(ج.دوم) بخش یازدهم - Content
 
 
 












 
(ج.دوم) بخش یازدهم

 


2560 ما وقى به المرء عرضه كتب له به صدقة.

بعوض چيزى كه انسان آبروى خويش بدان محفوظ دارد براى او صدقه‏اى نويسند. مسرتى نيست كه كدورتى به دنبال نداشته باشد. هر بنده‏ايكه خدا رعيتى را به رعايت او سپارد و نميرد و با رعيت خويش فريبكارى كرده باشد خدا بهشترا بر او حرام كند. 2561 ما كانت فرحة إلاّ تبعتها ترحة. 2562 ما مثلي و مثل الدّنيا إلاّ كراكب قال في ظلّ شجرة في يوم حارّ ثمّ راح و تركها حكايت من و دنيا چون سوارى استكه روز گرمى در سايه درختى بخوابد آنگاه برود و آنرا بگذارد 2563 ما من عبد يسترغيه اللّه رعيّة ثمّ يموت يوم يموت غاشا لرعيّته إلاّ حرّم اللّه عليه الجنّة. 2564 ما من جرعة أحبّ إلى اللّه من جرعة غيظ كظمها رجل هيچ جرعه‏اى نزد خدا از جرعه خشمى كه مردى فرو برد يا جرعه‏

‏685


أو جرعة صبر على مصيبة و ما من قطرة أحبّ إلى اللّه من قطرة دمّع أهريقت من خشية اللّه و قطرة دم أهريقت في سبيل اللّه. صبرى كه بر مصيبت نوشد محبوب تر نيست و هيچ قطره‏اى نزد خدا از قطره اشگى كه از ترس خدا ريخته شود يا قطره خونى كه در راه خدا ريخته شود محبوبتر نيست 2565 ما ذئبان ضاريان في زريبة غنم بأسرع فيها من حبّ الشّرف و المال فى دين المرء المسلم. دو گرگ گرسنه در آغل براى گوسفندان خطرناكتر از حب جاه و مال براى دين مرد مسلمان نيست 2566 ما طلعت شمس قطّ إلاّ بجنبيها ملكان يقولان ألّلهمّ عجّل لمنفق خلفا و عجّل لممسك تلفا. هر بار كه خورشيد طلوع مى‏كند دو فرشته از دو سوى آن گويند خدايا انفاق‏گر را زودتر عوض ده و بخيل را زودتر آفتى ده. 2567 ما ينتظر أحدكم من الدّنيا إلاّ غنى مطغيا أو فقرا منسيا أو مرضا مفسدا أو هرما از دنيا چه انتظار داريد، جز غنائى كه طغيان آرد يا فقرى كه نسيان آرد يا مرضى كه فساد آرد يا پيرى‏اى كه زبونى آرد يا مرگى‏

‏686


مفنّدا أو موتا مجهزا. كه به سرعت از پا درآرد. خدا بنده‏اى را پست نشمارد مگر آنكه علم و ادب را از او فرو گذارد. هر جوانى كه پيرى را براى سنش گرامى دارد خدا هنگام پيرى وى يكى را بيارد كه وى را گرامى دارد. هيچكس از مشورت بدبخت نشد و از خود رايى خوشبخت نشد. هر كه استغفار كند بر گناه اصرار نكرده و اگر چه در يك روز هفتاد بار بگناه باز گردد . پس از من براى مردان فتنه‏اى زيان انگيز تر از زنان نخواهد بود. انسان ظرفى بدتر از شكم پر نكند. 2568 ما أسترذل اللّه عبدا إلاّ حطّ عنه العلم و الأدب. 2569 ما أكرم شابّ شيخا لسنّه إلاّ قيّض اللّه عند سنّه من يكرمه. 2570 ما شقى عبد قطّ بمشورة و ما سعد بإستغناء برأي. 2571 ما أصرّ من إستغفر و لو عاد في اليوم سبعين مرّة. 2572 ما ترك بعدي فتنة أضرّ على الرّجال من النّساء. 2573 ما ملأ آدمي وعاء شرّا من بطن. 2574 ما من أحد أفضل عند اللّه هيچكس نزد خدا از پيشوائى كه‏

‏687


من إمام إن قال صدق و إن حكم عدل. چون گويد راست گويد و چون حكم كند عدالت كند برتر نيست. هيچ حلالى نزد خدا مبغوضتر از طلاق نيست. پاداش هيچ يك از مسلمانان از وزير شايسته‏اى كه با پيشوائى باشد و او را اطاعت كند و بفرمان خدا وا دارد بزرگتر نيست. هيچ عبادتى بهتر از دانا شدن در كار دين نيست. دنيا نسبت بآخرت چنانست كه يكى‏تان انگشت بزرگ خويش را به دريا نهد بنگرد از دريا چه بر ميدارد. هيچكس بچيزى بهتر از سجده نهان بخدا تقرب نمى‏جويد. 2575 ما من حلال أبغض إلى اللّه من الطّلاق. 2576 ما من رجل من المسلمين أعظم أجرا من وزير صالح مع إمام يطيعه و يأمره بذات اللّه . 2577 ما عبد اللّه بشي‏ء أفضل من فقه في الدّين. 2578 ما الدّنيا في الآخرة إلاّ كما يجعل أحدكم إصبعه السّبّابة في اليمّ فلينظر بم يرجع. 2579 ما تقرّب العبد إلى اللّه بشي‏ء أفضل من سجود خفيّ.

‏688


‏ 2580 ما من شي‏ء أطيع اللّه فيه بأعجل ثوابا من صلة الرّحم و ما من عمل يعصى اللّه فيه بأعجل عقوبة من بغي. هيچ اطاعتى را كه براى خدا كرده باشند زودتر از پيوند خويشان ثواب ندهند و هيچ معصيتى را زودتر از ستمگرى عقاب نكنند. اندكى كه كفايت كند بهتر از بسيارى كه مايه بطالت شود. هيچ پدرى مالى بهتر از ادب نيك بفرزند خود نداده است. هيچكارى بهتر از سير كردن شكم گرسنه نيست. صدقه بمالى نياميزد مگر آنرا نابود كند. هيچ مؤمنى نيست مگر گناهى دارد كه گاه بگاه آنرا مرتكب شود و از آن دورى نكند تا از دنيا برود. 2581 ما قلّ و كفى خير ممّا كثر و ألهى. 2582 ما نحل والد ولده أفضل من أدب حسن. 2583 ما من عمل أفضل من إشباع كبد جائع. 2584 ما خالطت الصّدقة مالا إلاّ أهلكته. 2585 ما من مؤمن إلاّ و له ذنب يصيبه الفينة بعد الفينة لا يفارقه حتّى يفارق الدّنيا .

‏689


‏ 2586 ما كان الرّفق في شي‏ء قطّ إلاّ زانه و ما كان الخرق في شي‏ء قطّ إلاّ شانه. مدارا در هر چه باشد آنرا زينت دهد و خشونت در هر چه باشد آن را خوار كند. وقتى خدا در دنيا گناه بنده‏اى را بپوشانيد در آخرت وى را بدان سرزنش نخواهد كرد. نمازى كه زن در تاريكترين گوشه خانه خود كند از همه نماز هاى او نزد خدا محبوبتر است . هر كه از خدا خير جويد نوميد نشود و هر كه مشورت كند نادم نگردد و هر كه محارم قرآنرا حلال شمارد بقرآن ايمان ندارد. رنج و سختى و مرض و آزارى و غمى بمؤمن نرسد مگر خدا در قبال آن از گناهان وى محو كند . 2587 ما ستر اللّه على عبد في الدّنيا ذنبا فيعيّره به يوم القيمة. 2588 ما صلّت امرأة صلوة أحبّ إلى اللّه من صلوتها في أشدّ بيتها ظلمة. 2589 ما خاب من إستخار و لا ندم من إستشار و لا آمن بالقرآن من إستحلّ محارمه. 2590 ما يصيب المؤمن وصب و لا نصب و لا سقم و لا أذّى و لا حزن إلاّ كفّر اللّه به من خطاياه.

‏690


‏ 2591 ما أعزّ اللّه بجهل قط و لا أذلّ اللّه بحلم قطّ. خدا كسيرا به نادانى عزيز ندارد و كسى را ببردبارى ذليل نكند. هيچ مالى از صدقه كاهش نگيرد و هيچكس از مظلمه‏اى نگذرد مگر خدا در قبال آن عزت وى بيفزايد . هيچكس را روزى‏اى وسيعتر از صبر نداده‏اند. خدا مرضى نفرستاده جز آنكه شفائى براى آن فرستاده است. وقتى خدا رعيتى را برعايت كسى سپارد و او بلوازم خير خواهى رعيت قيام نكند خدا بهشت را بر او حرام كند. وقتى خدا صورت و سيرت بنده‏اى را نيكو كند شرم دارد كه گوشت وى را خوراك آتش كند. 2592 ما نقص مال من صدقة و لا عفى رجل عن مظلمة إلاّ زاده اللّه بها عزّا. 2593 ما رزق العبد رزقا أوسع عليه من الصّبر. 2594 ما أنزل اللّه من داء إلاّ أنزل له شفاء. 2595 ما أسترعى اللّه عبدا رعيّة فلم يحطها بنصحه إلاّ حرّم اللّه عليه الجنّة. 2596 ما حسن اللّه خلق عبد و خلقه إلاّ استحيا أن يطعم لحمه النّار.

‏691


‏ 2597 ما أحسن عبد ألصّدقة إلاّ أحسن اللّه الخلافة على تركته وقتى بنده‏اى صدقه نيكو دهد خدا سرانجام تركه او را نيكو كند. 2598 ما فتح رجل على نفسه باب مسئلة إلاّ فتح اللّه عليه باب فقر. هيچكس درى از سؤال بروى خود نگشايد مگر خدا درى از فقر بروى او بگشايد. چون جهنم چيزى نديدم كه گريزنده آن خفته باشد و نه چون بهشت كه طالب آن خفته باشد. خدا ببنده خويش زينتى بهتر از عفت در دين و عورتش نداده است. هر كه ميانه‏روى كند فقير نشود. ما الّذي يعطي من سعة بأعظم أجرا من الّذي يقبل إذا كان محتاجا. پاداش كسيكه در حال گشايش بخشش كند از آنكه بخشش را ميپذيرد بيشتر نيست، بشرط آنكه محتاج باشد. مرگ نسبت بما بعد آن چون شاخ زدن بز است. 2599 ما رأيت مثل النّار نام هاربها و لا مثل الجنّة نام طالبها. 2600 ما زان اللّه عبدا بزينة أفضل من عفاف في دينه و فرجه. 2601 ما عال من إقتصد. 2602 ما الموت فيما بعده إلاّ كنطحة عنر.

‏692


‏ 2603 ما أتى اللّه عالما علما إلاّ أخذ عليه الميثاق أن لا يكتمه. خدا بعالمى علم نداده مگر آنكه از او پيمان گرفته كه علم خويش را نهان ندارد. وقتى بنده‏اى بنده ديگر را براى خدا دوست دارد پروردگارش او را گرامى كند. دوست ندارم كه كوه احد براى من مبدل بطلا شود و دينارى از آن بيش از سه روز نزد من بماند مگر دينارى كه براى قرض ذخيره نگه دارم. هر كه ربا فراوان خورد سر انجام او بفقر انجامد. چه نيكست اعتدال هنگام بى نيازى، چه نيكست اعتدال هنگام ندارى و چه نيكست اعتدال در عبادت. 2604 ما اجتمع الرّجاء و الخوف في قلب مؤمن إلا أعطاه اللّه عزّ و جلّ الرّجاء و آمنه الخوف اميد و ترس در دل مؤمن مجتمع نشود جز آنكه خدا عز و جل اميد بدو عطا كند و از بيم ايمنش سازد. 2605 ما أحبّ عبد عبدا للّه إلاّ أكرمه ربّه. 2606 ما أحبّ أنّ أحدا تحوّل لي ذهبا يمكث عندي منه دينار فوق ثلاث إلاّ دينار أرصده لدين. 2607 ما أحد أكثر من الرّبا إلاّ كان عاقبة أمره إلى قلّة. 2608 ما أحسن القصد في الغنى، ما أحسن القصد في الفقر و أحسن القصد في العبادة.

‏693


‏ 2609 ما أحلّ اللّه شيئا أبغض إليه من الطّلاق. خدا چيزى را حلال نكرده كه نزد وى از طلاق دشمن‏تر باشد. بر امت خويش بيم ندارم مگر از ضعف ايمان. از هيچ فتنه‏اى كه خطرناكتر از زن و شراب باشد بر امت خويش بيم ندارم. از فقر بر شما بيم ناك نيستم بلكه بيم دارم به كثرت اموال تفاخر كنيد، از خطا بر شما بيم ناك نيستم بلكه از تعمد بيم دارم. خدا بنده‏اى را پست نشمارد مگر علم و ادب را از او باز دارد. دنيا از آخرت آنقدر گرفته كه سوزنى كه در دريا فرو كنند از آب آن گيرد.  2610 ما أخاف على أمّتي إلاّ ضعف اليقين. 2611 ما أخاف على أمّتي فتنة أخوف عليها من النّساء و الخمر. 2612 ما أخشى عليكم الفقر و لكنّي أخشى عليكم التّكاثر و ما أخشى عليكم الخطاء، و لكنّي أخشى عليكم التّعمّد. 2613 ما أسترذل اللّه عبدا إلاّ خطر عليه العلم و الأدب. 2614 ما أخذت الدّنيا من الآخرة إلاّ كما أخذ المخيط غرس في البحر من مائه.

‏694


‏ 2615 ما استفاد المؤمن بعد تقوى اللّه عزّ و جلّ خيرا له من زوجة صالحة إن أمرها أطاعته و إن نظر إليها سرّته و إن أقسم عليها أبرّته و إن غاب عنها نصحته في نفسها و ماله. مؤمن پس از پرهيزكارى خداى عز و جل چيزى بهتر از زن پارسائى كه فرمانش دهد اطاعت كند و اگر بدو نگرد مسرورش كند و اگر درباره او قسم خورد قسمش را رعايت كند و اگر از او غايب شود مال وى و عفت خويش حفظ كند، چيزى بهتر از اين نيابد. هر نيتى كه بنده بدل گيرد خدا نشان آنرا بر او نمودار كند، اگر نيك باشد نيك و اگر بد باشد بد. هر چه بهمسر خويش بخورانى صدقه كرده‏اى و هر چه بفرزند خويش بخورانى صدقه كرده‏اى و هر چه بخدمتكار خويش بخورانى صدقه كرده‏اى، هر چه بخويش خورانى صدقه كرده‏اى. مدارا نصيب هيچ خاندانى نشود مگر سودشان دهد. 2616 ما أسرّ عبد سريرة إلاّ ألبسه اللّه رداءها إن خيرا فخير و إن شرّا فشرّ. 2617 ما أطعمت زوجتك فهو لك صدقة، و ما أطعمت ولدك فهو لك صدقة، و ما أطعمت خادمك فهو لك صدقة، و ما أطعمت نفسك فهو لك صدقة. 2618 ما أعطى أهل بيت ألرّفق إلاّ نفعهم.

‏695


‏ 2619 ما اكتسب مكتسب مثل فضل علم يهدي صاحبه إلى هدى أو يردّه عن ردى و لا استقام دينه حتّى يستقيم عقله هيچ كس چيزى چون مايه علمى كه صاحب خويشرا بهدايت رساند يا از خطرى برهاند به دست نخواهد آورد و دين شخص استقامت نيابد تا عقل وى استقامت يابد. 2620 ما أكل أحد طعاما قطّ خيرا من أن يأكل من عمل يده و إنّ نبىّ اللّه داود كان يأكل من عمل يده. هيچ كس غذائى بهتر از آنچه از عمل خويش خورد، نخواهد خورد داود پيغمبر نان از عمل خويش ميخورد. وقتى با قومى سخنى گوئى كه عقولشان بدان نرسد براى بعضيشان مايه فتنه خواهد بود. وقتى خدا بنده‏اى را نعمتى دهد و خدا را بر آن ستايش كند اين ستايش از آن نعمت، هر قدر بزرگ باشد بهتر است. هر چه را قلبت نميپذيرد واگذار 2621 ما أنت محدّث قوما حديثا لا تبلغه عقولهم إلاّ كان على بعضهم فتنة. 2622 ما أنعم اللّه على عبد نعمة فحمد اللّه عليها إلاّ كان ذلك الحمد أفضل من تلك النّعمة و إن عظمت. 2623 ما أنكر قلبك فدعه.

‏696


‏ 2624 ما أهدى المرء المسلم لأخيه هديّة أفضل من كلمة حكمة يزيده اللّه بها هدى أو يردّه بها عن ردى. مرد مسلمان ببرادر خويش هديه‏اى بهتر از سخن حكمت‏آميزى كه خدا بوسيله آن هدايت وى افزون كند يا خطرى از وى بگرداند نتواند داد. هر كه نگاه خشمگين سوى پدر خويش افكند از فضيلت نيكى با وى بى نصيب است. هيچ كس آنقدر كه من در راه خدا اذيت ديدم اذيت نكشيد. هر گروهى كه مجالست كنند و بيك ديگر گوش فرا ندارند بركت از مجلسشان برخيزد. هيچكس جرعه‏اى ننوشد كه نزد خدا از جرعه خشميكه براى رضاى خدا فربرد بهتر باشد. 2625 ما برّ أباه من شدّ إليه الطّرف بالغضب. 2626 ما أوذى أحد ما أوذيت في اللّه. 2627 ما تجالس قوم مجلسا فلم ينصت بعضهم لبعض إلاّ نزع من ذلك المجلس البركة. 2628 ما تجرّع عبد جرعة أفضل عند اللّه من جرعة غيظ كظمها إبتغاء وجه اللّه. 2629 ما ترك عبد للّه أمرا لا هر كه چيزى را براى خدا

‏697


‏ 2630 يتركه إلاّ للّه إلاّ عوّضه اللّه منه ما هو خير له منه في دينه و دنياه. ترك آن بكند. كه جز براي خدا ترك آن نكند خدا بعوض آن چيزي كه براي دين و دنياي وي بهتر باشد بدو بدهد. فرشتگان از بازيهاى شما جز در اسب‏دوانى و كشتى حضور نمييابند. هيچ صدقه‏اى كه مردم دهند از علمى كه منتشر شود بهتر نيست. هر وقت جبريل پيش من آمد مرا بمسواك كردن فرمان داد تا آنجا كه ترسيدم جلو دهان خود را ببرم. گروهى كه با هم بذكر خدا بنشينند، از جا بر نخيزند مگر بايشان بگويند برخيزيد كه خداى تان آمرزيد و اعمال بدتان را باعمال خوب مبدل كرد. 2631 ما تشهد الملائكة من لهوكم إلاّ الرّهان و النّضال. 2632 ما تصدّق النّاس بصدقة أفضل من علم ينشر. 2633 ما جاءني جبرئيل قطّ إلاّ أمرني بالسّواك حتّى لقد خشيت أن أحفي مقدّم فمي. 2634 ما جلس قوم يذكرون اللّه تعالى فيقومون حتّى يقال لهم قوموا قد غفر اللّه لكم ذنوبكم و بدّل سيّئاتكم حسنات.

‏698


‏ 2635 ما جمع شي إلى شي‏ء أفضل من علم إلى حلم. چيزى با چيز ديگر فراهم نيامده كه از دانش و بردبارى بهتر باشد. هر كس از خانه خويش به جستجوى علمى برون شود خدا براى وى راهى بسوى بهشت بگشايد. هر چه از كار خدمتگزار خويش سبك كنى پاداشى است كه روز قيامت در ميزان عمل تو نهند. خداوند هر چه آفريده چيزى ديگرى براى غلبه بر آن آفريده و رحمت خويش را براى غلبه بر غضبش آفريده. هيچ گروهى دستان خويش باستدعاى چيزى سوى خدا بر ندارند مگر آنكه خدا عهده‏دار است مسؤلشان را بكفشان نهد. 2636 ما خرج رجل من بيته يطلب علما إلاّ سهل اللّه له طريقا إلى الجنّة. 2637 ما خفّفت عن خادمك من عمله فهو أجر لك في موازينك يوم القيامة. 2638 ما خلق اللّه من شي‏ء إلاّ و قد خلق له ما يغلبه و خلق رحمته تغلب غضبه. 2639 ما رفع قوم أكفهم إلى اللّه تعالى يسألونه شيئا إلاّ كان حقا على اللّه أن يضع في أيديهم الّذي سألوا.

‏699


‏ 2640 ما زال جبريل يوصيني بالجار حتّى ظننت أنّه سيورثه. جبريل درباره همسايه آنقدر سفارش ميكرد كه پنداشتم همسايه ارث خواهد برد. خدا ببندگان خويش آرايشى بهتر از بى رغبتى به دنيا و عفت شكم و عورت نداده. دنيا را از كسى نگيرند مگر كه خير وى در آنست. چون عمل گروهى بد شود مساجد خويش را زينت كنند. خدا قحط را بر گروهى مسلط نكند مگر براى نافرمانى كه از خدا كرده‏اند. برون شدن مؤمن را از دنيا به برون شدن كودك از شكم مادر از آن محنت و ظلمت بر راحت دنيا تشبيه ميكنم. 2641 ما زان اللّه العباد بزينة أفضل من زهادة في الدنيا و عفاف في بطنه و فرجه. 2642 ما زويت الدّنيا عن أحد إلاّ كانت خيرا له. 2643 ما ساء عمل قوم قطّ إلاّ زخرفوا مساجدهم. 2644 ما سلّط اللّه القحط على قوم إلاّ بتمرّدهم على اللّه. 2645 ما شبّهت خروج المؤمن من الدّنيا إلاّ مثل خروج الصّبيّ من بطن أمّه من ذلك الغمّ و الظلمة إلى روح الدّنيا.

‏700


‏ 2646 ما صدقة أفضل من ذكر اللّه تعالى. صدقه‏اى بهتر از ياد كردن خداى والا نيست. هيچ نشيمن‏گاهى براى دو دوست تنگ نيست. هيچ قومى پس از هدايت بضلال نيفتاد مگر آنكه بجدل خو گرفت. وقتى نعمت خدا بر بنده‏اى بزرگ شود حاجت مردم بر او بيشتر شود و هر كه اين حاجات را تحمل نكند نعمت خويش را بمعرض زوال آورده است. چون خدا پشيمانى بنده را از گناهى بداند پيش از آنكه آمرزش بخواهد وى را بيامرزد. 2647 ما ضاق مجلس بمتحابّين. 2648 ما ضلّ قوم بعد هدى كانوا عليه إلاّ أوتوا الجدل. 2649 ما عظمت نعمة اللّه على عبد إلاّ اشتدّت عليه مؤنة النّاس فمن لم يحتمل تلك المؤنة للنّاس فقد عرض تلك النّعمة للزّوال. 2650 ما علم اللّه من عبد ندامة على ذنب إلاّ غفر له قبل أن يستغفره. 2651 ما عمل ابن آدم شيئا أفضل بنده آدم كارى بهتر از نماز و

‏701


من الصّلاة و صلاح ذات البين و خلق حسن. آشتى ميان كسان و نيكخوئى نميكند. هر كه با صدقه‏اى يا صله‏اى در بخششى گشايد خداى والا بسبب آن مال وى بيفزايد و هر كه در سؤالى بگشايد و از اين راه فزونى جويد خداى والا وى را نقصان فزايد. بدى و بد زبانى در هر چه باشد آن را خوار كند و حيا در هر چه باشد آن را زينت دهد. مدارا در هر چه باشد آن را زينت دهد و از هر چه دور شود آنرا خوار كند. هر چيزى كه دوست ندارى رو بروى برادر خويش كنى غيبتست. 2652 ما فتح رجل باب عطيّة بصدقة أو صلة إلاّ زاده اللّه تعالى بها كثرة، و ما فتح رجل باب مسئلة يريد بها كثرة إلاّ زاده اللّه تعالى بها قلّة. 2653 ما كان الفحش في شي‏ء قطّ إلاّ شانه و لا كان الحياء في شي‏ء قطّ إلاّ زانه. 2654 ما كان الرّفق في شي‏ء إلاّ زانه و لا نزع من شي‏ء إلاّ شانه. 2655 ما كرهت أن تواجه به أخاك فهو غيبة.

‏702


‏ 2656 ما كرهت أن يراه النّاس منك فلا تفعله بنفسك إذا خلوت. هر كارى كه دوست ندارى مردم از تو ببينند وقتى بخلوت شدى به تنهائى مكن. مرا با دنيا چه كار من در دنيا چون مسافرى هستم كه در سايه درختى نشست و برفت و آن را وا گذاشت. هيچ چيز مسلمانيرا چون بخل پايمال نميكند. هر دلى پاره ابرى چون پاره ابر ماه دارد هنگاميكه ماه نور پاشى كند پاره ابرى آنرا بپوشاند و تاريك شود يا باز روشن شود. 2657 مالي و للدّنيا، ما أنا و الدّنيا إلاّ كراكب استظلّ تحت شجرة ثمّ راح و تركها . 2658 ما محق الإسلام محق الشّح شي‏ء. 2659 ما من القلوب قلب إلاّ و له سحابة كسحابة القمر بينما القمر يضي‏ء أو غلته سحابة فأظلم أو تجلّت. 2660 ما من آدميّ إلاّ و في رأسه حكمة بيد ملك فإذا تواضع قيل للملك إرفع حكمته و هر انسانى در سر خويش حكمتى دارد كه به دست فرشته‏ايست وقتى تواضع كند فرشته را گويند حكمت او را بر آر و چون تكبر كند به‏

‏703


إذا تكبّر قيل للملك ضع حكمته. فرشته گويند حكمت او را فرو بر. هر كه بميرد پشيمان ميشود، اگر نيكوكار بوده پشيمان است كه چرا بيشتر نكرده و اگر بد كار بود پشيمانست كه چرا بس نكرده. هر كس در اين امت بدعتى بد بدارد نميرد تا سزاى آن بدو رسد. هر پيشوائيكه هنگام خشم ببخشد خدا روز قيامت او را ببخشد. هر كه جامه‏اى پوشد كه بدان مباهات كند و مردم بدو نگرند خدا بدو ننگرد تا آن لباس را بكند. 2661 ما من أحد يموت إلاّ ندم إن كان محسنا ندم أن لا يكون أزداد و إن كان مسيئا ندم أن لا يكون نزع. 2662 ما من أحد يحدث في هذه الامّة حدثا لم يكن فيموت حتّى يصيبه ذلك. 2663 ما من إمام يعفو عند الغضب إلاّ عفى اللّه عنه يوم القيامة. 2664 ما من أحد يلبس ثوبا ليباهي به فينظر النّاس إليه إلا لم ينظر إللّه إليه حتّى ينزعه. 2665 ما من إمرى‏ء يحيي أرضا هر كه زمينى را احيا كند كه‏

‏704


‏ 2666 فيشرب منها كبد حرّى إلاّ كتب اللّه له بها أجرا. تشنه‏اى از آن آب نوشد خدا در قبال آن پاداشى براى وى ثبت كند. هر كه زمام‏دار ده تن باشد روز قيامت در غل بيارندش تا عدالت غل او باز كند يا ستم هلاكش كند. هيچ جرعه‏اى نزد خدا از جرعه خشميكه بنده‏اى فرو برد. محبوب تر نيست. هر بنده‏اى جرعه خشم فرو برد خدا ضمير او را از ايمان پر كند. هر كه از خانه خويش بطلب دانش بيرون شود فرشتگان بسبب رضايتى كه از رفتار او دارند بالهاى خويش براى وى بگسترند تا باز گردد. 2667 ما من أمير عشرة إلاّ و هو يؤتى به يوم القيمة مغلولا حتّى يفكّه العدل أو يوبقه الجور. 2668 ما من جرعة أحبّ إلى اللّه تعالى من جرعة غيظ يكظمها عبد، ما كظمها عبد إلاّ ملاء اللّه تعالى جوفه إيمانا. 2669 ما من خارج خرج من بيته في طلب العلم إلاّ وضعت له الملآئكة أجنحتها رضا بما يصنع حتّى يرجع. 2670 ما من دابّة طائر و لا غيره هر حيوان پرنده يا غير آن بناحق‏

‏705


يقتل بغير حقّ إلاّ سنخاصمه يوم القيمة. كشته شود روز قيامت با قاتل خويش مخاصمه كند. گناهى چون گسستن از خويشاوند و خيانت و دروغ نيست كه خداوند بغير از عقوبت آخرت، در اين دنيا نيز مرتكب آنرا كيفر دهد. ثواب پيوند با خويشاوند زودتر از همه اعمال خوب ميرسد . تا آنجا كه خاندانى بد كارند اما اگر پيوسته شوند اموالشان فزونى گيرد و عددشان بيش شود. هر گناهى نزد خدا توبه‏اى دارد مگر بدخوئى كه بدخوى از گناهى بازنگردد مگر ببدتر از آن رو كند. 2671 ما من ذنب أجدر أن يعجّل اللّه تعالى لصاحبه العقوبة في الدّنيا مع ما يدّخره له في الآخرة من قطيعة الرّحم و الخيانة و الكذب و إنّ أعجل الطّاعة ثوابا لصلة الرّحم حتّى إنّ أهل البيت ليكونوا فجرة فتنموا أموالهم و يكثر عددهم إذا تواصلوا. 2672 ما من ذنب إلاّ و له عند اللّه توبة إلاّ سوء الخلق فإنّه لا يتوب من ذنب إلا رجع إلا ما هو شرّ منه.

‏706


‏ 2673 ما من ذي غنى إلاّ سيوّد يوم القيامة لو كان إنّما أوتي من الدّنيا قوتا. هر ثروتمندى روز قيامت آرزو كند كه در دنيا فقط قوت خويش مى‏داشت. هر كه درختى بنشاند خدا به اندازه ميوه‏ايكه از آن درخت برون ميشود پاداش براى وى ثبت كند. هر كه در ديده خويش بزرگ نمايد و در راه رفتن گردن افرازد به پيشگاه خداى والا رود و خدا بر او خشمگين باشد. ساعتى بى ذكر خداى بر آدميزاد نگذرد مگر روز قيامت بر آن حسرت خورد.  2674 ما من رجل يغرس غرسا إلاّ كتب اللّه له من الأجر قدر ما يخرج من ثمر ذلك الغرس . 2675 ما من رجل يتعاظم في نفسه و يختال في مشيته إلاّ لقى اللّه تعالى و هو عليه غضبان . 2676 ما من رجل ينظر إلى وجه والديه نظر رحمة إلاّ كتب اللّه له بها حجّة مقبولة مبرورة هر كه از روى مهربانى بصورت پدر و مادر خويش نظر كند خدا بپاداش آن براى وى حج مقبول نيكوئى رقم زند. 2677 ما من ساعة تمرّ بإبن آدم لم يذكر اللّه فيها إلاّ حسر عليها يوم القيامة.

‏707


‏ 2678 ما من شي‏ء في الميزان أثقل من حسن الخلق. در ميزان اعمال چيزى سنگين‏تر از نيكخوئى نيست. هيچكس پيش خداى والا محبوبتر از جوان توبه‏گر نيست و هيچكس پيش خداى والا چون پيرى كه بگناهان خويش مشغول باشد مبغوض نيست. هر صبحدم كه بر بندگان در آيد بانگزنى بانگ زند: اى مردم براى خاك توليد كنيد و براى نابودى فراهم آريد و براى ويرانى بنا كنيد. صدقه‏اى بهتر از گفتار نيك نيست. نزد خدا صدقه‏اى محبوبتر از گفتار حق نيست. 2679 ما من شي‏ء أحبّ إلى اللّه تعالى من شاب تائب و ما من شي‏ء أبغض إلى اللّه تعالى من شيخ مقيم على معاصيه. 2680 ما من صباح يصبحه العباد إلاّ صارخ يصرخ يا أيّها النّاس لدوا للتّراب و اجمعوا للفناء و ابنوا للخراب. 2681 ما من صدقة أفضل من قول. 2682 ما من صدقة أحبّ إلى اللّه من قول الحقّ. 2683 ما من عبد مسلم يدعو لأخيه بظهر الغيب إلاّ قال هر بنده مسلمانيكه در غياب برادر خويش براى او دعا كند

‏708


الملك و لك بمثله فرشته گويد براى تو نيز نظير آن باد. هر بنده كه چيز فاسد فروشد خدا تلف كننده‏ايرا بر او مسلط كند. هر بنده كه نيت اداى دين خويش داشته باشد، از جانب خدا تاييد شود. هيچكس در دنيا ببليه‏اى مبتلا نشود مگر در قبال گناهى كه كرده و خدا كريمتر و بزرگتر از آنست كه روز قيامت او را از آن گناه بازخواست كند. هر كس در دنيا به ديگرى ظلمى كند كه شخصا تلافى آن نكند خداى والا در روز قيامت تلافى آن از وى بگيرد. 2684 ما من عبد يبيع قالدا إلاّ سلّط اللّه عليه تالفا. 2685 ما من عبد كانت له نيّة في أداء دينه إلاّ كان له من اللّه عون. 2686 ما من عبد إبتلى ببليّة في الدّنيا إلاّ بذنب و اللّه أكرم و أعظم عفوا من أن يسأله عن ذلك الذّنب يوم القيامة. 2687 ما من عبد يظلم رجلا مظلمة في الدّنيا لا يقصّه من نفسه إلاّ قصّه اللّه تعالى منه يوم القيامة. 2688 ما من عبد إلاّ و له صيت في السّماء فإن كان صيته في السّماء هر بنده‏اى در آسمان شهرتى دارد اگر شهرت وى در آسمان‏

‏709


حسنا وضع في الأرض و إن كان صيته في السّماء سيّئا وضع في الأرض. نيك باشد در زمين نهند و اگر شهرت وى در آسمان بد باشد در زمين نهند. هر كه از حلال شرم كند خدا ويرا بحرام مبتلا كند. هر يك از قضات مسلمانان دو فرشته موكل دارد كه ويرا مادام كه جز حق نخواهد بر آن استوار كند و اگر غير حق اراده كند و بعمد منحرف شود فرشتگان از او برى شوند و كار ويرا بخودش وا ـ گذارند. هر دلى به دو انگشت از انگشتان قدرت خداى رحمان آويخته اگر خواهد آنرا ثابت دارد و اگر خواهد آنرا بگرداند و ميزان كارها به دست خداست كه تا روز قيامت گروهى را بالا برد و گروهى ديگر را پائين برد. 2689 ما من عبد استحيا من الحلال إلاّ إبتلاه اللّه بالحرام. 2690 ما من قاض من قضاة المسلمين إلاّ و معه ملكان يسدّدانه إلى الحقّ ما لم يرد غيره فإن أراد غيره و جار متعمّدا تبرّأ منه الملكان و وكلاه إلى نفسه. 2691 ما من قلب إلاّ و هو معلّق بين إصبعين من أصابع الرّحمن إن شاء أقامه و إن شاء أزاغه، و الميزان بيد الرّحمن يرفع أقواما و يخفض آخرين إلى يوم القيامة.

‏710


‏ 2692 ما من قوم يعمل فيهم المعاصي هم أعزّ و أكثر ممّن يعمله ثمّ لم يغيّروه إلاّ عمّهم اللّه تعالى منه بعقاب. هر گروهى كه در ميانشان گناه كنند و ايشان از گنهكاران قوى‏تر و بيشتر باشند و جلوگيرى نكنند، خداى والا از جانب خويش همه را عقوبت كند. هر گروهى كه ربا ميانشان رواج گيرد بقحط مبتلا شوند و هر گروهى رشوه ميانشان رواج گيرد بترس دچار شوند. هر مسلمانى كه سه فرزند وى قبل از آنكه بعقل رسند بميرند بر هشت در بهشت باو برخورد كنند كه از هر كدام خواهد در آيد. هر مسلمانى كه يكبار به زنى بنگرد آنگاه چشم از او باز دارد خداى والايش با عبادتى انس دهد كه لذت آنرا در قلب خويش احساس كند. 2693 ما من قوم يظهر فيهم الرّبا إلاّ أخذوا بالسّنة و ما من قوم يظهر فيهم الرّشا إلاّ أخذوا بالرّعب. 2694 ما من مسلم يموت له ثلاثة من الولد لم يبلغوا الحنث إلاّ تلقّوه من أبواب الجنّة الثّمانية من أيّها شاء دخل. 2695 ما من مسلم ينظر إلي إمرأة أوّل رمقة ثمّ يغضّ بصره إلاّ أحدث اللّه تعالى له عبادة يجد حلاوتها في قلبه.

‏711


‏ 2696 ما من مسلم تدرك له ابنتان فيحسن إليهما ما صحبتاه إلاّ أدخلتاه الجنّة. هر مسلمانى كه دو دختر وى ببلوغ رسند و تا در خانه ويند با آنها نيكى كند بهشتى ميشود . آدمى ظرفى بدتر از شكم پر نميكند براى آدميزاد همين قدر غذا كه بنيه او را نگه دارد كافيست. مال از صدقه كاهش نگيرد و بنده‏اى كه عفو كند خدايش جز عزت نيفزايد و هر كه براى خدا تواضع كند خدايش رفعت دهد. روا نيست كه مؤمنى ببرادر خويش بتندى نظر كند كه مايه آزار او شود. هر چه بخود نميپسندى بغير خود مپسند و آنچه براى خود دوست دارى براى برادرت دوست دار . 2697 ما ملاء آدميّ وعاء شرّا من بطنه يجب ابن آدم أكلات يقمن صلبه. 2698 ما نقصت صدقة من مال و ما زاد اللّه عبدا يعفو إلاّ عزّا و ما تواضع أحد للّه إلاّ رفعه اللّه. 2699 ما يحلّ لمؤمن أن يشتدّ إلى أخيه بنظرة تؤذيه. 2700 ما كرهته لنفسك فاكرهه لغيرك و ما أحببته لنفسك فأحبّه لأخيك.

‏712


‏ 2701 ما هلك امرؤ عرف قدره. هر كه حد خويش بداند هلاك نشود. تاجر راست گو فقير نشود. مال از صدقه دادن نقصان نمى پذيرد. اندكى كه كفايت كند از بسيارى كه بطالت آرد بهتر است. هر كه ميانه‏روى كند فقير نشود. هر كه سير بخوابد و همسايه او پهلويش گرسنه باشد و او بداند بمن ايمان ندارد. حاصل زبان مردمان مايه هلاكشان ميشود. 2702 ما أملق تاجر صدوق. 2703 ما نقص مال من صدقة. 2704 ما قلّ و كفى خير ممّا كثر و ألهى. 2705 ما عال امرؤ اقتصد. 2706 ما آمن بي من بات شبعان و جاره جائع إلى جنبه و هو يعلم به. 2707 ما يكبّ النّاس على مناخرهم إلاّ حصائد ألسنتهم. 2708 ما خلق اللّه في الأرض شيئا أقلّ من العقل و إنّ العقل في الأرض أقلّ من خدا در زمين چيزى كمتر از عقل نيافريده كه عقل در زمين‏

‏713


ألكبريت الأحمر. از گوگرد سرخ كمتر است. حكايت مؤمن چون خوشه است كه باد آنرا تكان دهد نوبتى بايستد و نوبت ديگر بيفتد و حكايت كافر چون درخت صنوبر است كه پيوسته بپا باشد تا از ريشه بر آيد. حكايت هم نشين خوب مثل عطار است كه اگر عطر خويش بتو ندهد بوى خوش آن در تو آويزد و حكايت هم نشين بد مثل آهنگر است اگر شرار آتش آن ترا نسوزد بوى بد آن در تو آويزد. حكايت خاندان من چون كشتى نوح است هر كه در آن نشست برست و هر كه از آن باز ماند غرقه شد. 2709 مثل المؤمن مثل السّنبلة يحرّكها الرّيح فتقوم مرّة و تقع أخرى و مثل الكافر كمثل الارزة لا تزال قائمة حتّى تنقعر. 2710 مثل الجليس الصّالح مثل الدّاري إن لم يجدك من عطره علّقك من ريحه و مثل الجليس السّوء مثل صاحب الكير إن لم يحرقك من شرار ناره علّقك من نتنه. 2711 مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلّف عنها غرق.

‏714


‏ 2712 مثل المؤمنين في توادّهم و تراحمهم كمثل الجسد إذا اشتكى بعضهم تداعى سائرهم بالسّهر و الحمى. حكايت مؤمنان در دوستى و مهربانيشان چون اعضاى تن است وقتى يكيشان رنجور شود ديگران بمراقبت و رعايت او هم داستان شوند. حكايت دل چون رشته‏اى است در سرزمينى كه بادها آنرا زير و رو كند. حكايت زن چون دنده است اگر بخواهى راستش كنى خواهد شكست و اگر از آن بهره گيرى با وجود كجيش بهره توانى گرفت. حكايت مؤمن نيرومند چون نخل است و حكايت مؤمن ناتوان چون ساقه كشت. 2713 مثل المؤمن كمثل المنخلة لا تأكل إلاّ طيّبا و لا تضع إلاّ طيّبا حكايت مؤمن چون غربال است جز پاكيزه نخورد و جز پاكيزه ندهد. 2714 مثل القلب مثل ريشة بأرض تقلّبها الرّياح. 2715 مثل المرأة كالضّلع إن أردت أن تقيمه كسّرته و إن إستمتعت به استمتعت به و فيه إود. 2716 مثل المؤمن القويّ مثل النّخلة و مثل المؤمن الضّعيف كخامة الزّرع.

‏715


‏ 2717 مثل المنافق كمثل الشّاة العائرة بين الغنمين. حكايت منافق چون بز حيران ميان دو گله است. حكايت امت من چون باران است كه ندانند اول آن بهتر است. يا آخرش. حكايت مؤمن و ايمان چون اسب است كه اطراف اخيه خويش جولان كند آنگاه باخيه خويش باز گردد. حكايت قرآن چون شتر بسته است كه صاحبش اگر ببنددش محفوظ ماند و اگر ولش كند از دست برود . حكايت زنى كه در زينت خويش برون خانه، دامن‏كشان رود چون ظلمتى است در روز قيامت كه نور ندارد. 2718 مثل أمّتي مثل المطر لا يدرى أوّله خير أم آخره. 2719 مثل المؤمن و الإيمان كمثل الفرس يجول في أخيته ثمّ يرجع في أخيته. 2720 مثل القرآن مثل الإبل المعقّلة إن عقلها صاحبها أمسكها و إن تركها ذهبت. 2721 مثل الرّافلة في الزّينة من غير أهلها كمثل ظلمة يوم القيامة لا نور لها. 2722 مثل العالم الّذي يعلّم النّاس الخير و ينسي نفسه كمثل حكايت دانشمندى كه مردم را تعليم دهد و خويشتن را فراموش‏

‏716


السّراج يضي‏ء للنّاس و يحرق نفسه. كند چون چراغ است كه مردم را روشن كند و خويش را بسوزاند. حكايت كسى كه علم آموزد و از آنسخن نكند چون كسى است كه گنجى نهد و از آن خرج نكند. حكايت مؤمن چون عطار است اگر با او نشينى سودت دهد اگر با او روى سودت دهد و اگر با او شركت كنى سودت دهد. 2723 مثل الّذي يتعلّم العلم ثمّ لا يحدّث به كمثل الّذي يكنز الكنز فلا ينفق منه. 2724 مثل الّذي يتعلّم العلم في صغره كالنّقش على الحجر و مثل الّذي يتعلّم العلم فى كبره كالّذي يكتب على الماء حكايت كسى كه در كوچكى علم آموزد چون نقش بر سنگست حكايت كسى كه در بزرگى علم آموزد چون كسى است كه بر آب نويسد. 2725 مثل الّذي يعلّم النّاس الخير و ينسي نفسه مثل الفتيلة تضي‏ء للنّاس و تحرق نفسها حكايت آنكه چيز به مردم آموزد و خويشتن را فراموش كند چون فتيله است كه مردم را روشنى دهد و خويش را بسوزاند. 2726 مثل المؤمن كمثل العطّار إن جالسته نفعك و إن مشيته نفعك و إن شاركته نفعك.

‏717


‏ 2727 مثل المؤمن مثل النّخلة، ما أخذت منها من شي‏ء نفعك حكايت مؤمن چون نخل است هر چه از آن گيرى سودت دهد. 2728 مثل المؤمن كمثل خامة الزّرع، من حيث أتتها الرّيح كفتها فإذا سكنت إعتدلت و كذلك المؤمن يكفاء بالبلاء و مثل الفاجر كالارزة صمّاء معتدلة حتّى يقصمها اللّه تعالى إذا شاء. حكايت مؤمن چون ساق كشت. است از هر سو كه باو وزد آنرا منحنى كند و چون باد ساكت شود راست شود مؤمن نيز چنين است كه به بليه منحنى شود و حكايت بد كار چون درخت صنوبر است استوار و بر جا و تا وقتيكه خداى والا اگر خواهد درهمش شكند. حكايت مؤمن چون شمس طلا است اگر بر آن بدمند تا سرخ شود و وزنش كنند كمتر نشده است. 2729 مثل المؤمن مثل سبيكة الذّهب إن نفخت عليها إحمرّت و إن وزنت لم تنقص. 2730 مثل المؤمن كالبيت الخرب في الظّاهر فإذا دخلته وجدته مونقا و مثل الفاجر كمثل حكايت مؤمن چون خانه‏اى است به ظاهر خراب كه چون وارد آن شوى ببينى پاكيزه است و حكايت بد كار چون قبر مرتفع‏

‏718


القبر المشرّف المجصّص يعجب من رآه و جوفه ممتي نتنا. گچ‏كارى است بيننده را بشگفت آرد و باطن آن از عفونت پر است. حكايت زن پارسا در ميان زنان چون كلاغ نشاندار است كه يكپاى آن سفيد باشد. حكايت اين دنيا چون جامه‏ايست كه از اول تا آخر دريده و به نخى از آخر آويخته باشد و نزديك باشد كه آن نخ ببرد. حكايت من و شما چون مردى استكه آتشى بيفروخت و پروانه ها و ملخها بنا كردند در آن بيفتند و وى آنها را از آتش نگه ميداشت من كمر بندهاى شما را گرفته‏ام كه شما در آتش نيفتيد و شما از دست من در ميرويد. 2731 مثل المرأة الصّالحة في النّساء كمثل الغراب الأعصم الّذي إحدى رجليه بيضاء. 2732 مثل هذه الدّنيا مثل ثوب شقّ من أوّله إلى آخره فبقى متعلّقا بخيط في آخره فيوشك ذلك الخيط أن ينقطع. 2733 مثلي و مثلكم كمثل رجل أو قد نارا فجعل الفراش و الجنادب يقعن فيها و هو يذبّهنّ عنها و أنا آخذ بحجزكم عن النّار و أنتم تفلتون من يدي.

‏719


‏ 2734 مثل الأخوين مثل اليدين تغسل إحداهما الاخرى. حكايت دو برادر چون دو دست است كه يكى ديگرى را بشويد. مدارا كردن با مردم يك نيمه ايمانست و ملايمت با آنها يك نيمه خوش زيستن است. مدارا كردن با مردم صدقه است. امر بمعروف كنيد و گر چه خودتان نكنيد و نهى از منكر كنيد گر چه از همه آن اجتناب نكنيد . سؤال كردن بى نياز روز قيامت عيبى بچهره اوست. اخلاق خوب از اعمال بهشتست. 2735 مداراة النّاس نصف الإيمان و الرّفق بهم نصف العيش. 2736 مداراة النّاس صدقة. 2737 مروا بالمعروف و إن لم تفعلوه و انهوا عن المنكر و إن لم تجتنبوه كلّه. 2738 مسألة الغنيّ شين في وجهه يوم القيامة. 2739 مكارم الأخلاق من أعمال الجنّة. 2740 مكارم الأخلاق عشرة يكون في الرّجل و لا تكون في إبنه، و يكون في الإبن و لا تكون في الأب، و اخلاق خوب ده چيز است كه در مرد هست و در پسرش نيست در پسرش هست و در پدرش نيست. 

‏720


يكون في العبد و لا تكون في سيّده يقسمها اللّه لمن أراد به السّعادة: ، صدق الحديث، و صدق البأس، و إعطاء السّائل، و المكافاة بالصّنائع، و حفظ الأمانة، و صلة الرّحم، و التّذمّم للجار، و التّذمّم للصّاحب، و إقراء الضّيف و رأسهنّ الحياء. در بنده هست و در آقاى او نيست. خدا هر كه را سعادتمند خواهد، قسمت او كند: راستى گفتار، پاى مردى در جنگ، عطاى سائل، نيكى در عوض نيكى، حفظ امانت، پيوند خويشان، حمايت همسايه، حمايت دوست، مهماندارى، و سر سلسله آن حياست. اعتبار كار بسرانجام آنست. هر كس همه بار خويش به دوش مردم افكند ملعونست. هر كه بمؤمنى زيان رساند يا با او حيله كند ملعونست. هر كه بپدر خويش ناسزا گويد ملعونست و هر كه بمادر خويش ناسزا گويد ملعونست. 2741 ملاك الأمر خواتمه. 2742 ملعون من ألقى كلّه على النّاس. 2743 ملعون من ضارّ مؤمنا أو مكر به. 2744 ملعون من سبّ أباه، ملعون من سبّ أمّه.

‏721


‏ 2745 مسئلة الغنيّ نار. سؤال كردن بى نياز جهنمست. مماطله ثروتمند ظلم است. اعتبار دين بتقوى است. دو گرسنه اند كه سيرى نپذيرند طالب علم و طالب مال. هر كه گناهى كند و خدا در دنيا گناه وى را بپوشد و ببخشد، خدا كريمتر از آنست كه در بخشيده خود باز نگرد. هر كس ببليه دختر دارى مبتلا شود و با آنها نيكوكارى كند، پرده وى از آتش جهنم شوند . 2746 مطل الغنيّ ظلم. 2747 ملاك الدّين الورع. 2748 منهومان لا يشبعان: طالب العلم و طالب المال. 2749 من أذنب ذنبا فستره اللّه عليه و عفى عنه في الدّنيا فاللّه أكرم من أن يعود في شي‏ء قد عفا عنه. 2750 من إبتلي من هذه البنات بشي‏ء فأحسن إليهنّ كنّ له سترا من النّار. 2751 من كثر كلامه كثر سقطه و من كثر سقطه كثر ذنوبه و من كثر هر كه گفتارش بسيار باشد خطايش بسيار گردد و هر كه خطايش بسيار باشد گناهانش بسيار شود و هر كه گناهانش بسيار

‏722


ذنوبه كانت النّار أولى به. باشد جهنم براى او شايسته‏تر است. هر كه در دنيا دو زبان باشد براى وى روز قيامت دو زبان از آتش نهند. هر كه نيكى‏اى بيند و پاداشى جز ستايش نتواند شكر آن گزاشته است و هر كه آنرا پنهان دارد كفران آن كرده است. هر كه اندازه نگه دارد خدايش روزى دهد و هر كه اسراف كند خدايش محروم دارد. هر كه بدربار پادشاهان نزديك شود بفتنه افتد. 2752 من كان ذا اللّسانين في الدّنيا جعل له يوم القيامة لسانان من النّار. 2753 من أولى معروفا فلم يجد جزاء إلاّ الثّناء فقد شكره و من كتمه فقد كفره. 2754 من قدّر رزقه اللّه و من بذّر حرّمه اللّه. 2755 من اقترب أبواب السّلاطين إفتتن. 2756 من نفّس من مسلم كربة من كرب الدّنيا نفّس اللّه عنه كربة من كرب يوم هر كه غمى از غمهاى دنيا را از مؤمنى بردارد خدا غمى از غمهاى روز قيامت از او بردارد و هر كه‏

‏723


القيامة، و من يسّر على معسر يسّر اللّه عليه في الدّنيا و الآخرة، و من ستر على مسلم ستر اللّه عليه في الدّنيا و الآخرة. بر تنگدستى آسان گيرد خدا در دنيا و آخرت بر او آسانگيرد و هر كه راز پوش مسلمانى شود خدا در دنيا و آخرت راز پوش وى شود. هر كه عذر معتذرى را راست باشد يا دروغ نپذيرد از شفاعت من بهره‏ور نشود. هر كه فقيرى كند، فقير شود. زبان دروغزن از گناهان بزرگست 2761 من سعادة المرء ألمسكن و الجار الصّالح و المركب الهني‏ء. مسكن و همسايه خوب و مركب رام از سعادت مرد است. 2757 من لم يقبل العذر من متنصّل صادقا كان أو كاذبا لم ينل شفاعتي. 2758 من تفاقر إفتقر. 2759 من سعادة المرء حسن الخلق نيكخوئى از سعادت مرد است. 2760 من أعظم الخطايا أللّسان الكذوب.

‏724


‏ 2762 من عامل النّاس فلم يظلمهم و حدّثهم فلم يكذبهم و وعدهم فلم يخلفهم فهو ممّن كملت مروّته و ظهرت عدالته و وجبت أخوّته و حرمت غيبته. هر كه زمامدار مردم شود و ستمشان نكند و با آنها سخن كند و دروغشان نگويد و وعده‏شان دهد و تخلف نكند وى از جمله كسانست كه مروتش به كمال رسيده و عدالتش نمايان گشته و برادرى با وى واجب و غيبتش حرامست. هر كه گنجشگى را بيهوده بكشد روز قيامت بيابد و نزد عرش فرياد زند و گويد پروردگارا از اين بپرس براى چه مرا بى فائده كشت. هر كه پرده پوش برادر خويش شود خدا در دنيا و آخرت پرده ـ پوشى وى كند. هر كه تقوائى ندارد كه بخلوت او را از معصيت خدا باز دارد، خدا باعمال وى اعتنا نكند . 2763 من قتل عصفورا عبثا جاء يوم القيمة و له صراخ عند العرش يقول ربّ سل هذا فيم قتلني في غير منفعة. 2764 من ستر على أخيه ستره اللّه في الدّنيا و الآخرة. 2765 من لم يكن له ورع يصدّه عن معصية اللّه إذا خلا لم يعبا اللّه بشي‏ء من عمله.

‏725


‏ 2766 من نصر أخاه بظهر الغيب نصره اللّه في الدّنيا و الآخرة. هر كه برادر خويشرا به حفظ الغيب يارى كند خدايش در دنيا و آخرت يارى كند. هر كه بى دعوت به طعامى رود دزد درون رود و ننگين بدر آيد. هر كه مشتاق بهشت باشد به اعمال خير شتابد و هر كه از جهنم ترسد از خواستنيها در گذرد و هر كه انتظار مرگ دارد از لذتها چشم بپوشد و هر كه به دنيا بى رغبت باشد مصيبتها بر او آسانشود. هر كه يك وجب از جماعت دور شود خدا طوق مسلمانى از گردن وى بردارد. هر كه نعمتى ببنده‏اى دهد كه شكر وى نگزارد و او را نفرين كند نفرينش پذيرفته شود. 2767 من مشى إلى طعام لم يدع إليه فقد دخل سارقا و خرج معيّرا. 2768 من إشتاق إلى الجنّة سارع إلى الخيرات، و من أشفق من النّار لهى عن الشّهوات، و من ترقّب الموت لهي عن اللّذّات، و من زهد في الدّنيا هانت عليه المصيبات. 2769 من فارق الجماعة شبرا خلع اللّه ربقة الإسلام من عنقه. 2770 من أنعم على عبد نعمة فلم يشكرها فدعا عليه استجيب له.

‏726


‏ 2771 من ولّى على عشرة كان له عقل أربعين و من ولّى أربعين كان له عقل أربعمائة. هر كه زمامدار ده تن شود عقل چهل تن دارد و هر كه زمامدار چهل تن شود عقل چهار صد تن دارد. هر كه بيش از سه روز از برادر خويش قهر كند و بميرد به جهنم رود. هر كه صبورى كند به آرزوى خويش برسد. هر كه بخدا و آخرت ايمان دارد بايد همسايه خويش را گرامى دارد. هر كه ميان دو كس كه داورى بدو برند، داورى كند و بحق ميانشان قضاوت نكند لعنت خدا بر او باد. هر كه به پرخورى عادت كند دلش سخت شود. 2772 من هجر أخاه فوق ثلاث فمات دخل النّار. 2773 من تأنّى أدرك ما تمنّى. 2774 من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم جاره. 2775 من حكم بين اثنين تحاكما إليه فلم يقض بينهما بالحقّ فعليه لعنة اللّه. 2776 من تعوّد كثرة الطّعام و الشّراب قسا قلبه. 2777 من أكل و ذو عينين ينظر هر كه غذا خورد و ديگرى بدو

‏727


إليه و لم يواسه ابتلى بلاء لا دواء له. نگرد و چيزى بدو ندهد ببلائى مبتلا شود كه دوا نداشته باشد. هر كس خشمى را كه تواند آشكار كند فرو برد خدا وى را از امنيت و ايمان سرشار كند. هر كس كم خورد سالم ماند و هر كه بسيار خورد تنش بيمار و دلش سخت گردد. هر كه با خدا زور آزمائى كند خدا بر او غالب شود و هر كه با خدا فريبكارى كند خدا سزاى فريبش دهد. 2778 من كظم غيظا و هو قادر على أن ينفذه ملأه اللّه أمنا و إيمانا. 2779 من قلّ طعمه صحّ بدنه و من كثر طعمه سقم بدنه و قسا قلبه. 2780 من غالب اللّه غلبه و من خادع اللّه خدعه. 2781 من نظر إلى أخيه نظر مودّة لم يكن في قلبه إحنة لم يطرف حتّى يغفر اللّه ما تقدّم من ذنبه هر كه بچشم مهربانى ببرادر خويش نظرى كند كه كينه در دل وى نباشد از آن پيش كه ديده برگيرد خداوند همه گناهان گذشته وى را آمرزيده باشد. 2782 من طلب الدّنيا بعمل هر كه عمل آخرت كند و دنيا

‏728


الآخرة فما له في الآخرة من نصيب. طلبد از آخرت بهره‏اى ندارد. هر كه رضاى خدا بخشم مردم جويد خدا از او خشنود شود و مردم را از او خشنود كند و هر كه رضاى مردم بخشم خدا جويد خدا بر او خشمگين شود و مردم را با وى خشمگين كند. هر كه ستايش مردم را به نا ـ فرمانى خدا جويد ستايشگرانش مذمتگر شوند. هر كه ميان مادر و فرزندى تفرقه اندازد خدا روز قيامت ميان او و دوستانش جدائى افكند . هر كه بدعتگزاري را اهانت كند خدا روز وحشت بزرگ او را ايمن دارد. 2783 من إلتمس رضى اللّه بسخط النّاس رضى اللّه عنه و أرضى عنه النّاس و من إلتمس رضى النّاس بسخط اللّه سخط اللّه عليه و أسخط عليه النّاس. 2784 من طلب محامد النّاس بمعاصى اللّه عاد حامده من النّاس ذاما. 2785 من فرّق بين والدة و ولدها فرّق اللّه بينه و بين أحبّته يوم القيمة. 2786 من أهان صاحب بدعة آمنه اللّه يوم الفزع الأكبر.

‏729


‏ 2787 من كانت له سريرة صالحة أو سيّئة نشر اللّه عليه منها رداء يعرف به. هر كه سيرتى نيك يا بد داشته باشد خداوند نشانى از آن بر وى اندازد كه بدان بشناسندش كه بدان شناخته شود. هر كه تنگدستى را مهلت دهد و بار او سبك كند خداوند روزى كه سايه‏اى جز سايه او نيست، وى را بسايه عرش خويش در آورد. هر كه نردبازى كند چنانست كه دست خويش در گوشت و خون خوك فرو برده باشد. هر كس پيش صاحبقدرتى براى برادر مسلمان خويش در موضوع خيرى يا در گشودن مشگلى وسيله خير شود روزى كه قدمها بلغزد خدا وى را بر عبور از صراط اعانت كند. 2788 من أنظر معسرا و وضع عنه أظلّه اللّه تحت ظلّ عرشه يوم لا ظلّ إلاّ ظلّه. 2789 من عمرّه اللّه ستّين سنة فقد أعذر إليه في العمر هر كه خدا شصت سال عمر بدو دهد از جهت عمر حجت بر او تمام كرده است. 2790 من لعب بالنّرد شير فهو كمن غمس يده في لحم الخنزير و دمه. 2791 من كان وصلة لأخيه المسلم إلى ذي سلطان في منهج برّ أو تيسير عسر أعانه اللّه على إجازة الصّراط يوم تدحض فيه الأقدام.

‏730


‏ 2792 من عزّى مصابا فله مثل أجره. هر كه مصيبت‏زده‏اى را تسليت گويد مانند پاداش او دارد 2793 من إستعاذكم باللّه فأعيذوه و من سئلكم باللّه فأعطوه و من دعاكم فأجيبوه و من أتى إليكم معروفا فكافئوه فإن لم تجدوه فادعوا له حتّى تعلموا أنّكم قد كافأتموه هر كه به نام خدا بشما پناه آرد پناهش دهيد و هر كه به نام خدا از شما سؤال كند چيزى باو بدهيد و هر كه شما را دعوت كند بپذيريد و هر كه با شما نيكى كرده تلافى كنيد و اگر نتوانيد برايش دعا كنيد تا مطمئن شويد كه تلافى آن كرده‏ايد. هر كه خدا براى او نيكى خواهد، وى را در كار دين دانا كند. هر كه مسجدى بسازد گر چه باندازه جائى باشد كه شتر مرغ در آن تخم مينهد خدا در بهشت براى او خانه‏اى بسازد. 2794 من يرد اللّه به خيرا يفقّهه في الدّين. 2795 من بنى مسجدا و لو مثل مفحص قطاة بنى اللّه له بيتا في الجنّة. 2796 من انقطع إلى اللّه كفاه اللّه كلّ مؤنة و رزقه من حيث لا يحتسب و من انقطع إلى هر كه خاص خدا شود خدا همه حاجات او را كفايت كند و از جائيكه انتظار ندارد روزيش دهد و هر كه خاص دنيا شود خدا

‏731


الدّنيا و كله اللّه إليها. او را به دنيا واگذارد. هر كه بر مصيبت صبر كند خدايش عوض دهد و هر كه خشم خويش بخورد خدايش پاداش دهد. هر كه دوست دارد از همه مردم بى نيازتر باشد اعتماد وى بآنچه نزد خدا است از آنچه بدست خويش دارد بيشتر باشد. هر كه براى خدا فروتنى كند خدايش بردارد و هر كه گردن افرازد خدايش پست كند و هر كه بخدا قسم دروغ خورد خدايش تكذيب كند. هر كه در دنيا گناهى كند و عقوبت آن ببيند خدا عادل‏تر از آنستكه عقوبت خويشرا بر بنده تكرار كند. 2797 من يصبر على الرّزيّة يعوّضه اللّه و من يكظم غيظه يأجره اللّه. 2798 من أحبّ أن يكون أغنى النّاس فليكن بما في يد اللّه أوثق منه بما في يده. 2799 من تواضع للّه رفعه اللّه و من تكبّر وضعه اللّه و من يتألّ على اللّه يكذّبه اللّه . 2800 من أذنب في الدّنيا فعوقب به فاللّه أعدل من أن يثنّي عقوبته على عبده. 2801 من أهان سلطان اللّه أهانه هر كه قدرت خدا را خوار

‏732


اللّه و من أكرم سلطان اللّه أكرمه اللّه. كند خدايش خوار كند و هر كه قدرت خدا را گرامى دارد. خدايش گرامى دارد. هر كه پرده حيا بدرد غيبتش رواست. هر كه تنش سالم است و در جماعت خويش ايمن است و قوت روز خويش دارد جهان سراسر مال اوست . هر كه تامل كند بصواب رود يا تواند رفت و هر كه شتاب ورزد بخطا رود يا تواند رفت. هر كه از اعمال خويش خرسند و از اعمال بد خويش دلتنگ شود مؤمن است. هر كه بحساب در آيد عذاب بيند. هر كه گناهش او را دلتنگ كند آمرزيده شود و گر چه آمرزش نخواهد.  2802 من ألقى جلباب الحياء فلا غيبة له. 2803 من أصبح معافى في بدنه آمنا في سربه عنده قوت يومه فكأنّما خيّرت له الدّنيا بحذافيرها . 2804 من تأنّى أصاب أو كاد و من عجّل أخطأ أو كاد. 2805 من سرّته حسنته و ساءته سيّئته فهو مؤمن. 2806 من نوقش الحساب عذّب. 2807 من ساءته خطيئته غفر له و إن لم يستغفر.

‏733


‏ 2808 من جعل قاضيا فقد ذبح بغير سكين. هر كه بقضاوت منصوب شود چنانست كه بيكارد سرش بريده‏اند. هر كه بيامرزد خدايش بيامرزد و هر كه ببخشد خدايش ببخشد. هر كه عمل گروهى را خوب يابد دوست دارد چنانستكه آنرا انجام داده است. هر كه خيرى بكارد سود برد و هر كه شرى بكارد آنرا بدرود. هر كه از شما تواند ذخيره نهانى از عمل شايسته داشته باشد بايد چنين كند. هر كه بشب نماز بسيار كند بروز چهره‏اش نيكو شود. هر كه بعمد بر من دروغ بندد جايش از آتش پر شود. 2809 من يغفر يغفر اللّه له و من يعف يعف اللّه عنه. 2810 من أحبّ عمل قوم خيرا كان أو شرّا كان كمن عمله. 2811 من يزرع خيرا يحصد زعبه و من يزرع شرّا يحصده. 2812 من إستطاع منكم أن تكون له خبيئة من عمل صالح فليفعل. 2813 من كثرت صلوته باللّيل حسن وجهه بالنّهار. 2814 من كذب علىّ متعمّدا فليتبوّء مقعده من النّار.

‏734


‏ 2815 من خاف أدلج و من أدلج بلغ المنزل. هر كه بيم ناك باشد همه شب راه سپرد و هر كه همه شب راه سپرد بمنزل رسد. هر كه گناهى اراده كند آنگاه از آن در گذرد ترك گناه عمل نيك وى بحساب آيد. من صمت نجا. هر كه خاموش ماند نجات يابد. هر كه بكارى قسم خورد و بهتر از آن پيش آيد كفاره قسم خويش دهد و كارى كه بهتر است انجام دهد. هر كه بدعتگزارى را توبيخ كند خدا قلب وى را از امان و ايمان پر كند. هر كه دوستدارد از همه مردم نيرومندتر باشد بايد بخدا توكل كند. هر كه ضمن دفاع از مال خويش كشته شود شهيد است. 2816 من همّ بذنب ثمّ تركه كانت له حسنة. 2817 من حلف على يمين فرأى منها خيرا فليكفّر عن يمينه ثمّ ليفعل الّذي هو خير. 2818 من إنتهر صاحب بدعة ملأ اللّه قلبه أمنا و إيمانا. 2819 من أحبّ أن يكون أقوى النّاس فليتوكّل على اللّه. 2820 من قتل دون ماله فهو شهيد.

‏735


‏ 2821 من سمّع النّاس بعلمه سمّع اللّه به مسامع خلقه يوم القيمة و حقّره و صغّره. هر كه از شهرت علم خويش گوش مردم را پر كند روز قيامت خدا از فضيحت وى گوش مردم پر كند و حقير و ناچيزش كند. هر كه نمازش از ناسزا و بدى بازش ندارد به نماز از خدا دور تر شود. هر كه بخدا و آخرت ايمان دارد يا خبرى گويد و يا خاموش ماند. هر كه روزه دارى را افطار دهد نظير پاداش وى دارد. هر كه خواهد كارى را بوسيله نا فرمانى خدا انجام دهد اميدش نوميد شود و چيزى كه از آن بيم دارد زودتر بدو رسد. هر كه دوستدارد در دل بهشت سكونت گيرد هم آهنگ جماعة باشد 2822 من لم تنهه صلوته عن الفحشاء و المنكر لم يزدد بها من اللّه إلاّ بعدا. 2823 من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليقل خيرا و ليصمت. 2824 من فطر صائما كان له مثل أجره. 2825 من حاول أمرا بمعصية اللّه كان أفوت بما رجا و أقرب لمجي‏ء ما اتّقى. 2826 من سرّه أن يسكن بحبوحة الجنّة فليلزم الجماعة.

‏736


‏ 2827 من أولى معروفا فليكافي به فإن لم يستطع فليذكره فإن ذكره فقد شكره. هر كه نيكى بيند آنرا تلافى كند و اگر نتواند آنرا ياد كند كه اگر ياد كند شكر آن گزاشته است. هر كه بگروهى تشبه جويد از آنهاست. هر كه علمى جويد و بيابد براى او دو بهره پاداش نويسند و هر كه علمى بجويد و نيابد براى او يك بهره پاداش نويسند. هر كه نعمتى يابد بايد شكر آن بگزارد. هر كه بر خيرى كه انجام داده بميرد براى وى اميدوار باشيد. و هر كه بر شرى كه عمل كرده بميرد بر او بيمناك باشيد و نوميد مشويد 2828 من تشبّه بقوم فهو منهم. 2829 من طلب علما فأدركه له كفلان من الأجر و من طلب علما و لم يدركه كتب له كفل من الأجر. 2830 من أديلت إليه نعمة فليشكرها. 2831 من مات على خير عمله فارجوا له خيرا و من مات على شرّ عمله فخافوا عليه و لا تيأسوا .

‏737


‏ 2832 من شابّ شيبة في الإسلام كانت له نورا يوم القيمة. هر كه مويش در اسلام سفيد شود بروز قيامت نور وى خواهد بود 2833 من غشّنا فليس منّا . هر كه با ما نادرستى كند از ما نيست 2834 من سرّه أن يسلم فليلزم الصّمتّ. هر كه دوستدارد بسلامت ماند خاموشى گزيند. هر كه در حضور مردم نماز خويش نيكو كند و چون بخلوت رود آن را بد گزارد اين اهانتى استكه بپرورد كار خويش ميكند. هر كه چهل صبحگاه خاص خدا شود چشمه‏هاى حكمت از قلب وى بر زبانش جارى شود. هر كه محبت خدا را بر محبت مردم ترجيح دهد خدا گرفتارى مردم را از او كفايت كند. 2835 من أحسن صلوته حين يراه النّاس ثمّ أساءها حين يخلو فتلك إستهانة إستهان بها ربّه . 2836 من أخلص للّه أربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه. 2837 من آثر محبّة اللّه على محبّة النّاس كفاه اللّه مؤنة النّاس. 2838 من أعطى حظّه من الرّفق هر كه را از ملايمت نصيبى دادند نصيب‏

‏738


فقد أعطي حظّه من خير الدّنيا و الآخرة. وى را از خير دنيا و آخرت داده‏اند. هر كه شفاعت را دروغ شمارد روز قيامت از آن بى نصيب ماند. هر كه با وجود بى نيازى سؤالكند رنجى بسرش و دردى در شكمش افتد. هر كه بدنبال شكار رود آن را بدام آرد. هر كه عملش پسش آرد نسبش پيشش نبرد. هر كه در كار ما بدعتى پديد آرد مردود باشد. هر كه بنيكى وادار كند همين وادار كردنش نيز بنيكى باشد. 2839 من كذب بالشّفاعة لم ينلها يوم القيمة. 2840 من سئل عن ظهر غنى فصداع في الرّأس و داء في البطن. 2841 من تبع الصّيد عقله. 2842 من أبطأ به عمله لم يسرع به نسبه. 2843 من أحدث في أمرنا هذا ما ليس فيه فهو ردّ. 2844 من كان آمرا بمعروف فليكن أمره ذلك بمعروف.

‏739


‏ 2845 من سئل النّاس أموالهم تكثّرا فإنّما هي جمر فليستقلّ أو ليستكثر. هر كه براى فزون طلبى چيزى از مال مردم بخواهد آتشست كم بر گيرد يا زياد. هر كه از شما بدنبال طمعى ميرود آهسته رود. هر كه صبح كند و قصد ستم كسى نداشته باشد گناهانش بخشيده شود. با مردم مدارا كردن صدقه دادن است. هر كه از علمى بپرسندش و مكتوم دارد لگامى از آتش بر او زنند. هر كه مهمان قومى شود بى اجازه آنها روزه دلخواه نگيرد. 2846 من نظر في كتاب أخيه بغير إذنه فكأنّما ينظر في النّار هر كه بى اجازه برادرش در نامه او نگرد گوئى در جهنم نگريسته است. 2847 من مشى منكم إلى طمع فليمش رويدا. 2848 من أصبح لا ينوي ظلم أحد غفر له ما جنى. 2849 مداراة النّاس صدقة. 2850 من سئل عن علم فكتمه ألجم بلجام من نار. 2851 من نزل على قوم فلا يصومنّ تطوّعا إلاّ بإذنهم.

‏740


‏ 2852 من أحبّ أن يكون أكرم النّاس فليتّق اللّه. هر كه دوست دارد گرامى‏تر از همه مردم باشد از خدا بترسد. هر كه دوست دارد حلاوت ايمان بچشد كسى را فقط براى خدا دوست دارد. هر كه ديدار خدا را دوستدارد خدا ديدار وى را دوست دارد و هر كه ديدار خدا را ناخوش دارد خدا نيز ديدار وى را ناخوش دارد. هر كه از جماعت ببرد به رسم جاهليت بميرد. كسى كه فضول نباشد اسلامش نكو باشد. هر كه دهان و عورت خويش نگه دارد بهشتى شود. 2853 من سرّه أن يجد طعم الإيمان فليحبّ المرء لا يحبّه إلاّ للّه تعالى. 2854 من أحبّ لقاء اللّه أحبّ اللّه لقائه و من كره لقاء اللّه كره اللّه لقائه. 2855 من فارق الجماعة مات ميتة جاهليّة. 2856 من حسن إسلام المرء تركه مالا يعنيه. 2857 من حفظ ما بين لحييه و ما بين رجليه دخل الجنّة. 2858 من كفّ لسانه عن أعراض هر كه زبان خويش از آبروى‏

‏741


النّاس أقاله اللّه عثرته يوم القيامة. مردم نگاه دارد روز قيامت خدا گناهان وى ببخشد. هر كه معامله پشيمانى را اقاله كند خدا از گناهانش بگذرد. هر كه از پى حاجت برادر خويش باشد خدا از پى حاجت وى باشد. هر كه بر ظالم خويش نفرين كند يارى شود. هر كه حرمت آخرت خواهد زينت دنيا رها كند. هر كه علم جويد خدا عهده دار روزى او شود. هر كه در مناقشه‏اى بدون علم مجادله كند در خشم خدا باشد تا دست بردارد. 2859 من رزق من شي‏ء فليلزمه هر كه چيزى نصيبش كرده اند در حفظ آن بكوشد. 2860 من أقال نادما بيعه أقاله اللّه تعالى عثرته. 2861 من كان في حاجة أخيه كان اللّه في حاجته. 2862 من دعى على من ظلمه فقد أنتصر. 2863 من يشته كرامة الآخرة يدع زينة الدّنيا. 2864 من طلب العلم تكفّل اللّه برزقه. 2865 من جادل في خصومة بغير علم لم يزل في سخط اللّه حتّى ينزع.

‏742


‏ 2866 من حمل سلعته فقد برى‏ء من الكبر. هر كه كالاى خويش بر دارد از تكبر برى شود. هر كه از خدا ترسد خدا همه چيز را از او بترساند. هر كه خدايش نعمتى دهد بايد اثر نعمت بر او نمايان شود. هر كه سپاس كم نگزارد سپاس بسيار نيز ندارد. هر كه روزه پيوسته دارد نه روزه داشته و نه افطار كرده. 2867 من خاف اللّه خوّف اللّه منه كلّ شي‏ء. 2868 من أتاه اللّه خيرا فلير عليه. 2869 من لم يشكر القليل لم يشكر الكثير. 2870 من قتل دون دينه فهو شهيد هر كه ضمن دفاع از دين خود كشته شود شهيد شده است. 2871 من مات غريبا مات شهيدا هر كه بغربت بميرد شهيد مرده است. 2872 من صام الأبد فلا صام و لا أفطر. 2873 من مشى مع ظالم فقد أجرم هر كه با ظالمى راه رود گناه كرده است.

‏743


‏ 2874 من رفق بامّتي رفق اللّه به هر كه با امت من ملايمت كند خدا با وى ملايمت كند. 2875 من يرد اللّه به خيرا يصب منه خدا براى هر كه نكوئى خواهد مبتلايش كند. 2876 من أصاب مالا من مهاوش أذهبه اللّه في نهابر. هر كه مال از حرام بدست آرد در حوادث سخت از دست بدهد. هر كه علمش سودش ندهد جهلش زيانش رساند. هر كه درى از خير بر او گشودند فرصت غنيمت شمارد كه نداند چه وقت بسته خواهد شد. هر كه يكى بدست وى اسلام آرد بهشت بر او واجب شود. 2877 من لم ينفعه علمه يضرّه جهله. 2878 من فتح له باب من خير فلينتهزه فإنّه لا يدري متى يغلق عنه. 2879 من أسلم على يديه رجل وجبت له الجنّة. 2880 من أولى رجلا من عبد المطّلب معروفا في الدّنيا فلم يقدر هر كه با يكى از خاندان عبد المطلب در دنيا نيكى كند و او نتواند تلافى آن‏

‏744


أن يكافئه كافأته عنه يوم القيمة. آن كند من در روز قيامت تلافى آن خواهم كرد. از گنجينه‏هاى نيكى نهان داشتن مصيبتها و مرضها و صدقه است. هر كه به تنگدستى گشايش دهد خدا در دنيا و آخرت باو گشايش دهد. هر كه بوسيله مملوكان عزت جويد خدايش ذليل كند. هر كه رحم نكند رحمش نكنند و هر كه نيامرزد او را نيامرزند. هر كه از مردم شرم ندارد از خدا شرم نكند. 2881 من كنوز البرّ كتمان المصائب و الأمراض و الصّدقة. 2882 من رأى عورة فسترها كان كمن أحيا موءودة من قبرها هر كه عورتى را به بيند و مستور دارد چنانستكه دختر زنده بگور كرده‏اى را از قبر زنده برآرد. 2883 من يسّر على معسر يسّر اللّه عليه في الدّنيا و الآخرة. 2884 من إعتزّ بالعبيد أذلّه اللّه. 2885 من لا يرحم لا يرحم و من لا يغفر لا يغفر له. 2886 من لا يستحيي من النّاس لا يستحيي من اللّه.

‏745


‏ 2887 من يتزوّد في الدّنيا ينفعه في الآخرة. هر كه از دنيا توشه بر گيرد در آخرت سودش دهد. خدا براى هر كه نيكى خواهد وى را در كار دين دانا كند و راه رشاد را باو الهام كند. هر كه عمل بد كند در دنيا سزاى آن بيند. عطا به مستمندان از مرگ بد جلوگيرى ميكند 2892 مهنّة إحداكنّ في بيتها تدرك جهاد المجاهدين إنشاء اللّه. (اى زنان) هر يك از شما با اشتغال در خانه خويش اگر خدا خواهد ثواب مجاهدان خواهد يافت . 2888 من يتكفّل لي أن لا يسأل النّاس شيئا و أتكفّل له بالجنّة كيست كه تعهد كند از مردم چيزى نخواهد و من براى او بهشت را تعهد كنم. 2889 من يرد اللّه به خيرا يفقّهه في الدّين و يلهمه رشده. 2890 من يعمل سوءا يجز به في الدّنيا. 2891 مناولة المسكين تقي ميتة السّوء. 2893 من نظر إلى مسلم نظرة هر كه بمسلمانى نظرى تند كند

‏746


يخيفه بها من غير حق أخافه اللّه يوم القيامة. كه بناحق او را بترساند روز قيامت خدا او را بترساند. هر كه بقرضدار خويش مهلت دهد يا قرض او را قلم گيرد روز قيامت در سايه عرش باشد. هر كه يك سال از برادر خويش قهر كند چنانستكه خون وى را ريخته است. هر كه خدايش از شر دهان و عورت نگاه دارد بهشتى است. هر كه بدعتگزارى را محترم دارد بويرانى اسلام كمك كرده است. هر كه چيزى از امور مسلمانان را بعهده گيرد خدا در حاجت وى ننگرد تا وى در حوائج مسلمانان بنگرد.  2894 من نفّس عن غريمه أو محى عنه كان في ظلّ العرش يوم القيامة. 2895 من هجر أخاه سنة فهو كسفك دمه. 2896 من وقاه اللّه شرّ ما بين لحييه و شرّ ما بين رجليه دخل الجنّة. 2897 من وقّر صاحب بدعة فقد أعان على هدم الإسلام. 2898 من ولّى شيئا من أمور المسلمين لم ينظر اللّه في حاجته حتّى ينظر في حوائجهم.

‏747


‏ 2899 من لا يرحم النّاس لا يرحمه اللّه. هر كه بمردم رحم نكند خدا باو رحم نخواهد كرد. هر كه بمردم زمين رحم نكند خداى آسمان باو رحم نكند. هر كه بخدا و روز جزا مؤمن است مسلمانى را نترساند. هر كه شهادتى را كه از او خواسته اند نهان دارد چنانست كه شهادت دروغ داده باشد. هر كه علمى را از اهل آن نهان دارد روز قيامت لگامى از آتش بر او زنند. هر كه اصلش گرامى و مولدش پاكيزه باشد محضرش نيكست. 2900 من لا يرحم من في الأرض لا يرحمه من في السّماء. 2901 من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فلا يروعنّ مسلما. 2902 من كتم شهادة إذا دعى إليها كان كمن شهد بالزّور. 2903 من كنتم علما عن أهله ألجم يوم القيامة لجاما من نار. 2904 من كرم أصله و طاب مولده حسن محضره. 2905 من لم يرض بقضاء اللّه و لم هر كه بقضاى خدا رضا نيست‏

‏748


يؤمن بقدر اللّه فليلتمس إلها غير اللّه. و بتقدير خدا ايمان ندارد خدائى غير خداى يكتا بجويد. هر كه بحالى بميرد خدا وى را بهمان حال بر انگيزد. هر كه حاجت برادر مسلمان خويش بر آرد چنانستكه حج كرده و عمره گذاشته باشد. هر كه حاجت برادر مسلمان خويش را برآرد چنانستكه همه عمر خويش را خدمت خدا كرده باشد . هر كه از خويشاوند ببرد يا قسم دروغ خورد پيش از آنكه بميرد وبال آن ببيند. هر كه قسم بايدش خورد جز بخدا قسم نخورد. 2906 من مات على شي‏ء بعثه اللّه عليه. 2907 من قضى لأخيه المسلم حاجة كان له من الأجر كمن حجّ و اعتمر. 2908 من قضي لأخيه المسلم حاجة كان له من الأجر كمن خدم اللّه عمره. 2909 من قطع رحما أو حلف على يمين فاجرة رأى و باله قبل أن يموت. 2910 من كان حالفا فلا يحلف إلاّ باللّه.

‏749


‏ 2911 من كان سهّلا هيّنا ليّنا حرّمه اللّه على النّار. هر كه آسانگير و نرم و ملايم باشد خدا او را بجهنم حرام كند. هر كه قرضى داشته باشد و قصد پرداخت آن كند پيوسته نگهبانى از جانب خدا بر او گماشته باشد. هر كه قلبى خوب داشته باشد خدا بوى مشتاقست. هر كه در دنيا دو رو باشد روز قيامت دو زبان از آتش دارد. هر كه بخدا و روز جزا ايمان دارد با همسايه خويش نكوئى كند هر كه بخدا و روز جزا ايمان دارد مهمان خويش را گرامى دارد هر كه بخدا و روز جزا ايمان دارد سخن بخير گويد يا خاموش ماند. 2912 من كان عليه دين فهمّ بقضائه لم يزل معه من اللّه حارس. 2913 من كان له قلب صالح تحنّن اللّه عليه. 2914 من كان له وجهان في الدّنيا كان له يوم القيامة لسانان من نار. 2915 من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليحسن إلى جاره و من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم ضيفه و من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليقل خيرا أو ليسكت.

‏750


‏ 2916 من قاد أعمى أربعين خطوة غفر له ما تقدّم من ذنبه. هر كه كورى را چهل قدم بكشد گناهان گذشته‏اش آمرزيده شود. هر كه پيشانى مادر خويش را ببوسد از آتش جهنم مصون شود. هر كه گنجشكى را بناحق بكشد خدا روز قيامت از وى باز خواست كند. من عفا عند القدرة عفا اللّه عنه يوم العسرة. هر كه هنگام قدرت ببخشد خدا در روز سختى او را ببخشد. هر كه علمى ياد دهد، پاداش كسى كه بدان عمل ميكند از اوست و پاداش عامل كاسته نشود. هر كه برادر خويش را بگناهى سرزنش كند نميرد تا مرتكب آن شود. هر كه درختى بكارد هر بار كه انسانى يا يكى از مخلوق خدا از آن بخورد براى وى صدقه‏اى محسوب شود. 2917 من قبّل بين عيني أمّه كان له سترا من النّار. 2918 من قتل عصفورا بغير حقّ سأله اللّه عنه يوم القيامة. 2919 من علّم علما فله أجر من عمل به لا ينقص من أجر العامل. 2920 من عيّر أخاه بذنب لم يمت حتّى يعمله. 2921 من غرس غرسا لم يأكل منه آدميّ و لا خلق من خلق اللّه إلاّ كان له صدقة.

‏751


‏ 2922 من غشّنا فليس منّا، ألمكر و الخداع فى النّار. هر كه با ما نادرستى كند از ما نيست مكر و خدعه در جهنمست. هر كه علم جويد كفاره گناهان گذشته وى باشد. هر كه علم جويد كه بوسيله آن با دانشوران همچشمى كند يا با سفيهان مجادله كند يا توجه عامه را بسوى خود جلب كند خدايش بجهنم برد. هر كه سه دختر داشته باشد و تربيتشان كند و شوهرشان دهد و با آنها نيكوئى كند پاداش او بهشتست. هر كه فردا را از عمر خويش شمارد مرگ را خوب نشناخته است. 2923 من طلب العلم كان كفّارة لما مضى. 2924 من طلب العلم ليجاري به العلماء أو ليماري به السّفهاء أو يصرف به وجوه النّاس إليه أدخله اللّه النّار. 2925 من عال ثلاث بنات فأدّبهنّ و زوّجهنّ و أحسن إليهنّ فله الجنّة. 2926 من عدّ غدا من أجله فقد أساء صحبة الموت. 2927 من حضر معصية فكرهها فكأنّما غاب عنها و من غاب هر كس ناظر معصيتى باشد و آنرا منفور دارد چنانست كه غايب بوده و هر كس از معصيتى كه در غياب‏

‏752


عنها فرضيها فكأنّه حضرها او كرده اند خشنود باشد چنانست كه ناظر آن بوده است. هر كه بغير خدا قسم خورد مشركست. هر كه همسر كسى يا مملوك او را فريب دهد از ما نيست. هر كه به هدايتى دعوت كند پاداش وى چون پاداش همه كسانى است كه پيروى آن كنند و از پاداش آنها چيزى نميكاهد و هر كه بضلالتى دعوت كند گناه وى مثل گناهان همه كسانيست كه پيروى آن كنند و از گناه آنها چيزى نميكاهد. هر كه خانه‏اى فروشد و با قيمت آن خانه ديگر نخرد بركت نيابد. 2928 من حلف بغير اللّه فقد أشرك. 2929 من خبّب زوجة امرء أو مملوكه فليس منّا. 2930 من دعا إلى هدى كان له من الأحر مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئا و من دعا إلى ضلالة كان عليه من الإثم مثل آثام من تبعه لا ينقص ذلك من آثامهم شيئا. 2931 من باع دارا ثمّ لم يجعل ثمنها في مثلها لم يبارك له فيها. 2932 من باع عيبا لم يبيّنه لم يزل هر كه چيز معيوبى فروشد و

‏753


في مقت اللّه و لم تزل الملائكة تلعنه. نگويد پيوسته در دشمنى خدا باشد و فرشتگان پيوسته او را لعنت كند. هر كه بدون ضرورت خانه‏اى را بفروشد خدا تلف كننده‏اى را بگمارد كه قيمت آنرا تلف كند . هر كه پيش از اسلام سخن آغازد جوابش مدهيد. هر كه تيراندازى را تعليم گرفته باشد و ترك كند نعمتى را كفران كرده است. هر كه زن بگيرد يك نيمه ايمان خويش را كامل كرده از خدا در باره نيم ديگر بترسد. 2933 من باع عقر دار من غير ضرورة سلّط اللّه على ثمنها تالفا يتلفه. 2934 من بدأ بالكلام قبل السّلام فلا تجيبوه. 2935 من ترك الرّمى بعد ما علمه فإنّها نعمة كفّرها. 2936 من تزوّج فقد استكمل نصف الإيمان فليتّق اللّه في النّصف الباقي. 2937 من تمنّى على أمّتي الملاء ليلة واحدة أحبط اللّه عمله أربعين سنة هر كه براى امت من يكشب آرزوى گرانى كند خدا چهل سال عبادت او را باطل كند.

‏754


‏ 2938 من أفتى بغير علم كان إثمه على من أقتاه و من أشار على أخيه بأمر يعلم أنّ الرّشد في غيره فقد خانه. هر كه بدون علم فتوى دهد گناه حاصل از آن را بگردن دارد و هر كه ببرادر خويش كارى سفارش كند و داند كه مصلحت در غير آنست بوى خيانت كرده است. هر كه مسلمانى را گرامى دارد خداى والا را گرامى داشته است. هر كه استغفار كند خدا براى او از هر غمى گشايش و از هر تنگنائى مفرى پديد آرد. و او را از جائيكه انتظار ندارد روزى دهد. 2939 من اقتصد أغناه اللّه، و من بذّر أفقره اللّه، و من تواضع رفعه اللّه، و من تجبّر قصمه اللّه هر كه ميانه روى كند خدا بى نيازش كند و هر كه اسراف كند خدا فقيرش كند و هر كه فروتنى كند خدايش بر دارد و هر كه بزرگى فروشد خدايش درهم شكند. 2940 من أكرم إمرء مسلما فإنّما يكرم اللّه تعالى. 2941 من أكثر من الإستغفار جعل اللّه له من كلّ همّ فرجا و من كلّ ضيق مخرجا و رزقه من حيث لا يحتسب. 2942 من أكل بالعلم طمس اللّه هر كه بوسيله علم نان خورد خدا

‏755


على وجهه و ردّه على عقبه و كانت النّار أولى به. چهره او را دگرگون كند و كارش را واژگون كند و جهنم سزاوار او باشد. هر كه تنگدستى را مهلت دهد تا گشايش يابد خدا گناهش را مهلت دهد تا توبه كند. هر كه غذاى دلخواه مريضى را به او بخوراند خدا از ميوه‏هاى بهشت باو بخوراند. 2943 من أنظر معسرا إلى ميسرته أنظره اللّه بذنبه إلى توبته. 2944 من أطعم مريضا شهوته أطعمه اللّه من ثمار الجنّة. 2945 من أعان ظالما سلّطه اللّه عليه هر كه ستمگرى را اعانت كند خدايش بر او مسلط كند . 2946 من أعان على خصومة بظلم لم يزل في سخط اللّه حتّى ينزع هر كه بوسيله ستمى بر خصومتى كمك كند پيوسته مورد خشم خدا باشد تا دست بردارد. 2947 من أعان ظالما ليدحض بباطله حقّا فقد برئت منه ذمّة اللّه و رسوله هر كه ستمگرى را اعانت كند كه بوسيله باطل خويش حقى را پايمال كند، از حمايت خدا و پيغمبر برون باشد . 2948 من أعطى حظّه من الرّفق هر كه را از ملايمت بهره داده‏اند

‏756


فقد أعطى حظّه من الخير و من حرم حظّه من الرّفق فقد حرم حظّه من الخير. از نيكى بهره‏اش داده اند و هر كه را از ملايمت محروم كرده اند از نيكى بى نصيبش كرده‏اند . هر كه برادر مسلمانش را در حضور او غيبت كنند و تواند ياريش كند يارى وى نكند خدا او را در دنيا و آخرت خوار كند. هر كه در مال يا تن خويش بليه‏اى داشته باشد و پنهان كند و شكايت آن بمردم نبرد بر خدا واجب است كه بيامرزدش. هر كه مسلمان گرسنه‏اى را غذا دهد خدا از ميوه‏هاى بهشت باو بخوراند. هر كه مال دزدى را بخرد و بداند كه دزديست در ننگ و گناه آن شريكست. 2949 من اغتيب عنده أخوه المسلم فلم ينصره و هو يستطيع نصره أذلّه اللّه تعالى في الدّنيا و الآخرة. 2950 من أصيب بمصيبة في ماله أو جسده و كتمها و لم يشكها إلى النّاس كان حقّا على اللّه أن بغفر له. 2951 من أطعم مسلما جائعا أطعمه اللّه من ثمار الجنّة. 2952 من إشترى سرقة و هو يعلم أنّها سرقة فقد شرك في عارها و إثمها.

‏757


‏ 2953 من أصاب حدّا فعجّل عقوبته في الدّنيا فاللّه أعدل من أن يثني على عبده العقوبة في الآخرة، و من أصاب حدّا فستره اللّه عليه فاللّه أكرم من أن يعود في شي‏ء قد عفا عنه. هر كه گناهى كند و در دنيا عقوبت آن ببيند خدا عادل‏تر از آنستكه بار ديگر بنده خويش را در آخرت عقوبت كند و هر كه گناهى كند و خدا آن را بپوشاند خدا كريمتر از آنستكه به بخشيده خود باز گردد. هر كه روز آغاز دو سر پرهيزكارى داشته باشد و در اين اثنا گناهى كند خدا وى را بيامرزد . هر كه روز آغازد و توجه او بغير خدا باشد با خدا كارى ندارد. و هر كه روز آغازد و بكار مسلمانان توجهى نداشته باشد مسلمان نيست. 2954 من أصبح و همّه التّقوى ثمّ أصاب فيما بين ذلك ذنبا غفر اللّه له. 2955 من أصبح و همّه غير اللّه فليس من اللّه في شي‏ء و من أصبح لا يهتمّ بالمسلمين فليس منهم. 2956 من أصبح مطيعا للّه في والديه أصبح له بابان مفتوحان من الجنّة و إن كان واحدا فواحد هر كه روز آغازد و در كار پدر و مادر خويش مطيع خدا باشد، دو در از بهشت بر او گشوده باشد و اگر يكى باشد يكى.

‏758


‏ 2957 من استطاع منكم أن يستر أخاه المؤمن بثوبه فليفعل. هر كس از شما تواند برادر مؤمن خويش را بجامه‏اى بپوشاند، بپوشاند. هر كه عفت جويد خدايش عفت دهد و هر كه غنا طلبد خدايش غنى كند. هر كه گنه كند و خندان باشد وارد جهنم شود و گريان باشد. هر كه خواهد بداند نزد خدا چه دارد بنگرد خدا نزد وى چه دارد. هر كه خواهد دعوتش مستجاب شود و غمش از پيش برخيزد تنگ دستى را گشايش دهد. هر كه اراده كارى كند و با مرد مسلمانى درباره آن مشورت كند خدايش بمعقولترين كارها توفيق دهد. 2958 من استعفّ أعفّه اللّه و من استغنى أغناه اللّه. 2959 من أذنب و هو يضحك دخل النّار و هو يبكي. 2960 من أراد أن يعلم ماله عند اللّه فلينظر ما للّه عنده. 2961 من أراد أن تستجاب دعوته و أن تكشف كربته فليفرج عن معسر. 2962 من أراد أمرا فشاور فيه امرءا مسلما وفّقه اللّه لأرشد أموره.

‏759


‏ 2963 من أرضى والديه فقد أرضى اللّه و من أسخط والديه فقد أسخط اللّه. هر كه پدر و مادر خويش را خشنود كند خدا را خشنود كرده و هر كه پدر و مادر خويش را خشمگين كند خدا را خشمگين كرده است. هر كه علمش فزون شود و بى رغبتى وى بدنيا فزون نشود دوريش از خدا بيشتر شود. هر كه از شما تواند دين و آبرو را بمال خود حفظ كند، حفظ كند 2966 من استطاع منكم أن ينفع أخاه فلينفعه. هر كه از شما تواند ببرادر خويش نفع برساند، برساند. هر كه خطائى كند يا گناهى از او سر زند آنگاه پشيمان شود پشيمانى كفاره اوست. هر كه دينى بعهده دارد كه نيت پرداخت آن دارد، خدا روز قيامت قرض وى را ادا كند. 2964 من ازداد علما و لم تزدد في الدّنيا زهدا لم يزدد من اللّه إلاّ بعدا. 2965 من استطاع منكم أن يقي دينه و عرضه بماله فليفعل. 2967 من أخطأ خطيئة أو أذنب ذنبا ثمّ ندم فهو كفّارته. 2968 من إدّان دينا ينوي قضاءه أدّاه اللّه عنه يوم القيمة. 2969 من أذلّ نفسه في طاعة اللّه فهو أعزّ ممّن تعزّز بمعصية اللّه هر كه خويشتن را در اطاعت خدا خوار كند از كسى كه به معصيت خدا عزت جسته باشد عزيزتر است. 

‏760


2970 من أذلّ عنده مؤمن فلم ينصره و هو يقدر على أن ينصره أذلّه اللّه على رؤس الأشهاد يوم القيامة.

هر كه مؤمنى را پيش او خوار كنند و تواند يارى او كند و نكند روز قيامت خدا پيش همگان خوارش كند. هر كه گناهى كند و داند كه پروردگارى دارد كه اگر خواهد گناه وى بيامرزد و اگر خواهد عذابش كند بر خدا واجب است كه بيامرزدش. هر كه گناهى كند و داند كه خدا ناظر وى بوده، خدا بيامرزدش و گر چه آمرزش نخواهد. هر كه دوست دارد كه روزى وى گشاده كنند و زندگيش طولانى شود با خويشاوند پيوند گيرد . هر كه در بمردم ببندد از جهنم مصون نماند. 2971 من أذنب ذنبا فعلم أنّ له ربّا إن شاء غفر له و إن شاء عذّبه كان حقّا على اللّه أن يغفر له. 2972 من أذنب ذنبا فعلم أنّ اللّه قد إطّلع عليه غفر له و إن لم يستغفر. 2973 من أحبّ أن يبسط له في رزقه و أن ينساء له في أجله فليصل رحمه. 2974 من إحتجب عن النّاس لم يحجب عن النّار.

‏761


‏ 2975 من إحتكر على المسلمين طعامهم ضربه اللّه بالجذام. هر كه خوراك مسلمانان را احتكار كند خدا بخوره مبتلايش كند. هر كه رابطه خويش را با خدا نيك كند خدا رابطه وى با مردم نيك كند و كسيكه باطن خويش به صلاح آرد خدا ظاهر وى بصلاح آرد. هر كه تير اندازى بداند و آن را ترك كند يكى از نعمتها را ترك كرده است. هر كه مال مردم بگيرد و اراده پرداخت آن داشته باشد خدا پرداخت آن كند و هر كه بگيرد و اراده تلف كردن داشته خدا آن را تلف كند. هر كه از خدا بترسد زبانش كند شود و خشم خويش آشكار نكند. 2976 من أحسن فيما بينه و بين اللّه كفاه اللّه ما بينه و بين النّاس و من أصلح سريرته أصلح اللّه علانيته. 2977 من أحسن الرّمى ثمّ تركه فقد ترك نعمة من النّعم. 2978 من أخاف مؤمنا كان حقّا على اللّه أن لا يؤمنه يوم القيمة هر كه مؤمنى را بترساند بر خدا واجب است روز قيامت ايمنش نكند نكند. 2979 من أخذ أموال النّاس يريد أداءها أدّى اللّه عنه و من أخذها يريد إتلافها أتلفه اللّه. 2980 من اتّقى اللّه كلّ لسانه و لم يشف غيظه.

‏762


‏ 2981 من إتّقى اللّه وقاه كلّ شي‏ء هر كه از خدا بترسد خدا او را از همه چيز محفوظ دارد . 2982 من أجرى اللّه على يديه فرجا لمسلم فرّج اللّه عنه كرب الدّنيا و الآخرة. هر كه خدا بدست وى گشايشى براى مسلمانى پديد آرد خدا محنت دنيا و آخرت از او بردارد . هر كه براى خدا دوست دارد و براى خدا دشمن دارد و براى خدا عطا كند و براى خدا منع كند به كمال ايمان رسيده است. هر كه چيزى را دوست دارد ياد آن بسيار كند. هر كه دنيا را دوست دارد آخرت خود را زيان زند و هر كه آخرت را دوست دارد بدنياى خويش زيان زند، پس آنچه را باقيست بر آنچه فانيست ترجيح دهيد. هر كه گروهى را دوست دارد خدا وى را با آنها محشور كند. 2983 من أحبّ للّه و أبغض للّه و أعطى للّه و منع للّه فقد استكمل الإيمان. 2984 من أحبّ شيئا أكثر من ذكره. 2985 من أحبّ دنياه أضرّ بآخرته و من أحبّ آخرته أضرّ بدنياه فآثروا ما يبقى على ما يفنى. 2986 من أحبّ قوما حشره اللّه في زمرتهم.

‏763


‏ 2987 من أحبّ أن يجد طعم الإيمان فليحبّ المرء لا يحبّه إلاّ للّه. هر كه دوست دارد لذت ايمان بچشد كسى را دوست دارد كه او را جز براى خدا دوست ندارد. هر كه بقضاوت ميان مسلمانان مبتلا شود ميان آنها در نظر و اشاره و مجلس خويش برابرى نهد. هر كه بقضاوت ميان مسلمانان مبتلا شود صداى خويش بر يكى از مدعيان بلند نكند مگر اينكه بر ديگرى نيز بلند كند. هر كه مبتلا شود. و صبر كند و عطايش دهند و شكر كند و ظلم بيند و ببخشد و ظلم كند و آمرزش طلبد آنان در امانند و آنها هدايت يافتگانند. 2988 من ابتلى بالقضاء بين المسلمين فليعدل بينهم في لحظه و إشارته و مجلسه. 2986 من ابتلى بالقضاء بين المسلمين فلا يرفع صوته على أحد الخصمين إلاّ يرفع على الآخر . 2990 من إبتلى فصبر و أعطى فشكر، و ظلم فغفر و ظلم فاستغفر أولئك لهم الأمن و هم مهتدون . 2991 من أتى عرّافا أو كاهنا هر كه پيش غيبگو يا كاهن رود

‏764


فصدّقه بما يقول فقد كفر بما أنزل على محمّد صلّى اللّه عليه و آله. و گفته او را تصديق كند بدين محمد كافر شده است. هر كه با شما نكوئى كرد عوضش دهيد و اگر نتوانيد براى او دعا كنيد. هر كه برادرش بعذر خواهى پيش وى آيد بايد عذر وى را درست باشد يا نادرست بپذيرد و اگر نپذيرد بر من بحوض در نيآيد. هر كه از خدا بترسد خدا همه چيز را ازو بترساند و هر كه از خدا نترسد خدا وى را از همه چيز بترساند. هر كه مؤمنى را بكفر نسبت دهد چنانستكه او را كشته باشد. 2992 من أتى إليكم معروفا فكافئوه فإن لم تجدوا فادعوا له. 2993 من أتاه أخوه متنصّلا فليقبل ذلك منه محقّا أو مبطلا فإن لم يفعل لم يرد علىّ الحوض . 2994 من إتّقى اللّه أهاب اللّه منه كلّ شي‏ء و من لم يتّق اللّه أهابه اللّه من كلّ شي‏ء. 2995 من رمى مؤمنا بكفر فهو كقتله. 2996 من روّع مؤمنا لم يؤمّن اللّه روعته يوم القيامة و من سعى هر كه مؤمن را بترساند خدا روز قيامت ترس او را با منيت‏

‏765


بمؤمن أقامه اللّه مقام ذلّ و خزى يوم القيامة. بدل نكند و هر كه از مؤمنى بدگوئى كند خدا روز قيامت او خوار و زبونش كند. هر كه كشتى كند و پرنده‏اى از آن بخورد براى وى صدقه‏اى محسوب شود. هر كه زنا كند ايمانش برود و اگر توبه كند خدا توبه او بپذيرد. هر كه زنا كند يا شراب بنوشد خدا ايمان از او بكند همچنانكه انسان پيراهن از سر خويش بيرون ميكند. هر كه زنا كند با كسان وى زنا كنند. هر كه از دنيا بگذرد خدايش بدون تعلم علم آموزد و بصيرت دهد. 2997 من زرع زرعا فأكل منه طير كان له صدقة. 2998 من زني خرج منه الإيمان فإن تاب تاب اللّه عليه. 2999 من زنى أو شرب الخمر نزع اللّه منه الإيمان كما يخلع الإنسان القميص من رأسه. 3000 من زنى زنى به. 3001 من زهد في الدّنيا علّمه اللّه بلا تعلّم و جعله بصيرا. 3002 من ساء خلقه عذّب نفسه و من كبر همّه سقم بدنه هر كه خويش بد باشد خويشتن را معذب دارد و هر كه غمش بسيار

‏766


 و من لا مى الرّجال ذهبت كرامته و سقطت مروّته.

شود تنش رنجور گردد و هر كه با مردم منازعه كند كرامتش برود و جوانمرديش نابود شود. هر كه فقير نباشد و سؤال كند گوئى شراب خورده است. هر كه غضب خويش باز دارد خدا عذاب خويش از وى باز دارد و هر كه زبان خويش نگه دارد خدا عيب وى بپوشاند. هر كه سه اولاد بخاك بسپارد خدا آتش جهنم را بر او حرام كند. هر كه به نيكى راهبر شود پاداش نكوكار دارد. هر كه در غياب برادرش از آبروى وى دفاع كند بر خدا واجب است كه او را از جهنم مصون دارد . 3003 من سأل من غير فقر فكأنّما يأكل الخمر. 3004 من دفع غضبه دفع اللّه عنه عذابه و من حفظ لسانه ستر اللّه عورته. 3005 من دفن ثلاثة من الولد حرّم اللّه عليه النّار. 3006 من دلّ على خير فله مثل أجر فاعله. 3007 من ذبّ عن عرض أخيه بالغيبة كان حقّا على اللّه أن يقيه من النّار.

‏767


 3008من ذكر إمرأ بما ليس فيه ليعيبه حبسه اللّه فى نار جهنّم حتّى يأتي بنفاذ ما قال .

هر كه بعيب جوئى كسى را بصفتى كه در او نيست ياد كند خدا او را در آتش جهنم محبوس دارد تا گفته خويش را مجرى دارد. هر كه مردى را بصفتيكه در او هست ياد كند غيبت وى كرده است. هر كس از شما ناشايسته‏اى بيند بدست خويش مانع آن شود و اگر نتواند بزبان و اگر نتواند بدل مانع شود كه حداقل ايمان همين است. هر كه بكار خدا براى غير خدا ريا كند از خدا بيزارى جسته است. هر كه طفلى را تربيت كند تا لا اله الا اللّه گويد خدا از او حساب نخواهد. هر كه رحم كند و گر چه نسبت درباره سر بريدن بچه گنجشكى باشد خدا در روز قيامت او را رحم كند. 3009 من ذكر رجلا بما فيه فقد إغتابه. 3010 من رأى منكم منكرا فليغيّره بيده فإن لم يستطع فبلسانه فإن لم يستطع فبقلبه و ذلك أضعف الإيمان. 3011 من رأى باللّه بغير اللّه فقد برى‏ء من اللّه. 3012 من ربّى صغيرا حتّى يقول: لا إله إلاّ اللّه لم يحاسبه اللّه. 3013 من رحم و لو ذبيحة عصفور رحمه اللّه يوم القيمة.

‏768


 3014 من ردّ عن عرض أخيه ردّ اللّه عن وجهه النّار.

هر كه از آبروى برادر خويش دفاع كند خدا آتش را از چهره وى باز دارد. هر كه را تقوى داده اند خير دنيا و آخرت داده‏اند. هر كه را خدا زنى پارسا داده وى را بر نصف دين خويش يارى كرده و بايد درباره نصف ديگر آن از خدا بترسد. هر كه از خدا بروزى اندك راضى شود خدا از او بعمل اندك راضى شود. هر كه سنگى از راه بردارد عمل نيكى براى وى ثبت كند. هر كه با كنيزيكه زناكارى وى نديده زنا كند روز قيامت خدا وى را بتازيانه آتشين تازيانه زند 3015 من رزق تقى فقد رزق خير الدّنيا و الآخرة. 3016 من رزقه اللّه امرأة صالحة فقد أعانه على شطر دينه فليتّق اللّه في الشّطر الباقي . 3017 من رضي من اللّه باليسير في الرّزق رضى اللّه منه بالقليل من العمل. 3018 من رفع حجرا عن الطّريق كتبت له حسنة. 3019 من زنى بأمة لم يرها تزني جلّده اللّه يوم القيمة بسوط من نار.

‏769


‏ 3020 من ستر أخاه المسلم في الدّنيا فلم يفضحه ستره اللّه يوم القيمة. هر كه در دنيا راز برادر مسلمان خويش بپوشد و او را رسوا نكند خدا روز قيامت راز وى بپوشاند. هر كه دوست دارد از همه مردم نيرومندتر باشد بخدا توكل كند. هر كه دوست دارد سالم ماند خاموشى گزيند. هر كه دوست دارد خدا هنگام سختى و مصيبت دعاى وى اجابت كند هنگام گشايش دعا بسيار كند . هر كه بد مردم گويد از عقل به دور است يا خللى در او هست. هر كه در صحرا سكونت گيرد خشن شود. هر كه بجستجوى علم راهى سپرد خدا براى وى راهى سوى بهشت بگشايد. 3021 من سرّه أن يكون أقوى النّاس فليتوكّل على اللّه. 3022 من سرّه أن يسلم فليلزم الصّمت. 3023 من سرّه أن يستجيب اللّه له عند الشّدائد و الكرب فليكثّر الدّعاء في الرّخاء. 3024 من سعى بالنّاس فهو بغير رشده أو فيه شي‏ء منه. 3025 من سكن البادية جفا. 3026 من سلك طريقا يلتمس فيه علما سهّل اللّه له طريقا إلى الجنّة.

‏770


‏ 3027 من شرب الخمر أتي عطشان يوم القيمة. هر كه شراب نوشد روز قيامت تشنه بيارندش. هر كه شراب نوشد نور ايمان از ضميرش برود. هر كه شهادتى دهد كه بسبب آن مال مرد مسلمانى را بخورند يا خونى بريزند مستحق جهنمست . هر كه زيان بكسان رساند خدا زيانش رساند و هر كه سختگيرى كند خدا با وى سخت گيرد. هر كه مملوك خويشرا بستم بزند روز قيامت از او تقاص كنند. هر كه بستم تازيانه زند روز قيامت از او تقاص كنند. هر كه يتيم خويش يا يتيم ديگرى را نگه دارد تا خدايش از رعايت او بى نياز كند بهشت بر او واجبست‏ 3028 من شرب خمرا خرج نور الإيمان من جوفه. 3029 من شهد شهادة يستباح بها مال امرى‏ء مسلم أو يسفك بها دم فقد أوجب النّار. 3030 من ضارّ ضارّ اللّه به و من شاقّ شاقّ اللّه عليه. 3031 من ضرب مملوكه ظالما أقيد منه يوم القيامة. 3032 من ضرب بسوط ظلما أقتصّ منه يوم القيامة. 3033 من ضمّ يتيما له أو لغيره حتّى يغنيه اللّه عنه وجبت له الجنّة.

‏771


‏ 3034 من كرامة المؤمن على اللّه تعالى نقاء ثوبه و رضاه باليسير. از لوازم حرمت مؤمن نزد خدا است كه جامه‏اش پاكيزه باشد و باندك خشنود گردد. غذا دادن مسلمان گرسنه از موجبات آمرزيده شدن است. هر كه مسلمانان را در راههايشان آزار كند لعنت وى بر ايشان واجب است. هر كه مسلمانى را آزار كند مرا آزار كرده و هر كه مرا آزار كند خدا را آزار كرده است . هر كه گمشده‏اى را جا دهد مادام كه وجود آن را اعلام نكند گم راه است. هر كه غذا ميفروشد نفروشد يا كامل بفروشد. 3035 من موجبات المغفرة إطعام المسلم السّغبان. 3036 من أذى المسلمين في طرقهم وجبت عليه لعنتهم. 3037 من أذى مسلما فقد أذاني و من أذاني فقد أذى اللّه. 3038 من آوى ضالّة فهو ضالّ ما لم يعرّفها. 3039 من ابتاع طعاما فلا يبعه حتّى يستوفيه. 3040 من أفضل العمل إدخال السّرور على المؤمن تقضي از بهترين عملها خوشحال كردن مؤمن است يعنى دين وى را ادا كنى،

‏772


عنه دينا، تقضي له حاجة، تنفّس له كربة. حاجتى از او بر آورى يا محنتى از او بر طرف كنى. از جمله عبادت نكوى مرد خوش گمان بودن او بخداست. نيكخوئى نيكبختى مرد است و بدخوئى بدبختى است. از لوازم شكر نعمت داشتن نمودار كردن آنست. مدارا در معاش از دانش مرد است. اصلاح معيشت از دانش مرد است و جستجوى چيزيكه معاش تو را بصلاح آرد دنيا پرستى نيست . 3041 من تمام التّحيّة الأخذ باليد كمال درود گفتن دست گرفتن است. 3042 من حسن عبادة المرء حسن ظنّه. 3043 من سعادة المرء حسن الخلق و من شقاوته سوء الخلق. 3044 من سعادة المرء أن يشبه أباه از لوازم نيكبختى مرد آنست كه مانند پدر خويش باشد . 3045 من شكر النّعمة إفشاؤها. 3046 من فقه الرّجل رفقه في معيشته. 3047 من فقه الرّجل أن يصلح معيشته و ليس من حبّ الدّنيا طلب ما يصلحك.

‏773


‏ 3048 من إنقطع رجاؤه ممّا فات إستراح بدنه و من رضى بما قسمه اللّه قرّت عينه. هر كه از نابود شده اميد ببرد راحت شود و هر كه بقسمت خدا راضى شود آسوده گردد. هر كه از زبانش بترسند از اهل جهنمست. هر كه از دين يا دنياى او سودى نبرى در مجالست او خيرى نيست. هر كه روابط خويش با خدا نيكو دارد خدا روابط او را با مردم به صلاح آرد و هر كه پنهان خويش اصلاح كند خدا عيان او را بصلاح آرد و هر كه براى آخرت خويش كار كند خدا دنياى وى را كفايت كند. 3049 من خاف النّاس لسانه فهو من أهل النّار. 3050 من لم تنتفع بدينه و لا دنياه فلا خير لك في مجالسته و من لم يوجب لك فلا توجب له و لا كرامة. 3051 من أحسن فيما بينه و بين اللّه كفاه اللّه ما بينه و بين النّاس و من أصلح سريرته أصلح اللّه علانيته و من عمل لآخرته كفاه اللّه دنياه. 3052 من تنفعه ينفعك و من لا يعدّ الصّبر لنوائب الدّهر يعجز هر كه را سود دهى سودت دهد و هر كه در حوادث دنيا صبورى نكند

‏774


و من قرّض النّاس قرّضوه و من تركهم لم يتركوه عاجز ماند هر كه بد مردم گويد بدش گويند و هر كه آنها را رها كند رهايش نكنند. هر كه سلامت خواهد مراقب گفتار خويش باشد و از آنچه در دل دارد چيزى بزبان نيارد عمل نيك كند و آرزو كوتاه دارد. هر كه براى خدا فروتنى كند خدايش رفعت دهد و هر كه تكبر كند خدا او را پست كند. هر كه عمل بدى را شايع كند چون عامل آنست و هر كه مؤمنى را بكارى عيب كند نميرد تا مرتكب آن شود. هر كه ملامت بر او چيره شود راحت از او دور شود. هر كه از مدارا بى‏نصيب باشد از همه خوبيها بى نصيب مانده است. 3053 من أراد السّلامة فليحفظ ما جرى به لسانه و ليخرس ما أنطوى عليه جنانه و ليحسن عمله و ليقصّر أمله. 3054 من تواضع للّه رفعه اللّه و من تكبّر وضعه اللّه. 3055 من أذاع فاحشة كان كمبتديها و من عيّر مؤمنا بشي‏ء لم يمت حتّى يركبه. 3056 من استولى عليه الضّجر رحلت عنه الرّاحة. 3057 من حرم الرّفق فقد حرم الخير كلّه.

‏775


‏ 3058 من عمل على غير علم كان ما يفسد أكثر ممّا يصلح. هر كه بى علم عمل كند بيش از آنچه اصلاح ميكند افساد خواهد كرد. هر كه را صورت نيك و سيرت نيك و جفت پارسا و سخاوتى دادند بهره او را از خير دنيا و آخرت داده‏اند. هر كه ادب ندارد عقل ندارد 3062 من طلب شيئا وجدّ وجد. هر كه چيزى بجويد و بكوشد بيايد. هر كه رحم نكند رحمش نكنند 3064 من أراد اللّه به خيرا رزقه اللّه خليلا صالحا. هر كه خدا خير او خواهد دوستى شايسته نصيب وى كند. هر كه بكوفتن در ادامه دهد بر او بكشايند. 3059 من رزق حسن صورة و حسن خلق و زوجة صالحة و سخاء فقد أعطي حظّه من خير الدّنيا و الآخرة. 3060 من يزرع خيرا يحصد زعبة و من يزرع شرّا يحصد ندامة هر كه نيكى كارد سود برد و هر كه بدى كارد پشيمانى درود. 3061 من لا أدب له لا عقل له. 3063 من لا يرحم لا يرحم. 3065 من يدم قرع الباب يوشك أن يفتح له.

‏776


‏ 3066 ملعون ذو الوجهين ملعون ذو اللّسانين. دو رو ملعون است دو زبان ملعون است. از جمله صدقه اينست كه بمردم سلام كنى و گشاده رو باشى. از جمله صدقه اينست كه مرد علم آموزد و بدان عمل كند و تعليم دهد. از لوازم جوانمردى اينست كه برادر بگفتار برادر خويش وقتى با او سخن ميكند، گوش فرا دارد و از نيك‏رفتارى اينست كه برادر با برادر خويش وقتى بند كفش وى بريده (و رفتن نتواند) توقف كند. از جمله بدترين مردم كسيست كه آخرت خويش را بدنياى ديگرى تلف كند. 3067 من البرّ أن تصل صديق أبيك از جمله نكوئى اينست كه با دوست پدر خويش دوستى كنى 3068 من الصّدقة أن تسّلّم على النّاس و أنت طلق الوجه. 3069 من الصّدقة أن يعلّم الرّجل العلم فيعمل به و يعلّمه. 3070 من المروّة أن ينصت الأخ لأخيه إذا حدّثه و من حسن المماشاة أن يقف الأخ لأخيه إذا أنقطع شسع نعله. 3071 من أسوء النّاس من أذهب آخرته بدنيا غيره. 3072 من أشراط السّاعة الفحش از علايم قيامت بد گوئى و بد

‏777


و التّفحّش و قطيعة الرّحم و تخوين الأمين و إيتمان الخائن. كارى و بريدن خويشان و خائن شمردن امين و امين پنداشتن خائن است. از جمله بهترين وساطت وساطت ميان دو كس در كار زناشوئى است 3074 موت الغريب شهادة. مرگ غريب، شهادت است. مقام نماز نسبت بدين چون مقام سر نسبت بتن است. مجاهد آنست كه در كار اطاعت خدا با ضمير خويش جهاد كند. مرد بر روش دوست خويشتن است. مرد ببرادر خويش نيرو ميگيرد. گناه دو ناسزا گو بر كسى است كه آغاز كرد بشرط آنكه مظلوم تجاوز نكند. 3073 من أفضل الشّفاعة أن تشفع بين اثنين في النّكاح. 3075 موضع الصّلوة من الدّين كموضع الرّأس من الجسد. 3076ألمجاهد من جاهد نفسه في طاعة اللّه. 3077 ألمرء على دين خليله. 3078 ألمرء كثير بأخيه. 3079 ألمسبّان ما قالا فهو على البادي ما لم يعتد المظلوم.

‏778


‏ 3080 ألمسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده. مسلمان كسى است كه مسلمان از دست و زبانش در امان باشد. مسلمان برادر مسلمانست بدو ستمش نكند و تسليمش نكند. مسلمانان بر ضد غير مسلمانان همسخنند. مسجد خانه هر پرهيزكار است 3084 ألمعدة بيت الدّاء و الحمية رأس كلّ دواء. معده خانه مرض است و پرهيز سر آمد دواهاست. مؤمن آنست كه مردم او را بر جان و مال و خون خويش امين شمرند. شمرند. مؤمن نسبت بمؤمن چون بناست كه قسمتى از آن قسمت ديگر را محكم كند. مؤمن شريف و كريم است و فاجر فريبكار و فرومايه است. 3081 ألمسلم أخو المسلم لا يظلمه و لا يسلمه. 3082 ألمسلمون يد واحدة على من سواهم. 3083 ألمسجد بيت كلّ تقىّ. 3085 ألمؤمن من أمنه النّاس على أنفسهم و أموالهم و دمائهم. 3086 ألمؤمن للمؤمن كالبنيان يشدّ بعضه بعضا. 3087 ألمؤمن غرّ كريم و الفاجر خبّ لئيم.

‏779


‏ 3088 ألمؤمن يوم القيمة في ظلّ صدقته. مؤمن روز قيامت در سايه صدقه خويش است. مؤمن هوشيار و دقيق و محتاط است. مؤمن كم حاجتست. ألمؤذّنون أطول النّاس أعناقا يوم القيمة. موذنان روز قيامت از همه مردم گردن‏فرازترند. مرگ براى هر فرد مسلمان و هر زن مسلمانى كفاره گناهانست. مهاجر آنست كه از هر چه خدا نهى كرده دورى كند. مرد در صف دوستان خويش است و نتيجه اعمالش بدو ميرسد. 3089 ألمؤمن كيّس فطن حذر. 3090 ألمؤمن يسير المؤنة. 3091 ألموت كفّارة لكلّ مسلم و مسلمة. 3092 ألمهاجر من هجر ما نهى اللّه عنه. 3093 ألمرء مع من أحبّ و له ما اكتسب. 3094 ألمستشار مؤتمن فإن شآء أشار و إن شاء سكت فإن أشار فليشر بما لو نزل به فعله كسى كه با وى مشورت كنند امانتدار است اگر خواهد رأى دهد و اگر خواهد خاموش ماند و اگر داد همان گويد كه اگر خود او بود ميكرد.

‏780


‏ 3095 ألمشاورة حصن من النّدامة و أمن من الملامة. مشورت حصار ندامت است و ايمنى از ملامت. مومن برادر مؤمنست و به هر حال از خير خواهى او چشم نپوشد. مؤمن نرمخو و ملايمست تا آنجا كه از نرمخوئى احمقش پندارى. مؤمن مايه سود است اگر همراهش شوى سودت دهد و اگر با وى مشورت كنى سودت دهد و اگر شريكش شوى سودت دهد و همه كار وى مايه سود است. مومنان نرمخو و ملايمند چون شتر دست‏آموز كه اگر بكشندش برود و اگر بر سنگى به خوابانندش بخوابد. 3096 ألمؤمن أخوا المؤمن لا يدع نصيحته على كلّ حال. 3097 ألمؤمن هيّن ليّن حتّى تخاله من اللّيّن أحمق. 3098 ألمؤمن منفعة إن ما شيته نفعك و إن شاورته نفعك و إن شاركته نفعك و كلّ شي‏ء من أمره منفعة. 3099 ألمؤمنون هيّنون ليّنون كالحمل الألف إن قيد إنقاد و إذا أنيخ على صخرة إستناخ . 3100 ألمتعبّد بغير فقه كالحمار في الطّاحون كسى كه بى دانش عبادت كند چون الاغ آسياست .

‏781


‏ 3101 ألمرض سوط اللّه في الأرض يؤدّب به عباده. بيمارى تازيانه خدا در زمين است كه بوسيله آن بندگان خويش را ادب ميكند. مؤمن آئينه مؤمنست مؤمن برادر مؤمنست از پشت سر مراقب اوست. مؤمن نسبت بمؤمن چون بناى محكم است كه اجزاى آن يكديگر را استحكام بخشد. مؤمن الفت گيرد و هر كه الفت نگيرد و الفت نيارد خيرى در او نيست. مؤمن غيرت ميبرد و غيرت خدا شديدتر است. مؤمن نسبت باهل ايمان چون سر نسبت بتن است مؤمن از رنج مؤمنان رنجور شود چنانكه تن از رنج سر رنجور گردد. 3102 ألمؤمن مرآة المؤمن و المؤمن أخو المؤمن يحوطه من ورائه. 3103 ألمؤمن للمؤمن كالبنيان المرصوص يشدّ بعضه بعضا. 3104 ألمؤمن يألف و لا خير فيمن لا يألف و لا يؤلف. 3105 ألمؤمن يغار و اللّه أشدّ غيرا. 3106 ألمؤمن من أهل الإيمان بمنزلة الرّأس من الجسد يألم المؤمن لأهل الإيمان كما يألم الجسد لما في الرّأس. 3107 ألمؤمن بخير على كلّ حال، مومن هميشه خوبست جانش‏

‏782


ينزع نفسه من بين جنبيه و هو يحمد اللّه. از تن ميرود و خدا را ستايش مى كند. مؤمنى كه با مردم آميزش كند و بر آزارشان صبر كند از مؤمنى كه با مردم آميزش نكند و بر آزارشان صبر نكند بهتر است. مؤمن نزد خدا از بعض فرشتگان او عزيزتر است. كسى كه با او مشورت كنند امانت دار است اگر خواهد رأى دهد و اگر نخواهد ندهد. مسلمان آئينه مسلمانست وقتى چيزى در او ديد بگيرد. مسلمانان برادرانند هيچكس بر ديگرى جز به پرهيزكارى برترى ندارد. 3108 ألمؤمن الّذي يخالط النّاس و يصبر على أذاهم أفضل من المؤمن الّذي لا يخالط النّاس و لا يصبر على أذاهم. 3109 ألمؤمن أكرم على اللّه من بعض ملائكته. 3110 ألمستشار مؤتمن إن شاء أشار و إن شاء لم يشر. 3111 ألمسلم مرآة المسلم فإذا رأى به شيئا فليأخذه. 3112 ألمسلمون إخوة لا فضل لأحد على أحد إلاّ بالتّقوى. 3113 ألمسلمون عند شروطهم ما مسلمانان بايد بشرايط خويش كه‏

‏783


وافق الحقّ من ذلك. مطابق حق باشد وفا كند. بليه و بيمارى و غم كيفر دنياست. نيكى درى از درهاى بهشتست و از مرگ بد جلوگيرى ميكند. كند. تأخير پرداخت دين، شمه‏اى از ظلم است. آنكه بر زنا اصرار ورزد چون بت پرست است. مكر و فريب و خيانت در جهنمست 3119ألمنافق يملك عينيه يبكي كما يشاء. منافق بر ديدگان خويش مسلط است چنانكه بخواهد گريه مى كند. ميت در قبر از ناله و فريادى كه بر مرگ او كنند معذب ميشود. 3114 ألمصائب و الأمراض و الأحزان في الدّنيا جزاء. 3115 ألمعروف باب من أبواب الجنّة و هو يدفع مصارع السّوء. 3116 ألمعك طرف من الظّلم. 3117 ألمقيم على الزّنا كعابد وثن. 3118 ألمكر و الخديعة و الخيانة في النّار. 3120 ألميت يعذّب في قبره بما يناح عليه.

‏784


© کپی رایت توسط سايت رسول نور حضرت محمد (ص) (کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به این سایت است.)

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما