتی، ص 322). و در همین فرمان به مالک اشتر می‎فرمایند:

«باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمن‎ترین آنان در نزد تو، کسی باشد که بیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیب‎هایی است و والی از هر کس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیب‎های مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود، زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است داوری کند. تا توانی عیب‎های دیگران را بپوشان، تا خداوند عیب‎های تو را که خواهی از مردم مستور ماند بپوشاند. (آیتی، ص 324) چنین رفتار بزرگوارانه و تؤام با گذشت امام علاوه بر الگو بودن یکی از عوامل مهم جذب و اعتماد مردم به زمامداران و والیان است. نکته قابل مداقه آن که حضرت امیرالمؤمنین علی نه تنها خود در رعایت رهنمودهای فوق پیشتاز بودند، بلکه تلاش وافر ایشان این بود که کارگزاران و والیان ایشان نیز به این مؤلفه‎های اخلاقی و دینی متخلق شوند.

 

4-پرهیز از کبر و غرور

 

یکی دیگر از ویژگی‎های مهم سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین علی (ع) که خود نیز در دوران حکمرانی بدان ملتزم و پایبند بود پرهیز و دوری از کبر و خودپسندی است. خودپسندی یکی از رذائل اخلاقی است که در سیاست منشأ آثار نامطلوبی است. از امام باقر (ع) روایت شده است که: «تکبر و خودپسندی از مرکب‎هایی است که انسان را به دوزخ رهنمون می‎کند.» (ابن بابویه، بی‎تا، ص 500) رسول خدا (ص) نیز فرموده‎اند «بیشتر اهل جهنم از متکبرانند » (ابن بابویه، ص 502) ممکن است گفته شود که تکبر


(صفحه 125)

 

لازمه ابهت والیان و کارگزاران و از ابزارهای اطاعت و پیروی مردم و مخاطبان است. از رفتارهای متعارف و کلاسیک حکام که سبب ترس و واهمه می‎شد، رفتار متکبرانه بوده است. ماکیاولی نیز در کتاب شهریار چنین رفتاری را لازمه ترس و ترس را ابزار اطاعت می‎شمارد و می‎گوید: برای شهریار بهتر است که مردم از وی بترسند تا به او عشق بورزند. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) استفاده از این ابزار را سخیف و غیراخلاقی شمرده و پرهیز از آن را به زمامداران و والیان توصیه کرده است.

امیرالمؤمنین علی (ع) در لزوم پرهیز والیان و حکمرانان از کبر و غرور و تفاخر می‎فرمایند:

«از سخیف‎ترین ویژگی‎های والیان در نزد مردم صالح آن است که مردم پندارند که آنان دوستدار فخر و مباهات‎اند و بنای کار و حکومت خود را بر کبر و غرور می‎نهند.»[10] (نهج‎البلاغه، خطبه 207) بر همین اساس امیرالمؤمنین علی (ع)در فرمان حکومتی به والی خویش اشعار می‎دارند:

«ای مالک از خودپسندی و از اعتماد به آن چه موجب عجب و خودپسندی شده و نیز از دلبستگی به ستایش و چرب‎زبانی‎های دیگران پرهیز کن. زیرا یکی از بهترین فرصت‎های شیطان است برای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد.»[11] (آیتی، ص 335)

از لحاظ سیاسی نیز کبر و غرور یکی از عوامل مهم استبداد و خودکامگی و قلع و قمع دیدگاهها و نظرات مختلف است که نتیجه آن تنها ماندن حاکم و قلع و قمع دیدگاههای منتقد و بعضاً سازنده است. این خودکامگی به تعبیر ابن خلدون در بحث چگونگی زوال دولت‎ها و حکومت‎ها یکی از عوامل قابل توجه در فروپاشی قدرت و نظام سیاسی است. (ابن خلدون، 1366، صص 324-320)

 

5- لزوم پرهیز از ظلم و ستم به مردم

 

پنجمین مؤلفه از سیاست اخلاقی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) پرهیز از ستم و ظلم در ابعاد و اشکال مختلف آن است. ستم به خلق ستون خیمه‎ سیاست غیراخلاقی است که در طول تاریخ بشر با قدرت سیاسی آمیخته شده است. ظلم به معنای تعدی از


(صفحه 126)

 

حدود است. این معنای عام از ظلم به تعبیر برخی از بزرگان انواع رذائل و ارتکاب انواع افعال زشت عقلی و شرعی را شامل می‎شود.

این برداشت مبین ظلم بالمعنی الاعم است. (نراقی، 1376، ص 475). ظلم به معنای اخص شامل اضرار به غیر و ایذاء بندگان خدا در مراتب مختلف است. کشتن، تصرف ناروا و غیرشرعی در اموال، مضروب نمودن، ناسزا گفتن و حتی عیب کردن از مصادیق ستمگران و ستم به غیر شمرده شده است. قرآن مجید در آیات متعددی از فرجام دهشتناک ظلم سخن می‎گوید. از جمله در سوره ابراهیم می‎فرماید: «گمان مبر که پروردگار غافل است از کرده ستمکاران، این مهلتی که به آنان داده است به جهت آن است که عذاب و کیفر عملشان را به روزی موکول کند که در آن چشم‎ها از گردش بازماند.» [12](سوره ابراهیم، آیه41)

در روایات اسلامی ظلم والی به معنای عام، به عدل و داد رفتار نکردن آمده است. رعایت عدل و داد نیز در معنای گسترده آن به تعبیر کلامیون، «اعطا کل ذی حقٍ حقّه» در تمام حوزه‎های حیات اجتماعی و سیاسی و توزیع منابع و امتیازات است. از رسول خدا (ص) مروی است که «پست‎ترین و ذلیل‎ترین مردم در نزد خداوند کسی است که امر مسلمانان در اختیار او باشد و میان ایشان به راستی و عدالت رفتار نکند.» (مجلسی 1403، ص 352)

امیرالمؤمنین (ع) در خطبه 175 نهج‎البلاغه در فرازی از گفتار خویش ظلم را به سه نوع تقسیم می‎کنند و می‎فرمایند:

«بدانید که ظلم را سه گونه است. ظلمی که آمرزیده نشود و ظلمی که بازخواست گردد و ظلمی که بخشوده است و بازخواست نشود. ظلم و ستمی که آمرزیده نشود شرک به خداوند است. خداوند (در قرآن مجید) می‎فرماید: خدا نمی‎آمرزد کسی را که به او شرک ورزیده باشد. ظلمی که آمرزیده شود ظلم بنده است به خود با ارتکاب برخی کارهای ناشایست و ظلمی که بازخواست می‎گردد ظلم کردن بندگان خداست به یکدیگر. (آیتی، ص 199).» از مصادیق ستم به خلق در حوزه قدرت سیاسی واگذاری مناسب حکومتی و تخصصی به افراد نالایق و بی‎کفایت است. در سیره سیاسی حضرت


(صفحه 127)

 

امیرالمؤمنین علی (ع) مشاهده می‎شود گاه افرادی از لحاظ معنوی و دینی در مرتبه والایی قرار داشته و حتی مانند کمیل از اصحاب سرّ ایشان بودند ولی امام از واگذاری مسئولیت و منصب حکومتی به ایشان خودداری کردند. تشخیص امام علی الاصول مبتنی بر این داوری بوده که علیرغم وجود دینداری و پروای الهی، توانایی و کفایت در انجام وظایف حکومت که از آن تعبیر به کفایت و تونایی در مدیریت می‎شود لازمه انتصاب به مناصب حکومتی است. دلیل این امر نیز واضح است زیرا والی هم از لحاظ شرعی و هم از نظر مردم مسئول رفتار خود و زیردستانش است. نکته‎ای که در منابع دینی نسبت به آن هشدار داده شده و غزالی در کتاب نصیحه الملوک و احیاءعلوم الدین به آن اشاره کرده است.

امام علی (ع) در فرمان حکومتی خویش به مالک اشتر، استاندار و والی خویش را به شدت از ظلم و ستم نهی می‎نماید و حتی برخی از مصادیق ظلم را که به جز کیفر شدید اخروی، در دنیا نیز در زوال قدرت سیاسی مؤثر است یادآور می‎شود.

امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر می‎فرماید:

«ای مالک بترس از خون‎ها و بناحق ریختن آن، زیرا چیزی بیشتر موجب عذاب و کیفر و بزرگتر برای بازخواست و سزاوارتر برای از دست دادن نعمت و به سر رسیدن عمر از ریختن خون‎های بناحق نیست، و خداوند نخستین چیزی را که روز رستاخیز بین بندگان حکم می‎فرماید درباره خون‎هایی است که ریخته‎اند. پس قوت و برقراری حکومتت را با ریختن خون حرام طلب مکن، زیرا ریختن خون حرام از اموری است که حکومت را ضعیف و سست می‎گرداند و بلکه آن را از بین برده (و از گروه و خاندانی به خاندان دیگر) انتقال می‎دهد.» (فیض الاسلام، 1378، ص 130)

همچنین از امیرالمؤمنین (ع) مروی است که « بزرگترین گناهان، گرفتن (تصرف ناروا) مال مسلمان بناحق و ظالمانه است». (الحر العاملی، بی‎تا، ص 343)

در تعالیم اسلامی، ظلم و ستم در تمام اشکال آن فرد ظالم را مدیون فرد مظلوم می‎نماید. در حوزه قدرت سیاسی ظلم و ستم می‎تواند در مورد تعداد زیادی از مردم


(صفحه 128)

 

اعمال شود لذا در دادگاه عدل الهی پذیرفته شدن توبه ظالم منوط به چشم‎پوشی و گذشت تمام افراد مظلوم است و حصول این بخشش کاری است بس دشوار.

امیرالمؤمنین علی (ع) در فرمان حکومتی خود به مالک اشتر درباره عواقب ستم جمعی گفتار اندیشه برانگیزی دارند و می‎فرمایند: «ای مالک بپرهز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی است یا خود را به نادانی زنی در آن چه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاهند. زیرا به زودی آن را از تو می‎ستانند و به دیگری می‎دهند. زود باشد که حجاب از برابر دیدگانت برداشته شود ببینی که داد مظلومان را از تو می‎ستانند». (آیتی، ص 355) با ملاحظه گفتار و سیره حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) ملاحظه می‎شود که وی سیاست اخلاقی خویش را به حوزه حقوق اجتماعی خلق و لزوم اَدای حقوق آنان از سوی زمامداران تعمیم داده و عدم توجه به این مهم را موجب بازخواست جدی در پیشگاه قاضی اعظم یعنی خداوند می‎داند. با تعمقی در سیاست اخلاقی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مشاهده می‎شود که باور ایشان به رستاخیز و مؤاخذه پس از مرگ باعث شده بود ایشان چه در دوران حکومت، چه در زمان جنگ، چه در زمان صلح و چه در دوران عزلت پس از غصب خلافت، از روش‎های غیراخلاقی که دین نیز تأیید نمی‎کند جهت پیشبرد اهداف و مقاصد استفاده نکنند.

 

6-عفو و گذشت در مواجهه با دشمنان و مخالفان

 

از مؤلفه‎های مهم و عجیب در سیره اخلاقی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) عفو و گذشت به خصوص هنگام غلبه بر دشمن بود. رفتار بزرگوارانه و تؤام با فتوت او با مخالفان و دشمنانش مانند مروان و عبدا… بن زبیر و سعید بن العاص که در جنگ جمل بر آنان تفوق یافت و علی‎رغم اسارت، امام آنان را رها کرد و تلافی ننمود، از آن جمله است. اهل بصره علیه وی و اولادش دست به شمشیر بردند و ناسزا گفتند اما پس از غلبه بر آنان، همگی را امان بخشید و مانع تصاحب اموالشان شد. در جنگ صفین معاویه و لشکرش پس از تصرف، آب را بر روی امام و یارانش سد کردند اما حضرت امیرالمؤمنین علی پس از تفوق بر آنان و دور کردن آنان از مقابله به مثل خودداری


(صفحه 129)

 

کردند. اینگونه رفتارهای فتوت‎آمیز که حاکی از علو روح و ملکات والای اخلاقی است در سیاست‎های مبتنی بر اخلاق امام به وفور قابل مشاهده است. منابع اهل سنت نیز سیره اخلاقی امام را اعجاب‎آور و تحسین‎برانگیز خوانده‎اند. محدث قمی (ره) نقل نموده که یکی از بزرگان اهل سنت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) را در عالم رؤیا و خواب مشاهده می‎نماید. به ایشان می‎گوید: «چرا شما وقتی مکه را فتح نمودید خانه ابوسفیان را مأمن قرار دادید و فرمودید هر کس داخل خانه ابوسفیان شود در امان است در حالی که فرزند او در کربلا در حق فرزندان و خاندان تو به عکس تلافی نمود. حضرت امیرالمؤمنین علی در توضیح فرمودند: مگر اشعار ابن الصیفی را در این باب نشنیدی.» گفتم: خیر، فرمود: جواب خود را از ایشان بگیر. پس از مراجعه به ابن الصیفی متوجه می‎شود اشعاری را که حضرت امیرالمؤمنین علی به آن اشاره نموده در همان شب سروده شده و آن اشعار دارای این ابیات است:

مَلَکنا فکان العفو مِنّا سَجیَّتهً فلمّا ملکتم سالَ بالَّمَ أَبطَحُ

و حَللتُم قتل الاُساری و طال ما غرونا علی الأسری فَنًعفو و نسفَحُ

و حَسبُکم هذا التفاوت بیننا و کُلُّ اِناءٍ بالّذی فیه یَرشحُ

(قمی، 1377، ص 197)

در آثار و کتب مربوط به «اندرزنامه و سیاست‎نامه نویسی» عفو و گذشت به ویژه در هنگام غلبه بر خصم از عوامل مهم جذب مخالفان و انقیاد آنان در برابر قدرت سیاسی شمرده شده است، هر چند به تعبیر طه حسین در الفتنه الکبری رفتارهای اخلاقی حضرت امیرالمؤمنین علی و عفو و گذشت و تصدق و بخشش وی فاقد اغراض دنیوی و سیاسی بوده است.

 

7-اکتفا به حداقل در استفاده از مواهب دنیوی در دوران زمامداری

 

حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) برخلاف روش متداول زمامداران، در دوران حکمرانی و زمامداری در استفاده از مواهب دنیوی مانند غذا و لباس، خود را در مضیقه بیشتر قرار داده و بر نفس خویش سخت‎گیری مضاعفی وارد می‎کردند. حضرت امیرالمؤمنین علی با این نگرش اخلاقی و با این احتمال که شاید در قلمرو حکومتی وی و در بلاد دوردست


(صفحه 130)

 

شخصی وجود داشته باشد که با شکم گرسنه سر بر بالین گذارد، با آنان در گرسنگی احتمالی همدردی می‎کرد. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در نامه به عثمان بن حنیف فرمود: «پیشوای شما از مواهب دنیا به دو جامه کهنه و از طعام به دو قرص نان اکتفا نموده» و سپس به وی یادآور شدند:

«اگر می‎خواستم غذای خود را از عسل مصّفی و مغز گندم قرار دهم و جامه‎های خویش را از حریر و پارچه‎های گران‎قیمت قرار دهم برای من امکان‎پذیر بود، ولی دور باد که هوی و هوس بر من غلبه کند و من چنین روشی اختیار کنم و شاید در حجاز و یمامه کسی باشد که نان نداشته باشد و با شکم گرسنه سر بر زمین بگذارد. آیا من با شکم سیر بخوابم و در اطراف من شکم‎های گرسنه باشد و قناعت کنم به این که مرا امیر مؤمنان گویند ولی در فقر با آنان مشارکت نکنم و به خوردن غذاهای لذیذ بپردازم؟» (قمی، 1377، ص 195)

براساس همین نگرش و جهت‎گیری اخلاقی، حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در فرمان حکومتی خویش به مالک متذکر می‎شود که دورترین مردم در قلمرو حکومت تو همان اندازه حق دارند که نزدیک‎ترین آنها. (آیتی، ص 337). امام متقین همچنین از والی خویش طلب می‎کند که جهت آشنایی نزدیک و شخصی با مشکلات و نیازهای مردم، خود را از آنان پنهان نکند و به رفع نیازهای آنان بپردازد و به بهانه پرداختن به کارهای مهم و سترگ از رفع حوائج به ظاهر کوچک آنان غفلت نورزد. اصبغ بن نباته از حضرت امیرالؤمنین علی (ع) نقل می‎کند که :

«هر والی و زمامداری خود را از مردم پنهان کند خداوند نیز در روز رستاخیز خود را از او پنهان دارد و روی گرداند. (به نیازهایش در آن روز توجه نکند) و اگر والی و حاکم جهت (رفع نیارهای آنان) از آنان هدیه بگیرد مرتکب خیانت شده و اگر از مردم رشوه بگیرد مشرک است. (عمل او در حد شرک به خدا محسوب می‎شود.) (ابن بابویه، بی‎تا، ص 595)

سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین (ع) به خصوص در دوران حکمرانی، الگویی روشن در تبیین نگرش اخلاقی دین در حوزه قدرت سیاسی است. الگویی که حتی در مواجهه و


(صفحه 131)

 

داوری درباره خصم نیز از آن عدول نمی‎کردند. پیشوای پنجم شیعیان حضرت امام باقر (ع) درباره رفتار اخلاقی و منش بزرگوارانه آن حضرت نسبت به مخالفان و کسانی که علیه وی دست به شمشیر بردند و به قیام مسلحانه روی آوردند یعنی ناکثین و قاسطین و مارقین که سه جنگ داخلی جمل، صفین و نهروان را به امام تحمیل کردند می‎فرماید:

«علی (ع) هیچ یک از کسانی را که با او می‎جنگیدند متهم به شرک و نفاق نمی‎کرد و درباره آنان می‎گفت: .»[13] (الحر العاملی، بی‎تا، ص 62)

«آنان برادران ما هستند که بر علیه ما دست به تجاوز و نافرمانی زده‎اند!»

در سیره سیاسی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مؤلفه‎های دیگر در آمیختگی اخلاق و سیاست و استفاده از سیاست اخلاقی در حکمرانی قابل مشاهده و ردیابی است که در این مقوله به ذکر مختصر برخی از مهم‎ترین مؤلفه‎ها بسنده شده است. در پایان یادآوری این نکته ضروری است که در سیره حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) روش‎های اخلاقی دین که در حوزه روابط خصوصی و اجتماعی تبیین شده است به شکلی کاملاً آشکار به حوزه قدرت سیاسی تعمیم یافته است و چنین نیست که روابط فردی و خصوصی در اجتماع اخلاق و رفتار به هم آمیخته باشد اما در حوزه قدرت سیاسی و به بهانه مصلحت‎اندیشی‎های خاص این آمیختگی مغفول واقع شود.

روش و سیره حضرت امیرالمومنین علی (ع) همچنین در جهت ترغیب دیگران به خصوص صاحبان قدرت به اتخاذ چنین شیوه‎هایی در مدیریت و حکمرانی بود. در مصادر روایی آمده است که امام در دوران زمامداری در میان مردم و صنوف مختلف ظاهر می‎شدند و این آیه را تلاوت می‎نمودند «تلک الدار الآخره تجعلها للذین لایریدون علوّاً فی الارض و لا فساداً» و می‎گفتند که این آیه در مورد حکمرانان عادل و متواضع و دیگر مردمانی است که صاحب قدرت هستند. (المتقی، 1979. م، ص 108)


(صفحه 132)

 

یادداشتها؛

 

[1]- انی بعثتُ لِاُتمِمَ مکارم الاخلاق.

[2]- یا ایها الذین آمنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون کَبُرَ مقتاً عندالله أن تقولوا ما لاتفعلون‘

[3]- «أتامرون الناسَ بالبرِ و تنسو‘ن انفسکم و انتم تتلون الکتاب أفلا تعقلون».

[4]- « یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یَجرمنّکم شَنَأن قومٍ علی ا‏لا تعدلوا، اِعدلوا هو أقرب لِلتقوی…»

[5]- «عن علی‎بن‎ابراهیم، عن ابیه، عن علی بن اسباط، عن عَمِّهِ یعقوب بن سالم، عن ابی الحسن العبدی، عن سعد بن طریف عن الاصبغ بن نباته قال امیرالمؤمنین (ع) ذات یومٍ و هو یَخطبُ علی المنبر بالکوفه «ایها الناس لو لا کراهیه الغَدر لَکُنتُ مِن أدهی الناس الا أنّ لِکُلِّ غَدرَهٍ فَجره، و لِکُلِّ فَجرَه. ألا و ان الغدر و الفُجور و الخیانه فی النار»

[6]- « و ا… ما معاویه بادهی منّی و لکنَّهُ یَغدِرُ و یفجر و لولا کراهیه الغدر لکنت مِن أَدهی الناس، ولکن کُلُّ غَدرهٍ فَجرَه، و کُلُّ فجره کُفَرَه، و لکل غادرٍ لواءٌ یُعرَف به یوم القیامه.

[7]- «یَجیُ کُلُّ غادرٍ بامام یوم القیامه مائلاً شدقه حتی یَدخُلَ النار.»

[8]- ایّاک … أن تَعِدَهُم فَتُتبع موعِدَک بِخُلفِک،… و الخُلف یوجب المَقتَ عندا… و الناس قال ا… تعالی: «کَبُرَ مقتاً عندا… أن تقولوا ما لاتفعلون.»

[9]- «و أشعر قلبکَ الرحمه لِلرَّعیه و المحبه لهم و اللُّطفَ بِهم و لاتکونَنَّ علیهم سَبُعاً ضاریاً تَغتنِمُ أَکلهم، فانّهم صنفَان، اِمّا أَخٌ لک فی الدین او نظیرٌ لک فی الخلق.»

[10]- «…و انّ منِ أَسخَف حالاتِ الوُلاه عندَ صالح النّاس أن یَظُنَّ بهم حُبَّ الفَخر، و یوضَعَ أَمرُ هُم علی الکِبر.»

[11]- «ایاکَ و الاعجاب بنفسک و الثِّقًه بمایُعجِبُک منها و حبّ الاطراء، فانّ ذلک مِن أوثق فُرَصِ الشیطان فی نفسه لِیَمحَقَ مایکونُ مِن احسان المحسن.»

[12]- «ولا تحسبنَّ الله غافلاً عما یفعل الظالمون، انما یوخرّهم لیومٍ تشخَصُ فیه الابصار.»

[13]- «انَّ علیاً لم یکن ینسب اَحداً مِن اهل حربه اِلی الشرک و لا اِلی النّفاق و لکنّه کان یقول هُم اخواننا بَغَوا علینا


(صفحه 133)

 

کتابنامه

 

1-قرآن کریم:

2- آیتی، عبدالمحمد، ترجمه نهج‎البلاغه، ج2، تهران، بنیاد نهج‎البلاغه، 1376.

3- ابن بابویه، ابوجعفر، محمد بن علی بن الحسین قمی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، چاپ رستمخانی بی‎تا.

4- ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، مقدمه کتاب العِبَر، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1366.

5-ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، مقدمه ابن خلدون، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.

6- الحر العاملی، شیخ محمد بن الحسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج11، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‎تا.

7- الطباطبائی البروجردی، السید حسین، جامع احادیث الشیعه، ج13، قم، منشورات مدینه العلم، 1407.

8- الطباطبائی، السید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی‎تا.

9- الطبرسی، اِعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا.

10-عنایت، حمید، بنیاد فلسفه سیاسی در غرب، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1364.

11- غزالی، ابوحامد، نصیحه الملوک با تصحیح استاد جلال‎الدین همائی، تهران، نشر هما، 1367.

12- فروزانفر، بدیع‎الزمان، احادیث مثنوی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1361.

13- فیض الکاشانی، محسن (محمدبن المرتضی)، المهجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، مؤسسه نشر اسلامی، بی تا.


(صفحه 134)

 

14- فیض الاسلام، علی نقی، ترجمه نهج‎البلاغه، تهران، انتشارات فیض الاسلام، 1378.

15- الکلینی الرازی، ابوجعفر، محمدبن یعقوب بن اسحاق، اصول کافی، ج3 (کتاب الایمان و الکفر، بی‎جا)، انتشارات علمیه اسلامیه، بی‎تا.

16- لیتل، دانیل، تبیین در علوم اجتماعی، عبدالکریم سروش، چاپ اول، 1373.

17- المتقی، عطاءالدین بن علی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسه الرساله 1979.

18- المجلسی، مولی محمد باقر، بحارالانوار، ج 61، بیروت، مؤسسه الوفاء. 1403.

19- المجلسی، مولی محمدباقر، مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران، دارالکتب الاسلامیه ، 1404.

20- مولوی، مولانا جلال‎الدین محمد، مثنوی معنوی، تهران، نشر اقبال، 1377.

21- مسکویه رازی، ابوعلی احمد بن محمد بن یعقوب، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، اصفهان، انتشارات مهدوی، بی‎تا.

22- ماکیاولی، نیکولو، شهریار، داریوش آشوری، تهران، نشر مرکز، 1375.

23- ماکیاولی نیکولو، گفتارها، حسن لطفی، تهران، انتشارات خوارزمی، 1377.

24-محدث قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، چاپ علمی، 1377.

25- نراقی، احمد، معراج السعاده، قم، انتشارات هجرت، 1376.

26- Machiavelli، Niccolo: The Prince، Translated by Lugi Ricci، Mentor، 1953.

 

پایان مقاله

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما