بازشناسی دعوت پیامبر (ص) - Maghaleh
 
 
 












 
بازشناسی دعوت پیامبر (ص)

 


(30 صفحه از صفحه 55 تا 84)

نویسنده : فغفور مغربی، حمید

 (صفحه 55)


بازشناسی دعوت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله

حمید فغفور مغربی*

چکیده

دعوت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله،همراه با برنامه‏ای منظم و دقیق در دو دوره صورت گرفته‏ است.این دو دوره عبارتند از:دوره‏ی مخفیانه و دوره‏ی علنی.دعوت‏ پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در راستای دو دوره‏ی یاد شده،مراحل چندی را طی نموده است. این مرحل عبارتند از:

مرحله‏ی اول خودسازی است،که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله با آیین تحنف،به ساختن روح‏ و روان خویش می‏پرداخته است.

مرحله‏ی دوم دعوت پنهانی سه ساله است،که در تداوم مرحله‏ی نخست‏ (*)عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

 (صفحه 56)


شکل گرفته،در این دعوت،از عناصر آماده،به شکل مخفی عضوگیری‏ می‏شود و این اعضا،هسته‏ی اولیه‏ی پیروان را تشکیل می‏دهند.این گروه،از علی علیه السّلام و خدیجه علیه السّلام آغاز شد تا به چهل تن رسید و عمدتا در خانه‏ی ارقم‏ بود.

مرحله‏ی سوم دعوت اقوام و خویشاوندان است؛در سطحی وسیع‏تر که پس‏ از نزول آیه‏ی مبارکه‏ی

«و أنذر عشیرتک الأقربین»

آغاز گردید.این‏ دعوت،با دعوت اهل مکه هم مورد شناسایی است.

مرحله چهارم دعوت جزیرة العرب است،که آییه‏ی

«لتنذر أمّ القری و من حولها»

(انعام،92 و شوری 7)نویدبخش آن است.در راستای همین‏ دعوت است که پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله به طائف سفر می‏نماید و طائفیان را به آیین‏ جدید دعوت می‏کند.در ادامه‏ی نوشتار،به علل و انگیزه‏های مخالفت قریش‏ با دعوت پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله پرداخته شده است؛عللی همچون مخالفت آیین‏ جدید با سنت‏های قبیله‏ای و جاهلی عرب،فرهنگ نوینی در برابر فرهنگ‏ حاکم،ایستادن و نیز منافعی که از رهگذر سنت‏های جاهلی عاید سردمداران‏ قریش می‏شد.

شیوه‏ی برخورد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در درون مکه،نکته‏ی قابل تأمل دیگری است که‏ در این نوشتار به معرض بحث نهاده شده است.هجرت به مدینه و تکامل‏ دعوت اسلامی و گرایش اهل یثرب به آیین جدید،تکاملی را در دعوت‏ نبوی ایجاد نموده است و چگونگی هجرت بحث بسیار مهمی در تاریخ‏ نبوی است،که به آن اشاره شده است.

مرحله‏ی پنجم مرحله‏ای است که دوران تکامل دعوت را نشان می‏دهد،یعنی‏ دعوت در مدینه به‏عنوان پایگاه قدرت اسلامی،که همزمان با تشکیل دولت‏ می‏باشد،اعمال و حرکت‏های مهمی که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در مدینه انجام دادند، حرکت‏هایی همچون اعلام منشور حکومت،ایجاد حکومت،عقد اخوت و برخورد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله با منافقان و یهود در این مرحله به بحث نهاده شده است. مرحله‏ی ششم اعلام جهاد و حرکت جهادی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله است که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله،

 (صفحه 57)


مبلغانی را در این مرحله به اقصی نقاط می‏فرستند و نیز در همین مرحله، رهبری آینده‏ی دعوت و حرکت اسلامی را مشخص می‏نمایند.

واژگان کلیدی:مخفیانه،علنی،مکه،مدینه،حکومت،اخوت،جهاد، تکامل.

مقدمه

از مطالعه در ظهور اسلام و گسترش آن می‏یابیم دعوت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله همراه با برنامه‏ای دقیق و طراحی شده بوده است.به‏ویژه مطابقت این دعوت با نزول‏ تدریجی قرآن طرح الهی را در مسیر این نهضت عظیم نشان می‏دهد.

مورخان و محققان تاریخ اسلام دعوت پیامبر را غالبا به دو مرحله‏ی دعوت‏ مخفی و دعوت علنی تقسیم کرده‏اند و گاه از دو مرحله‏ی مکی و مدنی سخن‏ گفته‏اند؛همچون قرآن‏که سور مکی و مدنی دارد و باتوجه به ویژگی‏های سور مکی و مدنی مراحل دعوت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله را تبیین نموده‏اند.دوره‏ی مکه آیات‏ کوتاه و اصول عقاید است که عموما دوره‏ی خودسازی است و دوره‏ی مدینه‏ آیات مفصل و فروع است،که عموما دوره‏ی جامعه‏سازی و حکومت است.

نگارنده با واکاوی دوباره به این نتیجه رسیده که مراحل دعوت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ حداقل دارای شش مقطع مشخص از نظر کیفی و ویژگی‏های آن می‏باشد و رویکرد کاربردی به آن می‏تواند درس‏هایی فراوان برای جوامع اسلامی داشته‏ باشد.

مراحل دعوت پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و اله

تاریخ بشری و تجربیات نهضت‏ها و انقلاب‏های بزرگ بشری نشان می‏دهد که‏ همه‏ی حرکت‏ها و نهضت‏ها دارای مراحلی بوده‏اند تا ابتدا به پیروزی و سپس به‏ تثبیت رسیده‏اند.

انقلاب عظیم الهی اسلام نیز از این قاعده و سنت اجتماعی تبعیت نموده است.

 (صفحه 58)


دلایل نزول تدریجی قرآن علاوه‏بر جنبه‏ی الهی بودن و راز و رمزهای نهفته‏ی‏ آن مبین آن است که این حرکت به تدریج باید از مراحلی عبور نماید تا به کمال‏ خود دست یابد و باتوجه به این‏که سیر نزولی قرآن متناسب با مراحل دعوت‏ پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بوده است که شأن نزول آیات،مبین آن است و همه‏ی مفسران اتفاق‏ نظر دارند بدون شناخت شأن نزول(اسباب نزول)،که تاریخ نزول تدریجی قرآن‏ است،فهم جامع از قرآن ممکن نیست(طباطبایی،117 و 118)و به همین دلیل‏ امام علی علیه السّلام در برتری علم خود،یعنی عالم‏تر بودن از دیگران،به آگاهی کامل از اسباب نزول استناد می‏کند(بحرانی،بی‏تا،17).

می‏توان این مراحل را چنین مرزبندی نمود.مرحله‏ی اول دعوت درونی و فردی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله،که مخفی بوده است و نزدیکان خاص او می‏دانسته‏اند. مرحله‏ی دوم دعوت بیرونی و اجتماعی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله است،که مخفی بوده است و کمی مطلع بوده‏اند.مرحله‏ی سوم،دعوت اجتماعی اقوام و خویشان و در مکه‏ بوده است.مرحله‏ی چهارم دعوت بیرونی و اجتماعی و علنی و در مکه و جزیرة العرب بوده است.مرحله‏ی پنجم دعوت اجتماعی و علنی گسترده‏تر جزیرة العرب،ولی از مدینه بوده است.مرحله‏ی ششم دعوت جهانی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ می‏باشد.

البته باید یادآور شد همان‏طور که استاد مطهری می‏نویسد:

آنچه بیش از همه درخور اهمیت و قابل‏توجه است،دعوت‏هایی است که‏ در همه‏ی ابعاد،پیش‏روی داشته است؛هم سطح بسیار وسیعی را اشغال کرده‏ و هم قرن‏های متمادی در کمال اقتدار حکومت کرده و هم تا اعماق روح بشر ریشه دوانده است.این‏گونه دعوت‏های سه بعدی مخصوص سلسله‏ی‏ پیامبران علیه السّلام است(جمعی از نویسندگان،1363،11 و 12).

به همین دلیل برخی از محققان بر این باورند که تاریخ‏نگاری و سیره‏نویسی‏ پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بدون توجه به این بعد قابل‏قبول نیست،و روش علمی بدون توجه به‏ جنبه‏ی وحیانی را مورد انتقاد قرار داده‏اند.

حسنین هیکل در مقدمه‏ی کتاب حیات محمد می‏گوید:من آنچه را که

 (صفحه 59)


کتب سیره و حدیثی ثبت و ضبط کرده‏اند ملاک و مأخذ قرار نمی‏دهم،زیرا ترجیح می‏دهم که در این‏باره روند خود را بر طبق روش علمی تنظیم نموده‏ و با آن هماهنگ سازم(حجتی،1371،64).

کسی که خویشتن را ملزم می‏سازد سیره‏ی نبوی و یا امامی را فقط از زاویه‏ی‏ ابعاد محض انسانی منهای جنبه‏ی نبوت و یا امامت مورد مطالعه و بررسی قرار دهد...آنهم به دور از هویتی که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و یا ائمه‏ی معصومین علیه السّلام خود را براساس آن هویت به دنیا عرضه داشتند،ناگزیر است خود را در میان‏ تنگنای لغزها و معماهای کوری زندانی کرده که با هیچ‏گونه تحلیلی‏ نمی‏تواند راهی برای رهایی از این لغزها و حل آنها فراسوی خویش بیابد (همان،70).

البته فهم دقیق سیره‏ی نبوی بر دو محور است:

1)توجه به رسالت و شخصیت الهی و وحیانی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله؛

2)دارا بودن موضع علمی و روش‏مندی پژوهش‏های تاریخی.

مرحله‏ی اول:خودسازی

در این مرحله نقش وراثت و محیط ویژه‏ی خاندان پیامبر صلّی اللّه علیه و اله از اهمیت خاصی‏ برخوردار است.تحنّف و خودسازی،رفتن به غار حراء(ابن ابی الحدید 3، 1379،250)،عبادت‏ها و روزه‏ها که همان جهاد با نفس بوده است که انعکاس‏ در شخصیت فردی،خانوادگی و اجتماعی دارد.قرآن این مرحله از سازندگی‏ انسان را تزکیه و تقوا نامیده است.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در این دوره کم‏تر در جامعه است؛ او به چوپانی مشغول است و چوپانی شرایطی است که تنهایی و تفکر را همراه‏ دارد.

این قاعده‏ای است که همه‏ی انسان‏های بزرگ تاریخ دو مرحله را طی‏ می‏کنند؛مرحله‏ی اول به خودسازی و جهاد درونی و کسب آمادگی‏های لازم‏ می‏پردازند و در مرحله‏ی دوم حرکت اجتماعی را پایه‏گذاری می‏کنند و به میزان‏ کیفیت مرحله‏ی اول تأثیرگذارند،زیرا مرحله‏ی اول زیربنای مرحله‏ی دوم است.

 (صفحه 60)


مرحله‏ی دوم:دعوت مخفی

دعوت پنهانی سه ساله(یعقوبی 1،1363،379)پس از آمادگی و گذر از مرحله‏ی اول آغاز می‏شود.ویژگی‏های این مرحله به شرح زیر است:

اولا کسانی که آمادگی دارند انتخاب و عضوگیری می‏شوند.

ثانیا مخفی بودن آن به علت آن است که جان مسلمانان به خطر نیفتد و حرکت خنثی نشود.

ثالثا تعداد به حد کافی برسد تا زمینه‏ی مرحله‏ی بعد فراهم شود و بنیه‏ی‏ مسلمانان تا حدی تقویت شود تا بتوانند دعوت علنی را آغاز نماید.

حاصل حرکت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در این مرحله عبارت است از:

1)سه سال طول کشید که چهل نفر مسلمان شدند(طبرسی 7،بی‏تا،206)و ده‏ نفر از آنان زن بودند و نشان می‏دهد که حرکت اسلام از آغاز به زنان و نقش‏ آنان توجه داشته است.

2)اولین زن خدیجه علیه السّلام و اولین مرد علی علیه السّلام بودند.سومین نفر غلامی است به‏ نام زید بن حارثه(یعقوبی 1،1363،379 و سیرة النبی 1،1409 ه،226)،او اسیری بود که به خدیجه بخشیده شده بود.بعدها پیامبر صلّی اللّه علیه و اله او را آزاد کرد و وقتی که پدرش از شام به دنبال زید آمد او ترجیح داد که نزد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بماند و پدرش در حالی که مسلمان شد شادمان به شام بازگشت(آیتی،1362،78). پیامبر صلّی اللّه علیه و اله طی مراسمی در کنار خانه‏ی خدا رسما او را فرزند خوانده‏ی خود معرفی کرد و بعدها در پیشرفت اسلام نقش مهمی داشت.

پیامبر صلّی اللّه علیه و اله پس از انذاری که در آغاز سوره‏ی مدثر بدان مأمور گشت از خانه‏ی خود آغاز می‏کند.برطبق آموزه‏های دینی و الگو بودن پیامبر صلّی اللّه علیه و اله

«لقد کان لکم فی رسول اللّه أسوة حسنة»

(احزاب،21)همه رفتارهای پیامبر صلّی اللّه علیه و اله باید مورد عمل مسلمانان قرار گیرد.یعنی مسلمانان باید در آغاز خودسازی کنند و سپس به خانواده‏ی خود و آنگاه اقوام و خویشان و در مرحله‏ی بعد به سایر مردم‏ توجه نمایند.

3)مبنای حرکت بعدی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بر چهل نفر اولیه به‏خصوص نفر اول قرار

 (صفحه 61)


داشت.خدمات علی علیه السّلام و فداکاری خدیجه علیه السّلام،به‏ویژه در شعب ابو طالب،و نقش زید،که حدود 12 سریه را رهبری کرد و در سریه‏ی موته شهید شد،قابل‏ توجه بوده است.در این دوران پیامبر صلّی اللّه علیه و اله خانه‏ی«زید بن ارقم»در مکه را پایگاه‏ دعوت خود قرار داده بودند.

مسن بودن،مرد بودن و آزاد بودن از ملاک‏های برتری عرب در دوران‏ جاهلیت بود.

ایمان علی علیه السّلام به‏عنوان نوجوان،و زن بودن خدیجه علیه السّلام و برده بودن زید نشان‏دهنده‏ی نظام جدیدی است که از آغاز با نظام جاهلیت در تضاد آشکار بوده است.به همین دلیل شاهد پیوستن اکثر بردگان و مستضعفان به این نهضت‏ الهی هستیم.

البته جاهلیت یک فرهنگ است که علاوه‏بر بت‏پرستی،تعصبات قبیله‏ای و خشونت،جنبه‏های مثبتی هم داشت مانند شجاعت و مهمان‏نوازی.ولی جامعه‏ی‏ جاهلی بسیار منجمد و عقب‏مانده است که حتی مصلحانی همچون عبد المطلب‏ نتوانستند تحول بزرگی در آن پدید آورند.به همین دلیل خداوند پیامیران علیه السّلام را در بدترین جامعه‏ها مبعوث نموده تا تحول ایجاد کنند،که می‏تواند الگوی همه‏ی‏ جوامع قرار گیرد.

مرحله‏ی سوم:دعوت اقوام و خویشان

دعوت علنی اقوام و خویشان پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و اله در مکه بود که بر مبنای فرمان خدا و قرآن

«فاصدع بما تؤمر»

(حجر،94)و آنچه مأمور شده‏ای اعلام کن و سپس

«و أنذر عشیرتک الأقربین»

(شعراء،214)نزدیکان خانواده‏ی خود را انذار ده،آغاز شد.به‏طور طبیعی باتوجه به شناختی که از صداقت و امانت و بزرگواری ایشان‏ داشتند احتمال پذیرش از سوی اقوام بیشتر بوده است و حمایت قبیله،که اقوام‏ خود پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بودند،بیشتر از دیگران بود.و این در مورد همه‏ی انبیای‏ الهی علیه السّلام بوده است که دعوت را از اقوام و خویشان خود شروع کنند.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ اقوام و خویشان را سه روز غذا صلّی اللّه علیه و اله داد و روز سوم فرمود.آیا کلمه‏ای به شما

 (صفحه 62)


بگویم که به وسیله‏ی آن عرب و عجم را فرمان‏روا شوید و آنها اطاعت شما کنند؛وارد بهشت شوید و از دوزخ نجات یابید؟آن ایمان به خدا و گواهی بر پیامبری من است(مفید،1377،34).در این جلسه فقط علی علیه السّلام ایمان آورد(ابن‏ ابی الحدید 14،1379،84).مسأله‏ی جانشینی همان‏جا،به‏طور خصوصی برای‏ بنی هاشم مطرح شد،که اولین کسی که ایمان بیاورد،برادر،وصی و خلیفه‏ی بعد از من است؛«فأیکم یوازنی علی هذا الامر علی ان یکون اخی و وصی و خلیفتی‏ فیکم»(طبری 19،1406 ه،68).اقوام و خویشان در حالی که او را مسخره‏ می‏کردند جلسه را ترک نمودند.

مرحله‏ی چهارم:دعوت جزیرة العرب در مکه

این مرحله نیز ابتدا از مکه و سپس اطراف آن آغاز شد و سپس سایر عرب‏ها را دربر گرفت؛

«لتنذر أمّ القری و من حولها»

(انعام،92 و شوری،7).

زمینه‏ی این دعوت به وسیله‏ی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله،که خود مهم‏ترین و مشهورترین قبیله‏ بود و از طرفی از نظر شخصیتی مشهور به امین بود،فراهم شده بود.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ بعد از مدتی قریش را در کنار کوه صفا جمع نموده فرمود:«قولوا لا اله الا الله‏ تفلحوا».عکس‏العمل قریش این بود که او را مسخره کردند و آزار دادند.به‏ ابوطالب علیه السّلام پیام دادند،محمد هرچه بخواهد می‏دهیم،ریاست،پول و دختری‏ از قریش؛به شرطی که دین پدران ما را مسخره نکند.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله فرمود:«اگر خورشید را در یک دست و ماه را در دست دیگر من بگذارند تا دست از دعوت‏ خود بردارم،چنین کاری نخواهم کرد»(سیرة النبی 1،1409 ه،237)و این خود شدت ایمان پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و عزم قاطع به رسالت خود رانشان می‏دهد.نخستین کسی‏ که بعد از پیامبر صلّی اللّه علیه و اله دعوت اسلام را علنی کرد،عبد الله بن مسعود بود که در مسجد الحرام سوره‏ی الرحمن را خواند و قریش بر سر او ریختند و او را کتک‏ زدند(سیرة النبی 1،1409 ه،263).سران قریش تصمیم به آزار و شکنجه‏ی‏ یاران پیامبر صلّی اللّه علیه و اله گرفتند.عمار،یاسر،سمیه،بلال را شکنجه می‏کردند تا حدی که‏ یاسر و سمیه در زیر شکنجه شهید شدند.

 (صفحه 63)


پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در این هنگام در حمایت بنی هاشم بود که رهبری آن با ابو طالب علیه السّلام بود و حتی ابو لهب دو پسرش در حال ازدواج با دو دختر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ بودند که آنها را منع کرد.با پیوستن حمزه علیه السّلام به مسلمانان قدرت مسلمانان بیشتر شد و قریش ناچار شدند اندکی از آزار محمد دست بردارند(سیرة النبی 1، 1409 ه،263).علاوه‏بر آن پیامبر صلّی اللّه علیه و اله همه‏ی قبایل عرب را در ایام حج دعوت‏ به اسلام می‏نمود،قریش به فکر افتادند که با استفاده از داستان‏سرایان که‏ درباره‏ی پادشاهان داستان‏سرایی می‏نمودند(سیرة النبی 1،1409 ه،375)،مانع‏ اندیشیدن مردم به حقایق شوند.رفته‏رفته عکس‏العمل قریش شدیدتر می‏شد. پیامبر صلّی اللّه علیه و اله به این نتیجه رسید که فرمان هجرت به حبشه را صادر کند.در سال‏ پنجم بعثت اولین گروه،که 12 مرد و 4 زن بودند،به حبشه رفتند.پس از تثبیت‏ موقعیت آنها در سال ششم بعثت دومین گروه،که 83 مرد و 18 زن بودند،به‏ حبشه هجرت کردند.احتمال دارد انتخاب حبشه یکی به دلیل حاکم عالم آنجا بوده باشد و دیگر این‏که جایی بوده که تحت نفوذ روابط قریش نبوده است.

قریش به ناچار گروهی را با هدایای زیاد نزد نجاشی،پادشاه حبشه،فرستاده و گفتند آنها که نزد شما آمده‏اند عده‏ای از اراذل هستند که دین اجداد ما را مسخره‏ کرده و به حبشه فرار کرده‏اند،آنها را تحویل دهید.نجاشی در جلسه‏ی بحثی که‏ با حضور هیئت قریش و مسلمانان به نمایندگی جعفر بن ابی طالب برگزار شد، حقانیت مسلمانان را تصدیق کرده و هیئت قریش را بیرون کرد(سیرة النبی 1، 1409 ه،356 به بعد).

ولی قریش دست از مخالفت برنداشت و در یک جلسه سران قریش تصمیم‏ به تحریم گوش دادن به قرآن نمودند.به واسطه‏ی عدم قبول نجاشی در برگرداندن مسلمانان،سران قریش دست به عکس‏العمل شدیدتری زدند و آن‏ محاصره‏ی اقتصادی بنی هاشم بود.بنی هاشم،به جز ابو لهب،به ناچار در شعب‏ ابو طالب،حدود 4 کیلومتری خانه خدا رفتند(یعقوبی 1،1363،389).این‏ دوران که از آغاز سال هفتم بعثت بود،دورانی بود که اثرات سازندگی بالایی بر مسلمانان داشت.این محاصره شدیدترین فشاری بود که یک قبیله‏ی بزرگ

 (صفحه 64)


می‏توانست به یکی از تیره‏های کوچک خود وارد کند.به‏هرحال این محاصره‏ بیشتر باعث مظلوم واقع شدن بنی هاشم در میان قبایل قریش شد و بعضی قبایل، پنهانی،پیمان را شکستند و مواد غذایی به آنها می‏رساندند تا این‏که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله به‏ وسیله‏ی ابو طالب خبر از خورده شدن قرارداد به وسیله‏ی موریانه داد و پیمان‏ محاصره عملا و قانونا لغو شد.زیرا ابو طالب به آنها خبر داد و گفت اگر دروغ‏ بود محمد صلّی اللّه علیه و اله را به شما تحویل می‏دهم و آنها قبول کردند اگر راست بود دست‏ از محاصره بردارند(یعقوبی 1،1363،389)و چون راست بود،دست از محاصره برداشتند.دو ماه پس از پایان محاصره‏ی اقتصادی رحلت خدیجه علیه السّلام و ابو طالب علیه السّلام در سال دهم که احتمالا فشارهای دوره‏ی محاصره عامل آن بوده‏ باشد،ضربه‏ی مهمی بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بود و آن سال را عام الحزن نامیدند(یعقوبی 1، 1363،393).به‏هرحال با رحلت ابو طالب علیه السّلام طبق روابط قبیله‏ای،رهبری‏ قبیله‏ی بنی هاشم به ابو لهب رسید.بنابراین پیامبر صلّی اللّه علیه و اله پشتیبانی رهبری قبیله‏ی‏ بنی هاشم و در نتیجه بخشی از قبیله‏ی بنی هاشم را از دست داده بود و در نتیجه‏ گستاخی قریش بیشتر شد.این بود که مکه جای ماندن برای پیامبر صلّی اللّه علیه و اله نبود و به‏ طائف هجرت نمود.

هجرت به طائف

طائف در 12 فرسخی جنوب شرقی مکه واقع شده است و از ییلاقات مکه‏ محسوب می‏شد و سران قریش در آنجا باغ‏های میوه از جمله باغ‏های انگور داشته و شراب تهیه می‏کردند.پس از فوت ابو طالب علیه السّلام و تغییر رهبری بنی هاشم، گویی جایی برای پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در قبیله نیست.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در طائف،باتوجه به‏ وابستگی با مکه،نه تنها حمایت نشد،بلکه رهبران آنجا بردگان و کودکان را وادار کردند که با اذیت و پرتاب سنگ،پیامبر صلّی اللّه علیه و اله را اخراج کنند.بعدها پیامبر صلّی اللّه علیه و اله از این حادثه به‏عنوان تلخ‏ترین حوادث دوره‏ی مکه یاد می‏کند. پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در حالی که از پاهایش خون می‏چکید،به خارج طائف رفت و در سایه‏ی دیوار باغی نشست که صاحب باغ غلامی داشت به نام عداس و او از

 (صفحه 65)


سخنان و رفتار پیامبر صلّی اللّه علیه و اله مسلمان شد(یعقوبی 1،1363،395-394).هجرت به‏ طائف نتایجی داشت.

1)طائف،به علت نزدیکی به مکه و باغ‏های بعضی تجار مکه،عملا وابسته به‏ مکه بود.

2)به فکر مرکز دیگری افتادند که دور از مکه و مستقل از مکه باشد.

3)انتخاب مرکز جدید با تسهیلات لازم.این سه مورد تجربه در هجرت به‏ مدینه مورد استفاده قرار گرفت.

علل و انگیره‏های مقاومت قریش در برابر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله

1)اصول و نظام دین جدید برخلاف اصول و ضوابط نظام جاهلیت عرب بود. در نظام جاهلیت ملاک برتری سن،ثروت و فرزند بیشتر بود.در اسلام ملاک‏ برتری ایمان،تقوا،عمل صالح است.همچنین پیام مساوات و برادری اسلام‏ خلاف نظام جاهلیت بود و موجب جذب بردگان شد.

2)به‏طور کلی از نظر روانی برای قریش دست برداشتن از افکار اجداد و فرهنگ خاص خود کاری دشوار بود و مقاومت آنها بیشتر روانی بود.بت‏ها در نظام جاهلیت مظهر افکار،عقاید،ارزش‏های قبیله،پیروزی قبیله و اقوام قبیله‏ بود.توهین به بت‏ها برای آنها قابل تحمل نبود.ابن اسحاق و یعقوبی اتفاق‏نظر دارند که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله از زمانی که خدایان آنها را مورد عیب‏جویی قرار داد و پدران آنها را کافر خوانده بود،آزار خود را شروع کردند و جنگ‏های متعدد راه انداختند(یعقوبی 1،1363،1379).

3)در جاهلیت،مردم نذرها و هدایای خود را به بت‏ها نثار می‏نمودند و اکنون از رونق می‏افتاد.

4)وجود روابط قبیله‏ای و رقابت بین آنها و نگرانی بعضی قبایل قریش مثل‏ بنی امیه،که رهبری سیاسی و اقتصادی قریش را داشتند،از قرار گرفتن بنی هاشم در رهبری قریش بود.

 (صفحه 66)


شیوه‏ی برخورد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در دوران مکه

دوران مکه دوران تکوین عقاید دینی مسلمانان محسوب می‏شود و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله با کمک قرآن توانست نظام ارزشی جامعه که بر جاهلیت استوار بود را زیر سؤال‏ برده و چالش جدی برای مشرکان ایجاد نماید تا جایی که تردید در جوانان به‏ وجود آورد.

1)پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در مکه با افراد و قبایل گوناگون تماس می‏گرفت و دعوت خود را عقلانی مطرح نموده و مبانی دین خود را به‏طور استدلالی تبیین می‏نمود و گاه با بحث و گفتگوی متقابل و مناظره با مخالفان آنها را به تسلیم وامی‏داشت.

2)مهم‏ترین عاملی که مقاومت قریش را ضعیف می‏کرد،محبت و لطف‏ فوق‏العاده‏ی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بود.حتی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله زمانی که مکه دچار قحطی شد اموالی را از مدینه به مکه فرستادند تا بین اهل مکه تقسیم شود.

3)عامل دیگر،فطری بودن اسلام بود که تا اعماق روح آنها نفوذ می‏کرد و دل‏ و عقل آنها را تحت‏تأثیر قرار می‏داد،در حالی که سال‏ها قبل از ظهور اسلام، آیین‏های یهود،مسیحیت و زرتشت به حجاز راه یافته بود،ولی مشرکین اهمیت‏ نمی‏دادند و ابو سفیان می‏گفت ما نیاز به دین آنها نداریم و ترسی هم نداریم و به‏ عکس از آغاز بعثت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله احساس خطر کردند(شریعتی،1376،232).البته‏ اسلام و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در برابر عقاید آنها موضع‏گیری آشکار و شفاف داشتند.

4)پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در دوران مکه در برخورد با مشرکان قریش،که یاران پیامبر صلّی اللّه علیه و اله را شکنجه می‏نمودند،مسلمانان حق مقابله و عکس‏العمل نداشتند و بر مظلومیت‏ مسلمانان تکیه می‏نمود تا دشمن رسواتر و از درون،از هم پاشیده شود و یارانش‏ را در این شرایط دشوار دعوت به صبر می‏نمود و وعده‏ی پیروزی می‏داد.

5)در این دوران دشمن با تمسخر،تهدید،تطمیع و ساحر خواندن پیامبر صلّی اللّه علیه و اله به‏ جنگ روانی دامن می‏زدند،ولی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله با اخلاق کریمانه و جاذبه‏ی آیات‏ وحی با آنها برخورد می‏نمود و جوانان را جذب می‏کرد.

6)رفتار پیامبر صلّی اللّه علیه و اله با مسلمانان در تمامی دوره‏ها به‏گونه‏ای بود که شیفته‏ی‏ ایشان شده بودند و به راستی حکومت و رهبری و فرماندهی و مدیریت در اسلام‏ فتح قلوب است،نه اعمال روش‏های خشونت‏جویانه

 (صفحه 67)


هجرت به مدینه

در سال یازدهم بعثت شش نفر از مردم یثرب در مراسم حج که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بیشتر به تبلیغ می‏پرداختند،مسلمان شدند.در سال دوازدهم بعثت در مراسم حج 12 نفر از مردم یثرب به نمایندگی در محلی به نام«عقبه»(گردنه‏ی بین مکه و منی)با پیامبر صلّی اللّه علیه و اله ملاقات کردند و پیمانی بستند که مضامین آن این بود:به خدا شرک‏ نورزید،دزدی نکنید،فرزندان خود را نکشید،کارهای زشت مرتکب نشوید. آنها قبول کردند و قسم خوردند در برگشت به یثرب دین اسلام را مخفیانه تبلیغ‏ کنند و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله نیز مصعب بن عمیر را به‏عنوان نماینده خود فرستاد تا به آنها نماز و قرآن آموزش دهد(یعقوبی 1،1363،397).

مصعب سال بعد به مکه آمد و به پیامبر صلّی اللّه علیه و اله خبر مسلمان شدن بسیاری را داد، پیامبر صلّی اللّه علیه و اله خوشحال شدند.در سال سیزدهم بعثت 73 نفر در محل عقبه‏ی پیمان‏ عقبه‏ی دوم را امضاء کردند.از طرف قبیله‏ی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله عباس عموی پیامبر علیه السّلام و از طرف مردم مدینه نمایندگان آنها در این پیمان بودند.عباس گفت:مردم یثرب، قبیله بنی هاشم از جان محمد تا به حال دفاع کرده،اگر می‏خواهید با شما به مدینه‏ بیاید،در دفاع از جان او بیعت کنید.آنها قبول کردند(همان).و این بیعت را بیعة الحرب نیز گفته‏اند.پس از این در سال سیزدهم بعثت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله فرمان‏ هجرت مخفیانه به مدینه داد.

هجرت را می‏توان از ویژگی‏های حرکت اسلام و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله آن دانست، دو بار هجرت به حبشه،یک بار هجرت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله به طائف و سرانجام هجرت‏ اصلی به مدینه.دعوت مسلمانان به هجرت برای تحصیل علم و تجارت نشانه‏ی‏ توجه به موضوع هجرت است.بعضی پیدایش تمدن‏ها را پس از یک هجرت‏ بزرگ دانسته‏اند که به صورت یک قانون در جامعه‏شناسی تاریخی مطرح است‏ (شریعتی 1،243).

باید گفت که هجرت به مدینه بود که گسترش وسیع نهضت اسلامی را میسر کرد و برای همین به پیشنهاد امام علی علیه السّلام مبدأ تاریخ در اسلام قرار گرفت.

 (صفحه 68)


دلایل پذیرش اسلام و پیشرفت اسلام در یثرب

مکه علی‏رغم آن‏که شهر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بوده و او را به خوبی می‏شناختند و مشهور به‏ صداقت و امانت بود،به دلیل شرایط خاص آن و استحکام نظام جاهلی و رقابت‏ شدید قبایل نتوانست بستر توسعه‏ی اسلام باشد و بنابراین پیامبر صلّی اللّه علیه و اله نمی‏توانست‏ در آنجا نظام اجتماعی اسلام را بنا نماید،زیرا آنها دائما به فکر مقابله و عکس‏العمل در برابر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و مسلمانان بودند.

این دلایل را باید در ویژگی‏های شهر یثرب و مردم آن جستجو کرد:

الف-یثرب دور از مکه و در نتیجه مستقل از مکه و قریش بود.

ب-دو قبیله‏ی بزرگ آنها اوس و خزرج از جنگ خسته شده،به دنبال آشتی و رهبری فردی خارج از دو قبیله بودند و در این مورد عبد الله بن ابی را مشترکا پذیرفته بودند و برای او سفارش تاجی را داده بودند که رهبر آنها باشد و این‏ قبایل از نظر نژادی اعراب جنوبی محسوب می‏شدند و روحیه‏ی خشک اعراب‏ شمالی،که قرآن شدت در کفر و نفاق را بدان نسبت می‏دهد(توبه،97)را نداشتند.

ج-سه قبیله‏ی یهود در آنجا بیشتر کار زرگری(بنی قریظه)و کشاورزی‏ (بنی نضیر و بنی قینقاع)داشتند و یهود کسی را به دین خود نمی‏پذیرفت.

د-یثرب شهر کشاورزی بود و زمین‏های حاصلخیزی داشت و دارای آب بود. با مهاجرت یهودیان،که در پرورش درختان خرما مهارت داشتند،کشاورزی‏ آنها پیشرفته شد.اکثر مردم یثرب بت‏پرست بودند و بت بزرگشان منات بود، ولی مکه شهری تجاری بود،به همین دلیل در مکه اختلاف طبقاتی بیشتر و وابستگی به طبقه‏ی اشراف و تجار افزون‏تر بود،ولی در یثرب به علت کشاورزی‏ و دام‏پروری اختلاف طبقاتی کم‏تر از مکه بود.

ه-همچنین مکیان در تجارت با اقوام و ملل دیگر در تماس بودند و دغل‏کاری‏ خاصی پیدا کرده بودند،ولی مردم مدینه از صدق و صفای فطری بیشتری‏ برخوردار بودند،زیرا با ملل دیگر در تماس نبودند.

و-اهل یثرب بشارت ظهور پیامبری در میان عرب را از یهود شنیده بودند که به

 (صفحه 69)


زودی پیامبری ظهور می‏کند و در نتیجه با فهمیدن پیامبری محمد صلّی اللّه علیه و اله زودتر ایمان آوردند(یعقوبی 1،1363،396).

ز-مکه ساختار اجتماعی مبتنی بر ارزش‏های جاهلیت داشت و به لحاظ فرهنگی‏ شکل گرفته بود،ولی ساختار اجتماعی مدینه محکم نبود و آمادگی بیشتری‏ داشت.

توطئه دار الندوه

دار الندوه مجلس شورای قریش بود که در مسائل مهم تصمیم‏گیری می‏کرد. قصی بن کلاب،جد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله،این مرکز را ساخت و شرط عضویت در آن سن بیشتر از چهل سالگی بود و در ضمن از رؤسای قبایل یا افراد مهم قبایل‏ باشند.سران قریش در سال سیزدهم بعثت با اطلاع از هجرت مسلمانان در این‏ مرکز جمع شدند و تصمیم نهایی خود را گرفتند و آن این بود:40 جوان از 40 قبیله،متحدا،به پیامبر صلّی اللّه علیه و اله یورش آورده و او را از بین ببرند تا بنی هاشم از چهل‏ قبیله نتواند انتقام بگیرد و به دیه(خون‏بها)راضی شود و حتی پس از ناامیدی از دسترسی به پیامبر صلّی اللّه علیه و اله برای دستگیری پیامیر صلّی اللّه علیه و اله صد شتر جایزه اعلام کردند.

دلایل توطئه‏ی قتل پیامبر صلّی اللّه علیه و اله

الف-هجرت مسلمانان به یثرب باعث قدرت‏مند شدن مسلمانان می‏شد و از ضربه‏ی قریش مصون می‏ماند.

ب-به پایگاه مستقل دست می‏یافتند.

ج-خطر انتقام مسلمانان از قریش وجود داشت.

د-راه‏های تجاری قریش به سوی شام ممکن بود ناامن شود،زیرا راه‏های‏ تجاری شام از مدینه می‏گذشت.

پیامبر صلّی اللّه علیه و اله جریان توطئه را از طریق وحی مطلع شد.قریش نیز با برنامه‏ی قبلی‏ خانه‏ی رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله را در اول شب محاصره کردند و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله علی علیه السّلام را به‏ جای خود قرار داد تا امانت‏های مردم را به آنها برساند.جالب است که امانت‏ها

 (صفحه 70)


مربوط به مشرکین بود و این نشانه‏ی امانت و صداقت فوق‏العاده‏ی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بود که حتی مشرکین به ایشان اعتماد داشتند.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله،پس از هجرت مسلمانان،از آخرین نفرات مهاجران می‏باشند.

چگونگی هجرت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در سال سیزدهم بعثت

1)پیامبر صلّی اللّه علیه و اله با ابو بکر برخلاف مسیر مدینه،که از شمال مکه باید عبور کنند،به طرف جنوب رفته و سه روزی در غار ثور با ابو بکر پنهان می‏شوند (یعقوبی 1،1363،398).

2)قرار شد امام علی علیه السّلام در مکه بماند و در بستر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بخوابد و نیز امانت‏ها را برگرداند و با گروهی از زنان بنی هاشم و از جمله فاطمه،دختر پیامبر علیه السّلام،به‏ مدینه هجرت کند(یعقوبی 1،1363،398).

مرحله‏ی پنجم:دوران دعوت جزیرة العرب به اسلام در مدینه

اکنون مسلمانان،به‏عنوان یک قدرت مستقل،در منطقه بودند.این دوران، دوران حکومت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و دوران جامعه‏سازی بود و آیات مدنی قرآن در این‏ رابطه است.

مهم‏ترین اقدامات پیامبر صلّی اللّه علیه و اله پس از هجرت به یثرب

با ورود پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در اول ربیع الاول به یثرب،نام آن به مدینة النبی یا شهر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله تغییر یافت و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله اقدامات زیر را انجام داد:

1)ساختن مسجد؛

2)برپایی نماز و نماز جمعه؛

3)تشکیل دولت.

ساختن مسجد

ابتدا مسجد قبا در نزدیکی مدینه و سپس مسجد النبی ساخته شد.مسجد کانون و

 (صفحه 71)


پایگاه همه‏ی حرکت‏های عبادی،سیاسی،نظامی،اجتماعی و فرهنگی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ و اسلام قرار گرفت.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در آغاز ورود به مدینه در قبا ماند تا علی علیه السّلام به‏ همراه عده‏ای از زنان بنی هاشم به او بپیوندند.در مسیر حرکت از قبا به مدینه، قبایل گوناگون خواستار حضور پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در میان خود شدند،پیامبر صلّی اللّه علیه و اله فرمود: شتر من مأمور است هرجا زانو زند همان‏جا می‏مانیم.تا این‏که شتر از قبایل‏ گوناگون عبور و در انتهای مدینه در زمینی که متعلق به دو یتیم بود،در مقابل‏ خانه ابو ایوب انصاری،فقیرترین مرد مدینه،زانو زد.

پیامبر صلّی اللّه علیه و اله تا ساخته شدن خانه و مسجد در منزل ابو ایوب زندگی می‏کرد.در ساخت مسجد،پیامبر صلّی اللّه علیه و اله مثل بقیه به‏طور کامل شرکت داشتند(سیرة النبی 1، 1409 ه،475).در ساختن مسجد حوادث کوچک و بزرگی در کنار آن مطرح‏ بود.از جمله ماجرای عمار است که چون می‏بیند عثمان و عده‏ای اشراف در کنار ایستاده‏اند و به عصا تکیه داده‏اند،شعری که مزمون کنایه به آنها را داشت‏ زمزمه می‏کند.عثمان متوجه می‏شود و به او توهین می‏کند(سیرة النبی 1، 1409 ه،476 و 477).عمار شکایت به پیامبر صلّی اللّه علیه و اله می‏برد که این‏ها نزدیک است‏ مرا بکشند.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله می‏فرماید:«تقتلک فئة باغیة»گروهی تجاوزگر تو را می‏کشند،تا این‏که در جریان جنگ صفین به شهادت می‏رسد.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله دستور می‏دهد خانه‏ی ایشان متصل به مسجد ساخته شود و بعد از ازدواج فاطمه علیه السّلام و علی علیه السّلام خانه‏ی آنها هم متصل به مسجد باشد و درب آن به داخل مسجد باز شود و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله برای هیچ‏کس دیگری چنین اجازه‏ای نمی‏دهد.این نشانه‏ی‏ شخصیت والای آنهاست.پس از ساخته شدن مسجد مقرر شد بلال،که برده‏ی‏ سیاهی بود،مؤذن مسجد باشد،که به‏معنای سخن‏گوی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله محسوب‏ می‏شد.نقش مسجد در ایجاد الفت بین مسلمانان،به‏خصوص قبایل متفرق‏ مهاجرین و انصار،بسیار مهم بود و در وحدت جامعه‏ی اسلامی و بسیج‏ مسلمانان و نیز در بالا بردن سطح فکری و فرهنگی مسلمانان و همچنین سازندگی‏ معنوی،نقش اصلی را داشته و دارد.این عنصر باتوجه به قومیت‏ها و ملل‏ گوناگون مسلمانان همواره در همگرایی جهان اسلام تأثیرگذار بوده است.

 (صفحه 72)


برپایی نماز و نماز جمعه

برپایی نماز جمعه،که به‏عنوان واجب الهی برای مسلمانان بود،از ارکان مهم‏ دعوت‏های پیامبر صلّی اللّه علیه و اله محسوب می‏شد.نماز جمعه علاوه‏بر جنبه‏ی عبادی آن، یک تشکل سیاسی و اجتماعی نیز محسوب می‏شود.باید اذعان کرد که جایگاه‏ مسجد و نماز جمعه تنها یک عمل ساده و اقدام معمولی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در مدینه‏ نبود،بلکه پایه‏های گسترش،رشد و دفاع از دولت اسلامی بود.همان مسجد و نماز جمعه‏ای که پیروزی‏های بعدی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و مسلمانان از آن سرچشمه‏ می‏گرفت و بعدها در ایجاد تمدن اسلامی نقش مهمی داشت.

تشکیل دولت

پیامبر صلّی اللّه علیه و اله دولتی ایجاد نمود،زیرا:

1)به هفده نفر مسؤولیت‏های مختلف واگذار نمود و در واقع کابینه‏ای هفده‏ نفره تشکیل داد.به‏طور مثال علی علیه السّلام مسؤول صلحنامه‏ها و عهدنامه‏ها بود، عبد اللّه بن ارقم عقود و معاملات مردم را ثبت می‏نمود،برخی زکوات را جمع‏ می‏کردند،برخی مسؤول غنایم بودند،برخی بیت المال برعهده‏ی آنها بود،برخی‏ مسؤولیت قضاوت داشتند و برخی به امور تعلیم و تربیت کودکان می‏پرداختند (العقاد،1976،64 به بعد).

2)با پیمان‏ها و قراردادهای بین مسلمانان و نیز مسلمانان با یهود و قبایل دیگر. تکیه بر پیمان در حرکت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله قابل تأمل است؛پیمان اول مدینه،پیمان دوم‏ مدینه،پیمان برادری،پیمان وحدت در مدینه،پیمان با قبایل عرب(قبل از جنگ یا بعد از جنگ)که نشانه‏ی قاعده‏مند بودن و قانون‏گرایی اسلام و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بود.

3)اعلام حرم بودن مدینه،عملا یک دولت شهر را تشکیل داده بودند.

علی علیه السّلام قراردادها را می‏نوشت.نخستین پیمان پس از ورود پیامبر صلّی اللّه علیه و اله به‏ یثرب منعقد شد.بخش کوتاهی از پیمان‏نامه‏ی مفصل پیامبر صلّی اللّه علیه و اله،چنین است:

این نوشته‏ای است از محمد صلّی اللّه علیه و اله بین مؤمنان و مسلمانان از قریش و یثرب با

 (صفحه 73)


یهودیان.

الف-مسلمانان و یهودیان مانند یک امت در مدینه زندگی خواهند کرد.

ب-مسلمانان و یهودیان در انجام مراسم دینی خود آزاد خواهند بود.

ج-در هنگام جنگ هرکدام دیگری را بر علیه دشمن یاری خواهد کرد،به‏ شرطی که متجاوز نباشد.

د-هرگاه مدینه مورد حمله‏ی دشمن قرار گرفت،همه باهم از مدینه دفاع‏ می‏کنند.

ه-قرارداد صلح با دشمن با مشورت طرفین انجام می‏گیرد.

و-اگر در بین مسلمانان و یهودیان اختلافی پیش آید،مرجع حل آن خدا و رسول خدا هستند.

ز-هیچ مشرکی از مردم یثرب حق امان دادن مالی و جانی به قریش را ندارند.

ح-تجارت با قریش و کمک به آنها نباید صورت بگیرد.

ط-مدینه برای امضاکنندگان این پیمان حرم شمرده می‏شود(سیرة النبی 1، 1409 ه،480 تا 484).

بررسی و تحلیل پیمان‏نامه‏ی مدینه

این پیمان‏نامه اولین قانون اساسی مکتوب(حمید اللّه،1363،370)جهان نامیده‏ شده است و بعضی آن را مبنای جامعه‏ی مدنی اسلامی دانسته‏اند؛از جمله در موضوع تساوی دیه بین مسلمانان و اهل کتاب به آن استناد کرده‏اند1.هدف‏ پیمان،تعیین حقوق و وظایف گروه‏ها و شهروندان مدینه باتوجه به اختلاف‏ بالقوه میان گروه‏های مختلف و تعیین وضعیت مهاجران و ایجاد سازمان سیاسی‏ نوین و مقدمات لازم برای آرامش بود.

الف-پیمان وحدت مسلمانان و اعلام موجودیت امت(یعنی جامعه‏ی متشکل‏ بر محور عقیده)بود.

ب-پیمان دفاع از مدینه بود.

ج-چون پیمان قبیله‏ای مهم‏ترین پیوند اجتماعی زمان بود و همه‏ی قبایل نیز آن

 (صفحه 74)


را امضا کردند،پیمان محکم اجتماعی بود(بعدها به دلیل نقض پیمان توسط یهودیان براساس این پیمان،با آنها برخورد قانونی شد).

پیامبر صلّی اللّه علیه و اله با استفاده از مهم‏ترین و قوی‏ترین سنت اجتماعی قوم عرب،که‏ پیمان قبیله‏ای بود،قبایل گوناگون عرب را به یکدیگر پیوند می‏دهد و وحدت‏ می‏بخشد،ولی محور پیمان،دیگر مسایل قبیله‏ای و نژادی نیست،بلکه فکری و عقیدتی است.

د-در این پیمان وحدت عقیدتی-سیاسی جای وحدت قومی و قبیله‏ای را گرفت.

ه-در این پیمان حقوق مسلمانان و یهودیان مساوی در نظر گرفته شد و مشرکان‏ دارای حقوق خاص خود بودند.

و-اصطلاح حرم برای مدینه،از نظر فقهی جایی است که مورد احترام است و نباید به کسی آسیب رساند؛حتی به حیوانات و درختان.از نظر سیاسی به‏معنای‏ حدود یک دولت مستقل است(دولت شهر).

ز-این پیمان‏نامه اولین قانون اساسی جامع حکومتی است که مورد بررسی‏ محققان قرار گرفته است و دارای حدود 50 ماده‏ی قانونی می‏باشد.این پیمان‏ خود نشان‏دهنده‏ی ایجاد دولتی به رهبری پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بود.

پیامبر صلّی اللّه علیه و اله با این پیمان‏نامه یک نظام سیاسی قدرت‏مند براساس حاکمیت‏ اسلام در شبه جزیره ایجاد نمود.

پیمان برادری بین مسلمانان

علاوه‏بر پیمان فوق پیمان دیگری،پیمان اول را بین مسلمانان محکم‏تر نمود و آن پیمان برادری مهاجرین و انصار بود،که هشت ماه بعد از هجرت انجام شد (سیرة النبی 1،1409 ه،485).البته در دوره‏ی مکه نیز پیمان برادری بین‏ مسلمانان بسته شده بود.مهاجرین مسلمانان هجرت‏کننده در راه خدا و مکی‏ بودند که از قبایل گوناگون و از سرزمین شرک به سوی سرزمینی که در اختیار

 (صفحه 75)


مسلمانان بود هجرت نمودند و انصار«یاری کنندگان»دین خدا و در مدینه ساکن‏ بودند.انتخاب این نام‏ها نیز نشانه‏ی آن است که اسلام پیوند دینی و عقیدتی را برتر از هر پیوندی،از جمله پیوند قبیله‏ای،می‏داند و این پیمان برادری یک پیوند درونی براساس ایمان بین مهاجرین و انصار و عامل انسجام دولت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ بود.طبقات و گروه‏های اجتماعی در قرآن،عمدتا،جنبه‏ی عقیدتی دارد نه‏ جنبه‏ی اقتصادی.این پیمان بعدها مورد استفاده‏ی مهاجرین و انصار حتی در جنگ‏ها بود که یکی از دو برادر به جبهه می‏آمد و دیگری سرپرستی خانواده‏ی‏ او را به عهده داشت.این پیمان انگیزه‏های قبیله‏ای را کم‏رنگ نمود و نادیده‏ گرفت.

دراین پیمان برادری،پیامبر صلّی اللّه علیه و اله تنها،علی علیه السّلام را به برادری برگزید،در حالی‏ که هردو از مهاجرین بودند.این در حالی است که میان انصار چهره‏های‏ برجسته‏ای همچون سعد بن معاذ بود و لااقل پیامبر صلّی اللّه علیه و اله می‏توانست یک برادر از انصار و یک برادر از مهاجرین را انتخاب کند،ولی انتخاب علی علیه السّلام اشاره‏ای به‏ رهبری آینده داشت.داستان زیر عمق برادری ایمانی را نشان می‏دهد:«برادر مصعب بن عمیر در جنگ بدر اسیر یک انصاری شد.مصعب از کنار برادر گذشت و به انصاری گفت:اسیر را نگهدار که مادری توانگر دارد و شاید او را باز خرد.برادر مصعب گفت ای برادر سفارشت در مورد من همین است؟مصعب‏ گفت:برادر من این مرد انصاری است نه تو».این پیمان برادری بعدها بین‏ مسلمانان ادامه یافت.

4)تعیین جانشین در صورت خروج از مدینه برای جنگ یا هر کار دیگر،یک‏ حرکت سیاسی و حکومتی است.

5)در مدینه پس از حکم اذان و حکم نماز جمعه احکام مربوط به جهاد دفاعی‏ نیز مطرح شد(یعقوبی 1،1363،401 و 403)،که خود عامل پیشرفت اسلام بود و غزوات و سرایا از این پس آغاز شد و احکام معاملات،پرداخت مالیات‏ (زکات)و سایر احکام اجتماعی و سیاسی به تدریج اعلام شد که خود جهت

 (صفحه 76)


اداره‏ی حکومت نوپای اسلام ضروری بود.

6)پیامبر صلّی اللّه علیه و اله دستور دادند تاریخ رسیدن به مدینه که اول ربیع الاول بود ثبت‏ شود.بیان پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در ثبت تاریخ کلی بود و بعدها علی علیه السّلام به خلیفه‏ی دوم آغاز هجرت را در مورد مبدأ تاریخ مسلمانان پیشنهاد داد که نشانه درک عمیق امام از بیان پیامبر صلّی اللّه علیه و اله می‏باشد.

7)جنگ‏های پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و مسلمانان در دفاع از دولت اسلامی تشکیل شده، اساسا جنبه‏ی دفاعی داشت.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله سعی می‏نمود تنها با کسانی که قصد توطئه‏ و براندازی اسلام و حکومت اسلامی را داشتند جنگ نماید و در اواخر،سرایای‏ پیامبر صلّی اللّه علیه و اله جنبه‏ی تبلیغی داشت و به همین دلیل پس از فتح مکه ده‏ها هیأت‏ نمایندگی از سراسر جزیرة العرب برای قبول اسلام و قرارداد با پیامبر صلّی اللّه علیه و اله راهی‏ مدینه شدند.

موارد فوق نشان می‏دهد از نظر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بین دین و سیاست و حکومت‏ جدایی نیست.

منافقان و یهودیان پس از پیمان مدینه

عبد اللّه ابن ابی،که مقدمات ریاست او بر شهر یثرب آماده شده بود،با آمدن‏ پیامبر صلّی اللّه علیه و اله موقعیت خود را از دست داد.او اگرچه به ظاهر مسلمان شد،ولی در پنهان توطئه می‏کرد و یهود را علیه اسلام تحریک می‏نمود.نخستین آیات مدنی‏ او را منافق خواند و رهبری منافقین با او بود.افرادی از اوس و خزرج نیز اگرچه‏ به ظاهر مسلمان شدند اما به مسجد می‏آمدند و مسلمانان و دین آنها را مسخره‏ می‏کردند،تا این‏که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله دستور اخراج آنها از مسجد را داد(سیرة النبی 1، 1409 ه،500).منافقان نه شجاعت کافران را در مخالفت دارند و نه ایمان‏ مؤمنان را و بیشتر از دین و مذهب علیه دین و مذهب استفاده می‏کنند.حتی پس‏ از فتح مکه آنها مسجدی ساختند که مرکز توطئه‏هایشان باشد و مسجد ضرار نام‏ گرفت و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله دستور تخریب آن را دادند.یهودیان به پیمان‏شکنی و توطئه

 (صفحه 77)


و همکاری با دشمان اسلام دست زدند و پنج جنگ مهم به واسطه‏ی توطئه‏های‏ یهود،در مراحل گوناگون،پیش‏آمد.البته بعضی از یهودیان و علمای آنها مسلمان شدند و حتی در راه اسلام شهید گشتند.

شیوه‏ی برخورد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در دوران مدینه

1)پیامبر صلّی اللّه علیه و اله قبل از فرمان هجرت به مدینه و آغاز پذیرش دعوت تنی چند از مردم مدینه،با شیوه‏ی گفتگو،آموزش و استدلال عقلانی با آنها مواجه می‏شد. به‏طور مثال مصعب بن عمیر را برای آموزش مسلمانان و تبلیغ دین،به مدینه‏ اعزام نمود.

2)پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در دوران مدینه تا صلح حدیبیه و سپس فتح مکه در برخورد با دشمنان خود اساسا موضع دفاعی داشت،ولی پس از اطلاع از توطئه‏ی دشمن‏ پیش‏دستی می‏نمود.مقابله‏ی نظامی تنها با افراد و قبایلی بود که نه تنها پیام‏های‏ فطری اسلام را نمی‏پذیرفتند،بلکه عامل درگیری با مسلمانان و تحریک سایر قبایل در برخورد با اسلام بودند و بیشتر از تاکتیک‏های زیر استفاده می‏شد:

الف-ارعاب در دل دشمنان؛سیره‏نویسان معتقدند در مدینه،به‏ویژه پس از فتح مکه،بسیاری با مشاهده‏ی قدرت مسلمانان از ترس تسلیم شدند،و قرآن، ایمان آوردن اعراب بادیه را ایمان واقعی ندانسته،ولی می‏گوید آنها اسلام‏ آورده و تسلیم شدند(حجرات،14).

ب-تفرقه بین آنان؛

ج-استفاده از مانورهای نظامی تا رؤسای قبایل را ترسانده و بین آنها و مردم‏ عادی قبیله شکاف ایجاد شود و در نتیجه به دعوت اسلام پاسخ مثبت داده و هدایت شوند.

3)رفتار انسانی با اسرا داشت.اسارت به نوعی شکستن گروه مخالف و خنثی‏ شدن مقاومت قبیله‏ای بود،و رفتار محبت‏آمیز در چنین شرایطی موجب اصلاح‏ سریع‏تر اسیران می‏شد.در دوران اسارت مشرکان،مسلمانان گاه غذا نمی‏خوردند

 (صفحه 78)


ولی به اسیرشان غذا می‏دادند.البته تاکتیک‏های پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در جنگ چنان بود که‏ کم‏ترین انسان‏ها کشته شوند.

4)نیروهای خودی را با انگیزه‏ی الهی و ایمان تقویت می‏نمود،به‏گونه‏ای که‏ شهادت را فوز عظیم می‏دانستند و نیز از طریق مشورت با آنها احساس شخصیت‏ و اعتماد و خودباوری بیشتری به آنها می‏داد.

5)پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در دوران مدینه،پس از صلح حدیبیه و عمدتا پس از فتح مکه، روش بخشش و گذشت را سرلوحه‏ی کار خود قرار داد و برای جلب قلوب‏ مخالفان از طرق مختلف استفاده می‏کرد و کم‏تر به شیوه‏ی نظامی متوسل می‏شد، مگر آن‏که دشمن قصد حمله داشت.

همان‏طور که بعضی از محققین سیره‏ی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله نوشته‏اند:

محمد صلّی اللّه علیه و اله هرچه به اوج قدرت و پیروزی بالاتر می‏رفت متواضع‏تر و مهربان‏تر می‏شد و این یکی از برجسته‏ترین خصایل او بود.پس از اعلام عفو و آزادی عمومی(در مکه)غالب کسانی را که به علت خیانت‏های‏ نابخشودنی استثنا کرده بود،به بهانه‏های کوچکی بخشید(محمد خاتم‏ پیامبران،320).

در سال ششم،مردم حجاز به قحطی و خشک‏سالی گرفتار شدند.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ مقداری طلا را به وسیله‏ی سران آنها به بینوایان قریش رساند.این حرکت در جذب قلوب محرومین به اسلام اثر مثبتی داشت،به‏طوری که در فاصله‏ی صلح‏ حدیبیه تا فتح مکه،گروه‏گروه مسلمان می‏شدند و نیز در جنگ حنین پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ زمینه‏ی آزادی شش هزار اسیر را فراهم نمود و غنائم به دست آمده را بین تازه‏ مسلمانان مکه،از جمله ابو سفیان و فرزندانش،تقسیم کرد و به انصار و مهاجرین‏ چیزی نداد.

مرحله‏ی ششم:حرکت جهانی و دعوت جهانی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله

پیامبر صلّی اللّه علیه و اله پس از فراغت از شبه جزیره،دعوت جهانی را شروع نمود.

 (صفحه 79)


الف-آغاز آن پس از صلح حدیبیه،در سال ششم هجری،و فتح خیبر،در سال‏ هفتم هجری بود،ولی عمدتا پس از فتح مکه در سال هشتم هجری و تثبیت‏ اسلام در سراسر جزیرة العرب آغاز شد.

ب-نامه‏های پیامبر صلّی اللّه علیه و اله به دو ابرقدرت زمان و سران کشورهای دیگر و دعوت‏ آنها به اسلام در این زمان است و حدود 185 نامه و عهدنامه برای دعوت به‏ اسلام نوشته شد.نامه به پادشاهان و بزرگان قبایل بوده است(الاحمدی،1363، 11 تا 182 و ابن سعد 1،1376،258 تا 290).

ج-در این دوران در داخل شبه جزیره،اعزام گروه‏های عقیدتی و تبلیغی به جای‏ گروه‏های نظامی قرار گرفت.

د-پس از نامه‏ها و اتمام حجت،که از طریق اعزام گروه‏های تبلیغی صورت‏ گرفت،مانند اعزام سعد بن معاذ و علی علیه السّلام به یمن،دستور داده بود،«لا تقاتل‏ حتی تدعوهم الی الاسلام»با آنها نجنگید،مگر آن‏که آنها را به اسلام دعوت‏ نمایید.پیامبر صلّی اللّه علیه و اله عملیات نظامی را متوجه خارج از منطقه‏ی جزیرة العرب نمود و ابتدا از دشمن مهم‏تر(روم)شروع کرد.مثل جنگ موته،تبوک و جیش اسامه،و سپس متوجه متصرفات ایران شد.جانشینان پیامبر صلّی اللّه علیه و اله همین سیاست را کم‏وبیش‏ دنبال کردند،به‏طوری که پس از سه سال از رحلت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و 25 سال از نهضت اسلام،بخش‏هایی از ایران و بخشی از متصرفات روم فتح شد و مدتی بعد مصر و یمن به تصرف مسلمانان درآمد و بعدها شمال آفریقا،بخشی از اروپا و تا اندونزی در محدوده‏ی امپراتوری و تمدن اسلام قرار گرفت.

ه-سال نهم یک سال پس از فتح مکه و حاکمیت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بر بخش‏های مهم‏ حجاز بسیاری قبایل با اعزام هیأت‏های نمایندگی به مدینه اسلام آوردند و اکثر شبه جزیره زیر پرچم اسلام قرار گرفت و به همین علت آن را«سنة الوفود» می‏نامند،که بنابر آمار کتب تاریخ و سیره،حدود 72 وفد برای اظهار اسلام‏ قبایل خود به حضور رسول اکرم صلّی اللّه علیه و اله مشرف شدند2و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله با سخنان‏ محبت‏آمیز آنان را مورد لطف و محبت قرار می‏داد.آنها چند روزی در مدینه

 (صفحه 80)


می‏ماندند تا با نماز و قرآن آشنا شوند و سپس،سرپرستی از میان خودشان و یا یکی از اصحاب به محل زندگی خود برمی‏گشتند.

و-در پایان سال نهم پیامبر صلّی اللّه علیه و اله ابو بکر را به‏عنوان امیر الحاج رهسپار مکه نمود و هنوز مشرکان به عادت خود به حج می‏آمدند و مسلمانان به همراه ابو بکر به‏ حج آمدند،پیامبر صلّی اللّه علیه و اله پس از نزول«برائت»آن را به ابو بکر داد و سپس به او پیغام داد که فرمان را به علی علیه السّلام واگذار نماید(ابن هشام 4،1409 ه، 191-181).در چگونگی این حادثه اختلاف‏نظر وجود دارد.

ز-در این دوران و آخرین سال آن(سال دهم)تعیین رهبری آینده‏ی نهضت‏ توسط پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در غدیر خم انجام شد.هیچ نهضت اجتماعی وجود ندارد که‏ نسبت به رهبری آینده سکوت کرده باشد،چگونه پیامبر صلّی اللّه علیه و اله،که عظیم‏ترین‏ نهضت جهانی را ایجاد کرده است،سکوت کرده باشد.روایات معتبره بر ولایت‏ و رهبری امام علی علیه السّلام دلالت دارد که مهم‏ترین آن حدیث غدیر می‏باشد.

پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در سال دهم هجرت و در حجة الوداع و در حادثه‏ی غدیر،به‏ صراحت،رهبری آینده را مشخص نمود،ولی قبل از آن بارها به‏طور غیرمستقیم مطالبی فرموده بود.

ح-برپایی حج که فشرده‏ی همه‏ی اسلام و آرمان‏های آن و عامل حفظ وحدت‏ جهان اسلام و ارتباط مسلمانان و گسترش فرهنگ اسلامی در ملل گوناگون‏ اسلامی است و هویت و شخصیت مسلمانان در آن متبلور است،با لباسی واحد و صرف‏نظر از رنگ،نژاد،ملیت و زبان،نه تنها بزرگ‏ترین حرکت عبادی- سیاسی است،بلکه تئوری حکومت جهانی واحد اسلامی را در عمل نشان‏ می‏دهد.حج به راستی راهبردی از دعوت جهانی اسلام و از نمادهای بزرگ آن‏ می‏باشد.

رابطه‏ی قرآن با مراحل دعوت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله

قرآن علاوه‏بر جنبه‏ی اعجاز و تأثیر فوق‏العاده آن در میان عرب‏ها و سایر

 (صفحه 81)


ملت‏ها،ویژگی‏های چندی را داراست:

1)ویژگی‏های موضع‏گیری پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در دوره‏ی مکه مانند ویژگی‏های‏ سوره‏های مکی قرآن است که تکیه بر اصول اعتقادی دارد.این دوره،دوره‏ی‏ فردسازی است که خود مرحله‏ای مهم یک انقلاب محسوب می‏شود. موضع‏گیری پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در مدینه مانند آیات مدنی است.دوره‏ی مدینه دوره‏ی‏ جامعه‏سازی است.در سوره‏های بلند بیشتر جزئیات احکام زکات،جهاد،قوانین‏ اجتماعی،اقتصادی،خانوادگی و سیاسی آورده شده است.

2)مراحل دعوت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله،نیز بر طبق نزول تدریجی قرآن است و این مراحل‏ رشد یک نهضت الهی است و الگو برای انقلاب‏های اسلامی آخر الزمان است که‏ از طریق مطالعه‏ی تاریخ اسلام،می‏توان خط سیر حرکت‏های اسلامی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله‏ را ترسیم کرد.

3)زندگی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و مسلمانان و فراز و نشیب‏های آن با نزول تدریجی قرآن‏ مناسبت دارد.به عبارت دیگر قرآن تئوری و زندگی پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و حوادث صدر اسلام عمل آن بود.تئوری با عمل بهتر شناخته می‏شود.تئوری بدون عمل نوعی‏ ذهن‏گرایی است و عمل بدون تئوری و قانون‏مندی،کامل و جامع نیست و قابلیت تفسیرهای متفاوت و تئوری‏های گوناگون را دارا می‏باشد.

4)پیامبر صلّی اللّه علیه و اله در زمینه‏های گوناگون،از جمله اجتماعی،به تدریج و بر طبق نزول‏ قرآن قوانین را اجرا می‏نمود و مسلمانان به تدریج آماده‏ی تحولات جدید می‏شدند و آمادگی پذیرش آنها بالاتر می‏رفت.

رویکردهای فوق برای جوامع اسلامی قابل بهره‏گیری است و به همین دلیل‏ نیاز به تنظیم قرآن بر مبنای نزول تدریجی آن است و باید شیوه‏های هدایتی‏ تدریجی و اجرای تدریجی احکام عملی را استخراج نمود به‏طور نمونه تا اجرای‏ تحریم شراب چهار مرحله در فاصله زمانی تقریبا 6 ساله طی شد.

 (صفحه 82)


نتیجه‏گیری

دعوت پیامبر،با برنامه‏ای مدون در شش مرحله صورت گرفته که به تناسب نزول‏ تدریجی آیات،مراحل دعوت،تنظیم می‏گردیده‏اند.

مرحله‏ی اول:خودسازی و ایجاد تکامل روحی است.

مرحله دوم:دعوت پنهانی سه ساله در خانه ارقم بن ابی ارقم،که هسته‏ی اولیه‏ را تشکیل می‏دهد.

مرحله‏ی سوم:دعوت خویشاوندان که به دعوت اهل مکه نیز موسوم است.

مرحله‏ی چهارم:دعوت جزیرة العرب،که به طائف هم در همین راستا سفر می‏کند.

مرحله‏ی پنجم:تکامل دعوت است و در مدینه،پس از هجرت روی می‏دهد.

مرحله‏ی ششم:بلوغ نهایی دعوت نبوی است که با اعلام جهاد و حرکت جهادی‏ پیامبر صلّی اللّه علیه و اله همگام است.در همین مرحله،رهبری آینده نیز مشخص می‏گردد.

آموزه‏ی مهمی که از این حرکت پیامبر به دست می‏آید،این است که دعوت‏ به حق،باید تدریجی،پیگیر همگام با تکامل عقول و اندیشه‏ها و در سطوح‏ تکامل‏یاب صورت گیرد.ایستایی در حرکت دعوت هرگز با عمق رسالت پیامبر سازگاری و انطباق ندارد و در پرتو آن است که تکامل خردها،ایمان‏ها و عقیده‏ها رخ می‏دهد.

پی‏نوشت‏ها

(1)ر.ک.به:معرفت،محمد هادی،جامعه مدنی.

(2)ر.ک.،الطبقات الکبری،ج 1،ص 328-359،سیرة النبی ج 4،ص 205 به بعد.

 (صفحه 83)


منابع و مآخذ

(1)قرآن کریم.

(2)نهج البلاغه.

(3)آیتی،محمد ابراهیم(1362)،تاریخ پیامبر اسلام،تهران،انتشارات‏ دانشگاه.

(4)ابن ابی الحدید،عبد الحمید بن هبة اللّه(1379)،شرح نهج البلاغه،ترجمه‏ی‏ محمود مهدوی دامغانی،تهران،نشر نی.

(5)ابن اسحاق،ابو عبد الله محمد(1361)،سیرت رسول الله(سیرة النبی به‏ روایت ابن هشام)،تهران،انتشارات خوارزمی.

(6)ابن سعد(1376)،الطبقات الکبری،لبنان،بیروت،دار صادر،ج 1.

(7)ابن هشام(1409 ه)،السیرة النبویة(سیرة النبی،چهار جلدی)،بیروت، دار الکتاب العربیه،ج 4.

(8)احمد بن ابی یعقوب(1363)،تاریخ یعقوبی،تهران،شرکت انتشارت‏ علمی و فرهنگی،ج 1.

(9)الاحمدی،علی(1363)،مکاتیب الرسول،قم،نشر یس،ج 1.

(10)العقاد،عباس محمود(1976)،عبقریه محمد صلّی اللّه علیه و اله،مصر.

(11)بحرانی،سید هاشم(بی‏تا)،البرهان فی تفسیر القران،قم،اسماعیلیان، چاپ دوم،ج 1.

(12)جمعی از نویسندگان(1363)،محمد خاتم پیامبران،تهران،حسینیه‏ ارشاد،ج 1.

(13)حجتی،سید محمد باقر(1371)،سیری در سیره‏نویسی،مشهد،کنگره‏ جهانی حضرت رضا علیه السّلام.

(14)حمید اللّه محمد(1371)،رسول اکرم در میدان جنگ،ترجمه‏ی سید غلامرضا سعیدی،تهران،کانون انتشارات محمدی.

(15)شریعتی،محمد تقی(1376)،فایده و لزوم دین،قم،دفتر نشر فرهنگ‏ اسلامی.

 (صفحه 84)


(16)طباطبایی،محمد حسین(بی‏تا)،المیزان،ترجمه‏ی سید محمد باقر موسوی‏ همدانی،انتشارات اسلامی.

(17)طباطبایی،محمد حسین(بی‏تا)،قرآن در اسلام،دفتر انتشارات اسلامی.

(18)طبرسی،الفضل بن حسن(بی‏تا)،مجمع البیان،مکتبه العلمیه الاسلامیه.

(19)طبری،ابو جعفر محمد بن جریر(1406 ه)،تفسیر طبری(جامع‏ البیان)بیروت،دار المعرفه،ج 19.

(20)مفید،شیخ محمد النعمان(1377 ه)،الارشاد،بیروت،دار الکتب‏ الاسلامیه.

پایان مقاله

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما